30 اردیبهشت 1405

دلالت وضعی: از زبان و خط تا پرچم و تابلو

در این مقاله، سومین نوع از اقسام سه‌گانه دلالت یعنی «دلالت وضعی» را به طور تخصصی بررسی می‌کنیم. می‌آموزیم که چگونه انسان‌ها با قرارداد و توافق، میان نشانه‌ها و معناها ارتباط برقرار می‌کنند؛ از الفاظ زبان گرفته تا خطوط، پرچم‌ها، چراغ راهنمایی، علائم ریاضی و حرکات بدن. همچنین با تفاوت دلالت وضعی لفظی و غیرلفظی آشنا شده و آماده خواندن مقالات بعدی درباره دلالت مطابقی، تضمنی و التزامی خواهید شد.

دلالت وضعی چیست
مسیر آموزشی

مقالات آموزش منطق

مقاله ۶ از ۸
  1. منطق چیست
  2. منطق صوری و منطق مادی
  3. تصور و تصدیق
  4. مفهوم و مصداق
  5. نشانه‌ها و معناها: سفری به دنیای دلالت + 60 مثال کاربردی
  6. دلالت وضعی: از زبان و خط تا پرچم و تابلو مقالهٔ فعلی
  7. دلالت مطابقی: وقتی لفظ، تمام معنا را در آغوش می‌گیرد
  8. دلالت تضمنی: وقتی جزء جای کل می‌نشیند

مقدمه: چرا برخی نشانه‌ها را خودمان می‌سازیم؟

پیش نیاز مطالعه این مقاله، مطالعه مطلب پیشین با عنوان «نشانه‌ها و معناها: سفری به دنیای دلالت» است؛ در آنجا آموختیم که ذهن انسان به سه دلیل از یک چیز به چیز دیگر منتقل می‌شود: گاه به خاطر رابطه عقلی و ناگسستنی میان دو چیز (مانند دود و آتش)، گاه به خاطر طبیعت مشترک انسان‌ها (مانند خمیازه و خستگی)، و گاه به خاطر قراردادی که خود انسان‌ها میان دو چیز برقرار می‌کنند. این سومین نوع را «دلالت وضعی» نامیدیم.

حال در این مقاله قصد داریم دقیقاً همین نوع سوم را با جزئیات بسیار بیشتری بررسی کنیم. پرسش اصلی ما این است: وقتی انسان‌ها تصمیم می‌گیرند که چیزی نشانه چیز دیگری باشد، این تصمیم چگونه عمل می‌کند؟ چه قواعدی دارد؟ و چه انواعی را شامل می‌شود؟

پاسخ به این پرسش‌ها، شما را با نیمی از رازهای زبان، نوشتار، علائم راهنمایی، رمزهای علمی، و حتی نشانه‌های فرهنگی آشنا خواهد کرد. بیایید از یک مثال ساده شروع کنیم.

فرض کنید گروهی از مردم تصمیم می‌گیرند در یک جزیره دورافتاده زندگی کنند. آنها هیچ زبان مشترکی ندارند. یکی از آنها به سنگریزه‌ای اشاره می‌کند و صدایی از دهان خارج می‌کند: «سنگ». بقیه نیز همین صدا را تکرار می‌کنند. کم‌کم هر وقت آن صدا را می‌شنوند، به یاد سنگریزه می‌افتند. این همان «دلالت وضعی» است: هیچ رابطه ذاتی بین صدای «سنگ» و آن شیء سخت و کوچک وجود ندارد. این رابطه را خود انسان‌ها «وضع» کرده‌اند.

حال بیایید ببینیم این نوع دلالت به چند دسته تقسیم می‌شود و هر دسته چه ویژگی‌هایی دارد.

تقسیم اول: دلالت وضعی لفظی و غیرلفظی

نخستین و مهم‌ترین تقسیم در دلالت وضعی، بر اساس ماهیت «دال» (نشانه) است. اگر دال از جنس لفظ باشد – یعنی صدایی که از دهان انسان خارج می‌شود و دارای معناست – آن را «دلالت وضعی لفظی» می‌نامیم. اگر دال، چیز دیگری غیر از لفظ باشد – مانند خط، علامت، تصویر، پرچم، حرکت بدن، یا هر چیز قراردادی دیگر – آن را «دلالت وضعی غیرلفظی» می‌گوییم.

این دو نوع را با هم مرور می‌کنیم.

یکم: دلالت وضعی لفظی

دلالت وضعی لفظی، همان چیزی است که معمولاً از کلمه «زبان» به یاد می‌آوریم. وقتی می‌گوییم «کلمه «آب» بر آن مایع شفاف و حیات‌بخش دلالت دارد»، این دلالت از نوع لفظی وضعی است. هیچ نسبت ذاتی میان صدای «آب» و خودِ آب وجود ندارد. اگر انسان‌ها در آغاز تاریخ تصمیم گرفته بودند به جای «آب» بگویند «تیر»، امروز همه ما «تیر» می‌گفتیم و کسی تعجب نمی‌کرد.

