شرح اشعار سعدی

بیا تا برآریم دستی ز دل / که نتوان برآورد فردا ز گل

باب دهم بوستان سعدی

مشخصات فایل برنامه معرفت شانزدهم تیرماه ۱۳۹۱

موضوع برنامه: بیا تا برآریم دستی ز دل / که نتوان برآورد فردا ز گل

عنوان این فصل: شرح اشعار سعدی شیرازی

مدت زمان برنامه: ۴۳ دقیقه

حجم فایل ویدئویی: ۱۰۸ مگابایت (MP4)

حجم فایل صوتی: ۱۷ مگابایت (MP3)

مختصری از متن برنامه:

برنامه‌های مشابه

مواعظ سعدی

بیا تا برآریم دستی ز دل            که نتوان برآورد فردا ز گل

به فصل خزان در نبینی درخت        که بی برگ ماند ز سرمای سخت

همه طاعت آرند و مسکین نیاز           بیا تا به درگاه مسکین نواز

چو شاخ برهنه برآریم دست            که بی برگ از این بیش نتوان نشست

خداوندگارا نظر کن به جود              که جرم آمد از بندگان در وجود

گناه آید از بندهٔ خاکسار            به امید عفو خداوندگار

شیخ اجل چقدر زیبا شروع کرده است که هرچه من بگویم، کلام او زیباتر است. مخاطب سعدی، اهلِ دل، اهل دعا و اهل حال است. گاهی انسان دست از گِل برمی‌دارد حتی خود دستش از سنخ گِل است و گاهی دست از دِل برمی‌دارد. اجازه بدهید این دست از دِل برداشتن را توضیح دهیم. انسان موجود عجیبی است. از جنبه طبیعی و بدن هم البته عجایبی دارد. ویژگی‌های روحی (مثل عقل، فلسفه، خیال، شعر و…) هم دارد که از آنها هم زیاد گفته شده است

اما نکته‌ای است که در این شعر سعدی است که «انسان تنها یک موجود هوشمند (ناطق) نیست بلکه یک حیوانِ روحانی هم هست» «روحانی» بودن با «هوشمند بودن» مقداری تفاوت دارد. انسان ممکن است هوشمند باشد اما لزوماً «روحانی» نباشد. یعنی توان روحانیّت دارد و میل به روح دارد. البته ممکن است این میل در سر مشغول شدن و فرو رفتن در امور نفسانی ضعیف بشود. انسان بالقوه و بالذات روحانی (منتسب به روح) است.

Video-DownloadSound-Download Youtube-download

فایل‌ها بجای «دانلود» پخش و اجرا می‌شود؟ راهنمای دانلود را بخوانید (اینجا بزنید)

می‌خواهید تمامی قسمت‌ها را به صورت یکجا دانلود کنید؟ همین الان اینجا بزنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا