31 اردیبهشت 1405

دلالت مطابقی: وقتی لفظ، تمام معنا را در آغوش می‌گیرد

در سومین مقاله از مجموعه «مباحث الفاظ و دلالت»، به سراغ اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین گونه دلالت لفظی می‌رویم: دلالت مطابقی. می‌آموزیم که چگونه یک لفظ بر تمام معنای خود دلالت می‌کند، چه تفاوتی با دو گونه دیگر (تضمنی و التزامی) دارد، و چرا این نوع دلالت را «مادر دلالت‌ها» می‌نامند. بیست مثال کاربردی و متنوع نیز درک این مفهوم را برای شما روشن‌تر خواهد ساخت. همچنین با نشانه‌های دلالت مطابقی و اشتباهات رایج درباره آن آشنا خواهیم شد.

دلالت مطابقی
مسیر آموزشی

مقالات آموزش منطق

مقاله ۷ از ۸
  1. منطق چیست
  2. منطق صوری و منطق مادی
  3. تصور و تصدیق
  4. مفهوم و مصداق
  5. نشانه‌ها و معناها: سفری به دنیای دلالت + 60 مثال کاربردی
  6. دلالت وضعی: از زبان و خط تا پرچم و تابلو
  7. دلالت مطابقی: وقتی لفظ، تمام معنا را در آغوش می‌گیرد مقالهٔ فعلی
  8. دلالت تضمنی: وقتی جزء جای کل می‌نشیند

مقدمه

در دو مقاله پیشین با مفهوم کلی دلالت (با عنوان: نشانه‌ها و معناها: سفری به دنیای دلالت + 60 مثال کاربردی) و سپس با اقسام دلالت وضعی (لفظی و غیرلفظی) آشنا شدید. در مقاله دوم (با عنوان: دلالت وضعی: از زبان و خط تا پرچم و تابلو) یاد گرفتیم که دلالت وضعی لفظی همان رابطه قراردادی میان یک لفظ و یک معناست؛ مثلاً لفظ «درخت» بر آن موجود چوبی بلند با شاخه و برگ دلالت می‌کند. اما پرسش مهم‌تری در اینجا مطرح می‌شود: آیا این دلالت همیشه به یک شکل و یک اندازه است؟ آیا لفظ «درخت» فقط به همان معنای اصلی خود دلالت می‌کند، یا می‌تواند به بخشی از آن یا چیزی بیرون از آن نیز اشاره داشته باشد؟ پاسخ این پرسش‌ها ما را به یکی از ظریف‌ترین تقسیم‌بندی‌ها در منطق می‌رساند: تقسیم دلالت لفظی به سه گونه مطابقی، تضمنی و التزامی. در این مقاله به سراغ اولین و مهم‌ترین گونه می‌رویم: دلالت مطابقی. این گونه را «مادر دلالت‌ها» می‌نامند، زیرا دو گونه دیگر (تضمنی و التزامی) فرع و وابسته به آن هستند.

بیایید با یک مثال ساده شروع کنیم. فرض کنید شخصی به شما می‌گوید: «یک سیب برایم بیاور». شما به بازار می‌روید و یک سیب قرمز و گرد و شیرین برمی‌دارید. اگر بعداً آن شخص به شما بگوید «منظورم از سیب، فقط پوست آن بود!» حتماً تعجب می‌کنید و می‌گویید این سخن درستی نیست. چرا؟ چون لفظ «سیب» در زبان فارسی بر تمام معنای خود دلالت دارد، نه فقط بر پوست آن. این همان دلالت مطابقی است: لفظ بر تمام معنایی که برای آن وضع شده، دلالت می‌کند، بی‌کم و کاست.

حالا بیایید عمیق‌تر شویم.

تعریف دلالت مطابقی

دلالت مطابقی را می‌توان چنین تعریف کرد:

هرگاه لفظ چنان بر معنا دلالت کند که میان خود لفظ و تمام معنای موضوع‌له (معنایی که لفظ برای آن وضع شده) مطابقت و همسانی کامل برقرار باشد، آن را دلالت مطابقی می‌نامیم.

به عبارت ساده‌تر، وقتی شما لفظی را به کار می‌برید و تمام چیزی که آن لفظ برای بیان آن ساخته شده را اراده می‌کنید، دلالت مطابقی تحقق یافته است. این نوع دلالت، اصلی‌ترین و اساسی‌ترین کاری است که الفاظ برای آن وضع شده‌اند. اگر کسی بپرسد «فایده زبان چیست؟» اولین پاسخی که به ذهن می‌رسد این است که زبان به ما امکان می‌دهد با استفاده از الفاظ، تمام معنای یک چیز را به دیگری منتقل کنیم. این همان دلالت مطابقی است.

در منطق سینوی و نیز در کتاب منطق مظفر، دلالت مطابقی را «دلالت مطابقت» یا «دلالت تطابقی» هم می‌نامند. ابن‌سینا در کتاب «القیاس» از الشفا می‌گوید: «المطابقة هی دلالةُ اللّفظ علی تمام ما وُضِعَ لَه» یعنی مطابقت، دلالت لفظ است بر تمام آنچه برای آن وضع شده است.

تفاوت دلالت مطابقی با دو گونه دیگر (یک نگاه کلی)

پیش از آنکه با مثال‌های فراوان به سراغ دلالت مطابقی برویم، بد نیست یک تفاوت کلی میان سه گونه دلالت لفظی را مرور کنیم. اگرچه این تفاوت را در مقالات بعدی به تفصیل خواهیم دید، اما اشاره اجمالی به آن در اینجا به درک بهتر دلالت مطابقی کمک می‌کند:

دلالت مطابقی یعنی لفظ، تمام معنای خود را نشان می‌دهد. دلالت تضمنی یعنی لفظ، فقط بخشی از معنای خود را نشان می‌دهد (مانند «کتاب» که گاهی فقط به معنای «جلد» به کار می‌رود). دلالت التزامی یعنی لفظ، چیزی بیرون از معنای خود را نشان می‌دهد که همواره همراه آن معناست (مانند «آتش» که بر «حرارت» نیز دلالت دارد، در حالی که حرارت جزء معنای آتش نیست).

در این مقاله فقط روی گونه اول تمرکز می‌کنیم.

نشانه‌های دلالت مطابقی

چگونه بفهمیم که یک لفظ به صورت مطابقی به کار رفته است؟ سه نشانه اصلی وجود دارد:

  1. لفظ در معنای حقیقی خود به کار رفته باشد، نه در معنای مجازی. مثلاً اگر بگوییم «دستش را روی کتاب گذاشت»، لفظ «دست» به معنای حقیقی خود (عضو بدن از مچ تا نوک انگشتان) دلالت مطابقی دارد. اما اگر بگوییم «دست روزگار بر سرش سنگینی می‌کند»، لفظ «دست» به صورت مجازی به کار رفته و دلالت آن مطابقی نیست.
  2. لفظ برای تمام معنای خود وضع شده باشد، نه برای بخشی از آن. مثلاً لفظ «انسان» برای «حیوان ناطق» وضع شده، نه فقط برای «ناطق» یا فقط برای «حیوان».
  3. هیچ قرینه‌ای بر خلاف دلالت مطابقی وجود نداشته باشد. گاهی در سخن، قرینه‌ای (مانند «یعنی» یا «منظورم این بخش است») می‌آید که نشان می‌دهد لفظ به صورت تضمنی یا التزامی به کار رفته. در نبود چنین قرینه‌ای، اصل بر دلالت مطابقی است.

بیست مثال برای دلالت مطابقی

  •  لفظ «خانه» بر تمام معنای خود دلالت دارد: دیوارها، سقف، کف، درها، پنجره‌ها، اتاق‌ها، و هر آنچه یک خانه را تشکیل می‌دهد. اگر کسی بگوید «خانه را خریدم»، یعنی همه این اجزا را خرید، نه فقط درِ خانه را.
  •  لفظ «خودرو» بر تمام اجزای یک ماشین دلالت دارد: موتور، چهارچرخ، بدنه، صندلی‌ها، فرمان، شیشه‌ها و سایر قطعات. گفتن «خودرو را فروختم» یعنی همه این قطعات را فروخته‌ام.
  •  لفظ «کوه» بر تمام عارضه طبیعی مرتفع دلالت دارد: قله، دامنه، سنگ‌ها، خاک، و هر آنچه درون و بیرون کوه است. کسی که می‌گوید «به کوه رفتم» یعنی به تمام آن منطقه رفته، نه فقط به یک سنگ خاص از آن کوه.
  •  لفظ «باغ» بر تمام مجموعه باغ دلالت دارد: درختان، گلها، چمن‌ها، مسیرها، حوض، نیمکت‌ها، و هر چه درون باغ است.
  • لفظ «رودخانه» بر تمام جریان آب دلالت دارد: آب، بستر رودخانه، دو سوی کناره، ماهی‌ها و گیاهان درون آن. گفتن «رودخانه را دیدم» یعنی تمام این صحنه را مشاهده کردم.
  • لفظ «کتاب» بر تمام آنچه یک کتاب را می‌سازد دلالت دارد: جلد، برگه‌ها، نوشته‌ها، صفحه‌آرایی، و حتی صفحات خالی ابتدا و انتهای کتاب. فروش «کتاب» یعنی فروش همه این اجزا.
  •  لفظ «انسان» در جمله «انسان موجودی متفکر است» بر تمام معنای «حیوان ناطق» دلالت دارد. یعنی منظور این است که آن موجودی که هم حیوان است و هم ناطق، متفکر است.
  •  لفظ «گل» بر تمام اجزای یک گل دلالت دارد: گلبرگ، پرچم، کاسبرگ، ساقه، برگ، و حتی ریشه (اگر منظور گل به همراه ریشه باشد). گفتن «گلی از باغ چیدم» یعنی همه آن اجزا را چیدم.
  •  لفظ «مدرسه» بر تمام مجموعه مدرسه دلالت دارد: ساختمان، کلاس‌ها، حیاط، دفتر، سالن، دانش‌آموزان، معلمان، و هر چه در مدرسه جریان دارد.
  • لفظ «شهر» بر تمام اجزای یک شهر دلالت دارد: خیابان‌ها، ساختمان‌ها، مردم، مغازه‌ها، ادارات، پارک‌ها، و همه آنچه در محدوده شهری قرار می‌گیرد.
  •  لفظ «جنگل» بر تمام مجموعه جنگل دلالت دارد: درختان، بوته‌ها، حیوانات، پرندگان، حشرات، خاک، برگ‌های خشک، و هر موجود زنده و غیرزنده در آن منطقه.
  • لفظ «نوشت‌افزار» بر تمام چیزهایی که برای نوشتن به کار می‌رود دلالت دارد: خودکار، مداد، پاک‌کن، تراش، خط‌کش، کاغذ، و هر ابزار نوشتاری دیگر.
  •  لفظ «وعده غذایی» بر تمام اجزای یک وعده غذا دلالت دارد: نان، برنج، خورش، سبزی، ماست، و هر چیزی که در آن وعده خورده می‌شود. گفتن «وعده غذایی مفصلی خوردم» یعنی همه آن اجزا را خوردم.
  •  لفظ «لباس» بر تمام اجزای یک پوشاک دلالت دارد: پارچه، دکمه، زیپ، آستر، یقه، سرآستین، و هر آنچه آن لباس را می‌سازد.
  • لفظ «ساعت مچی» بر تمام اجزای ساعت دلالت دارد: صفحه، عقربه‌ها، بند، موتور، قاب، شیشه روی صفحه، و هر قطعه دیگر.
  •  لفظ «تلفن همراه» بر تمام اجزای آن دلالت دارد: صفحه نمایش، باتری، دوربین، میکروفون، بلندگو، دکمه‌ها، و هر قطعه سخت‌افزاری و نرم‌افزاری که جزو آن تلفن است.
  • لفظ «جاده» بر تمام مسیر جاده دلالت دارد: آسفالت، خط‌کشی‌ها، حاشیه‌ها، تابلوها، و حتی دست اندازها و پیچ‌های آن.
  • لفظ «بیمارستان» بر تمام مجموعه بیمارستان دلالت دارد: ساختمان، بخش‌ها (اورژانس، جراحی، داخلی)، تخت‌ها، پزشکان، پرستاران، داروخانه، و هر چه در آنجاست.
  • لفظ «رایانه» (کامپیوتر) بر تمام اجزای آن دلالت دارد: پردازنده، حافظه، هارد دیسک، صفحه کلید، موس، صفحه نمایش، منبع تغذیه، و هر قطعه دیگر.
  • لفظ «آسمان» در جمله «به آسمان نگاه کن» بر تمام آنچه بالای سر ماست دلالت دارد: فضا، ابرها، خورشید، ماه، ستاره‌ها، و هر چه در آن گستره دیده می‌شود.

دلالت مطابقی در جمله و عبارت

تا اینجا مثال‌های ما عمدتاً مربوط به یک لفظ بود. اما دلالت مطابقی تنها به لفظ مفرد محدود نمی‌شود؛ جمله و عبارت نیز می‌توانند دلالت مطابقی داشته باشند. در جمله، دلالت مطابقی یعنی جمله بر تمام معنای خود (که همان نسبت و نسبتی است که بین موضوع و محمول برقرار می‌شود) دلالت کند.

برای نمونه به این جمله دقت کنید: «خورشید از مشرق طلوع می‌کند». این جمله بر تمام معنای خود دلالت دارد، نه فقط بر «خورشید» و نه فقط بر «طلوع». معنای کامل جمله این است که نسبت طلوع برای خورشید از سمت مشرق ثابت است. اگر کسی این جمله را بگوید، مخاطب می‌فهمد که هم خورشید وجود دارد، هم طلوع اتفاق می‌افتد، هم جهت آن مشرق است، و هم این نسبت همواره برقرار است (حداقل در جمله اخباری). این همان دلالت مطابقی جمله است.

نکته مهم: در دلالت مطابقی جمله، گاهی برخی از اجزای جمله به صورت تضمنی دلالت می‌کنند (مثلاً لفظ «خورشید» در این جمله بر تمام معنای خورشید دلالت مطابقی دارد، اما این خود یک دلالت جداگانه است). ما اینجا درباره دلالت مطابقی خودِ جمله به عنوان یک کل سخن می‌گوییم.

برای روشن‌تر شدن، این پنج مثال از دلالت مطابقی در جمله را ببینید:

  • «برف در زمستان می‌بارد.» این جمله بر تمام نسبت میان برف و زمستان و بارش دلالت دارد.
  • «عدد دو از عدد یک بزرگتر است.» جمله بر تمام رابطه ریاضی میان دو و یک دلالت دارد.
  • «زمین به دور خورشید می‌گردد.» جمله بر تمام معنای گردش زمین به دور خورشید دلالت دارد.
  • «آتش سوزاننده است.» جمله بر تمام نسبت سوزندگی برای آتش دلالت دارد.
  • «هوا در ارتفاعات سردتر است.» جمله بر تمام معنای این قانون طبیعی دلالت دارد.

اشتباهات رایج در فهم دلالت مطابقی

برخی گمان می‌کنند که دلالت مطابقی یعنی لفظ، معنای خود را به صورت «مفصل» و «توصیف شده» نشان می‌دهد. این درست نیست. دلالت مطابقی یعنی لفظ، تمام آن معنا را نشان می‌دهد، اما این نشان دادن می‌تواند بسیار فشرده و کوتاه باشد. لفظ «کتاب» در کمتر از یک ثانیه همه معنای کتاب را به ذهن می‌آورد، بدون اینکه لازم باشد همه اجزای آن را یک‌یک برشماریم.

اشتباه رایج دیگر این است که برخی دلالت مطابقی را مختص به اسم‌ها می‌دانند. در حالی که فعل‌ها، حرف‌ها و حتی جملات نیز می‌توانند دلالت مطابقی داشته باشند. مثلاً لفظ «دوید» بر تمام معنای دویدن (حرکت سریع با پاها، نفس‌زنی، تلاش عضلانی و…) دلالت مطابقی دارد.

همچنین برخی فکر می‌کنند اگر لفظی چند معنا داشته باشد (مشترک لفظی)، دیگر نمی‌تواند دلالت مطابقی داشته باشد. در حالی که لفظ مشترک لفظی مانند «عین» که هم به معنای چشم است و هم به معنای جاسوسی، در هر بار استفاده، بر یک معنا دلالت مطابقی دارد (با کمک قرینه). مشکل در خودِ لفظ نیست، در ابهام آن است.

