یادداشت‌های دکتر دینانی

کشف قناع و تفسیر

بازگشت به اصل، در هستی یک قاعده و قانون است و آنچه در گفتن و شنیدن نقل و انتقال پیدا می کند، از این قاعده محکم و عقلی بیرون نیست. در یک گفتگوی واقعی که میان دو انسان آگاه صورت می پذیرد، تو گویی که دو مسافر از دو طریق متفاوت پس از طی دو مسافت بی نهایت، به یکدیگر رسیده اند. این دو مسافر که از راه دور به هم رسیده اند، پس از ملاقات با یکدیگر، دوباره به جایگاه اصلی خود باز می گردند و همان دو مسافت را طی می کنند، با این تفاوت که هر یک از آنها در فرود آمدن، تنها و منفرد بوده است و در بازگشت و به فراز رفتن هر دو مسافت را با همراهی یکدیگر می پیمایند. در ادامه درباره معنی «تفسیر و کشف قناع» سخن خواهیم گفت.

چنین است اندیشه که از رفیع ترین مرتبه هستی خود در درون انسان گوینده فرود می آید و با پوشیدن ردای سخن، از طریق گوش شنونده، به درون او راه مییابد و به رفیع ترین مرتبه هستی خود بازمیگردد.

کلمه «تاویل» که مصدر باب تفعیل بوده و ثلاثی مجرد اول است، بر همین معنی دلالت دارد زیرا کلمه «اول» که ضد کلمه «آخر» است از همان حروفی تشکیل شده که کلمه «تأویل» از آن مشتق می شود. بنابراین، تأویل به معنی بازگشتن و یا بازگرداندن هر چیزی است به اول و اصل آن، و البته وقتی یک چیز به اصل خود بازگردانده می شود و یا باز میگردد، به نوعی تفسیر نیز شده است، زیرا تفسیر پرده برداشتن از روی آن چیزی است که برای تفسیر کننده آشکار نیست.

تفاوت بین تاویل و کشف قناع

بسیاری از بزرگان اهل ادب، در معنی «تفسیر» از «کشف قناع» سخن گفته اند و منظور آنها از کشف قناع ، پرده برداشتن از روی آن چیزی است که تو گویی نوعی حجاب یا پرده بر روی آن کشیده شده است. به طور کلی، در «تفسیر» پرده برداشتن و آشکار کردن چهره امر مورد تفسیر مراد و مقصود است، ولی در «تأویل» آنچه اهمیت دارد، این است که امر مورد تأویل به اصل خود بازگردانده شود و جایگاه اصلی آن معلوم گردد. البته در تأویل، تفسیر نیز تحقق می پذیرد زیرا در بازگرداندن به اصل، پرده برداشتن و آشکار کردن چهره واقعی آنچه مورد تأویل قرار میگیرد نیز تحقق پیدا می کند، ولی در تفسیر چه بسا بازگشت به اصل صورت نپذیرد ولی ابهام زدوده شود و چهره معنی از زیر پرده به در آید.

بنابراین، هر تأویلی، نوعی تفسیر نیز شناخته می شود، ولی هر تفسیری تأویل نیست و ممکن است بازگشت به اصل در آن صورت نپذیرفته باشد. کار تفسیر همواره از آنچه تأویل خوانده می شود آسانتر است، زیرا همانگونه که یادآور شدیم، اساس کار تفسیر زدودن ابهام و برداشتن پرده از روی چهره معنی شناخته می شود. کسانی که با قواعد و موازین زبان و لغت آشنایی دارند، میتوانند ابهام زدایی کنند و در آشکار کردن معنی توفیق به دست آورند ولی در تأویل این کار به آسانی میسر نیست زیرا جمله ای که از زبان یک گوینده به گوش می رسد، از سر سویدا و نهانخانه درون گوینده سرچشمه گرفته است

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
Secured By miniOrange