نسبت دلالت‌ِمطابقی با حقیقت و مجاز

یکی از بحث‌های مرتبط با دلالت مطابقی، نسبت آن با «حقیقت و مجاز» است. در علم معانی و بیان (زیرمجموعه علوم بلاغی)، به کار بردن لفظ در معنایی که برای آن وضع شده را «حقیقت» و به کار بردن آن در معنایی دیگر را «مجاز» می‌نامند. اما دلالت مطابقی با حقیقت نسبتی نزدیک، اما نه یکسان دارد. هر حقیقتی دلالت مطابقی دارد، اما هر دلالت مطابقی لزوماً حقیقت نیست؟ خیر. اگر لفظی در معنای مجازی به کار رود، دلالت آن مطابقی نخواهد بود چون با معنای اصلی خود لفظ مطابقت ندارد. بنابراین دلالت مطابقی همان «حقیقت» است، اما با تأکید بر جنبه دلالتی آن.

با این حال، گاهی لفظی در معنای حقیقی به کار می‌رود اما دلالت آن مطابقی نیست چون لفظ برای بخشی از معنا وضع شده (مانند «کتاب» در معنای «جلد» که این یک دلالت تضمنی است). در این صورت، لفظ در معنای حقیقی به کار رفته (زیرا «کتاب» گاهی برای جلد وضع شده؟ خیر، لفظ کتاب برای جلد وضع نشده؛ پس معنای حقیقی «کتاب» تمام کتاب است). بنابراین کاربرد لفظ در بخشی از معنا، اگر وضع عرفی یا لغوی نداشته باشد، مجاز محسوب می‌شود. این بحث ظریفی است که در مقاله حقیقت و مجاز به آن خواهیم پرداخت.

 دلالت مطابقی، قوی‌ترین و اصلی‌ترین نوع دلالت لفظی است و اساس هر زبان و ارتباطی به شمار می‌رود.

جمع‌بندی و آمادگی برای مقاله بعدی

در این مقاله آموختیم که دلالت مطابقی یعنی دلالت لفظ بر تمام معنای خود. این نوع دلالت، مادر و پایه دو نوع دیگر (تضمنی و التزامی) است. فهمیدیم که دلالت مطابقی می‌تواند در لفظ مفرد، در جمله و حتی در عبارت بلند وجود داشته باشد. همچنین با نشانه‌های تشخیص دلالت مطابقی و اشتباهات رایج درباره آن آشنا شدیم.

در مقاله بعدی که با عنوان «دلالت تضمنی: وقتی جزء جای کل می‌نشیند» منتشر خواهد شد، به سراغ دومین گونه دلالت لفظی می‌رویم. خواهیم دید که چگونه یک لفظ می‌تواند بر بخشی از معنای خود دلالت کند، بدون اینکه آن بخش برای خود لفظی جداگانه داشته باشیم. مثال معروف «کتاب» و دلالت آن بر «جلد» را به تفصیل بررسی خواهیم کرد. همچنین یاد خواهیم گرفت که فرق میان دلالت تضمنی و دلالت التزامی چیست و چرا نباید این دو را با هم اشتباه گرفت.

پیش از مطالعه مقاله بعدی، پیشنهاد می‌کنم این مقاله را یک بار دیگر مرور کنید و به مثال‌های بیست‌گانه آن دقت کنید. هر کدام از آن مثال‌ها را در ذهن خود با یک مثال مشابه جایگزین کنید تا مفهوم عمیق‌تر در ذهنتان بنشیند.

این مقاله سومین قسمت از مجموعه «مباحث الفاظ و دلالت» در وبسایت فیلسوف یار است. برای مطالعه مقاله اول (نشانه‌ها و معناها: سفری به دنیای دلالت) اینجا کلیک کنید. برای مطالعه مقاله دوم (اقسام دلالت وضعی: از زبان و خط تا پرچم و تابلو) اینجا کلیک کنید.

5/5 - (6 امتیاز)

نظرات

    حسین 1 آبان 1405

    بسیار عالی و درجه یک
    لطفا مثال های اصول فقهی هم اضافه کنید.

    پاسخ