برای درک بهتر، به مثالهای زیر توجه کنید:

  • لفظ «اسب» در زبان فارسی بر آن حیوان چهارپا با یال و دُم بلند دلالت می‌کند. اگر همین حیوان را در زبان عربی «حصان» و در زبان فرانسه «شِوال» و در انگلیسی «هورس» می‌نامند، همه این لفظ‌ها دلالت وضعی لفظی بر یک معنا دارند.
  • لفظ «غم» بر حالت درونی اندوه و ناراحتی دلالت می‌کند. هیچ صدای خاصی در ذات خود غمگین نیست؛ این ما بودیم که این صدای مشخص را برای این حالت انتخاب کردیم.
  • لفظ «باد» بر حرکت هوا دلالت دارد. اگر در گذشته ایرانیان باستان این واژه را برای این معنا برنگزیده بودند، امروز چیز دیگری می‌گفتیم.
  • لفظ «خورشید» بر آن گوی آتشین آسمان دلالت می‌کند. شنیدن این لفظ برای کسی که فارسی نمی‌داند هیچ معنایی ندارد، زیرا دلالت آن صرفاً قراردادی است.
  • لفظ «اندوه» که در فارسی امروز کمتر به کار می‌رود، اما هنوز در متون کهن دیده می‌شود، بر همان معنای غم و ناراحتی دلالت دارد.
  • لفظ «ستاره» بر آن نقاط نورانی در آسمان شب دلالت می‌کند. اگر قرارداد زبانی دیگری داشتیم، امروز «ستاره» می‌توانست معنای «سنگ» بدهد.
  • لفظ «باران» بر ریزش قطرات آب از آسمان دلالت دارد. در برخی زبان‌های دیگر، چندین لفظ مختلف برای انواع باران (نم نم، تند، سیل‌آسا) وجود دارد که هر کدام دلالتی جداگانه دارند.
  • لفظ «خنده» بر آن حالت صورت و صداهای خاص هنگام شوخی یا شادی دلالت دارد. خودِ صدای خنده طبیعی است، اما لفظ «خنده» یک قرارداد است.
  • لفظ «کوه» بر عارضه طبیعی بلند و مرتفع از سطح زمین دلالت دارد. در زبان طبری (مازندرانی) برای کوه لفظ «بِن» به کار می‌رود که دلالتی متفاوت اما از همان جنس دارد.
  • لفظ «رود» بر جریان آب نسبتاً بزرگ دلالت دارد. در زبان لری به آن «تَنگ» و در کردی به آن «ڕووبار» می‌گویند. همه اینها دلالت وضعی لفظی هستند.

دوم: دلالت وضعی غیرلفظی

دسته دوم، شاید از دسته اول جذاب‌تر باشد زیرا گستره بسیار وسیعی از نشانه‌های روزمره ما را در بر می‌گیرد. هر چیزی که انسان‌ها توافق کنند نشانه چیز دیگری باشد، بدون اینکه آن چیز یک لفظ (صدای دهانی) باشد، در این دسته جای می‌گیرد.

مهم‌ترین زیرمجموعه‌های دلالت وضعی غیرلفظی عبارتند از:

  • خط و نوشتار: حروفی که می‌نویسیم، هر چند بازنمایی الفاظ هستند، اما خودشان نیز دلالت وضعی غیرلفظی دارند. شکل «ا» در خط فارسی دلالت بر صدای آ یا اَ یا اِ دارد، اما این دلالت قراردادی است.
  • علائم و نشانه‌های تصویری: تابلوهای راهنمایی، نقاشی‌های غارها در دوران باستان، نقش‌های روی سفالینه‌ها، همه از این نوعند.
  • علائم دستی و حرکات بدن: اشاره با انگشت، تکان دادن سر برای بله یا خیر، شست بالا برای تأیید، همه دلالت غیرلفظی دارند.
  • پرچم‌ها و نشانه‌های ملی: پرچم سه رنگ هر کشوری بر حاکمیت و هویت آن کشور دلالت دارد.
  • رمزها و علائم علمی: نمادهای ریاضی مانند «+» بر جمع و «-» بر تفریق دلالت دارند. نمادهای شیمیایی مانند «H2O» بر آب دلالت می‌کنند.
  • آژیرها و هشدارهای صوتی غیرکلامی: صدای آژیر آمبولانس دلالت بر وجود بیمار اورژانسی دارد. صدای بوق قطار دلالت بر نزدیک شدن و خطر دارد. این صداها لفظ نیستند، اما قراردادی وضع شده‌اند.

برای درک بهتر، به مثالهای زیر توجه کنید:

  • علامت «دایره سرخ با خط مورب سفید» بر روی هر چیزی که قرار گیرد، دلالت بر ممنوعیت آن چیز دارد. مثلاً اگر روی سیگار کشیده شود، یعنی «سیگار کشیدن ممنوع». این دلالت کاملاً قراردادی است.
  • چراغ قرمز راهنمایی در تمام جهان دلالت بر «ایست» دارد. هیچ خاصیت فیزیکی در نور قرمز نیست که بگوید بایستید. این یک قرارداد جهانی است.
  • خط کشیدن زیر یک کلمه در یک متن دستنویس، دلالت بر تأکید بر آن کلمه دارد. در متون چاپی، گاهی از کج‌نویسی (ایتالیک) یا پررنگ‌نویسی (بولد) برای همین معنا استفاده می‌شود.
  • شست رو به بالا در بسیاری از فرهنگ‌ها دلالت بر «عالی است» یا «تأیید می‌کنم» دارد. در برخی فرهنگ‌ها اما این حرکت بی‌ادبی محسوب می‌شود که نشان می‌دهد این دلالت کاملاً قراردادی است.
  • حلقه ازدواج در انگشت چهارم دست چپ دلالت بر «این شخص متأهل است» دارد. در برخی کشورها حلقه را در دست راست می‌کنند که نشان می‌دهد قراردادها می‌توانند متفاوت باشند.
  • علامت «×» در برگه رأی دلالت بر انتخاب آن گزینه دارد. در برخی فرهنگ‌ها به جای ضربدر، علامت «✓» (تیک) می‌زنند که همان معنا را می‌رساند.
  • علامت قلب (♥) در پیامک و شبکه‌های اجتماعی دلالت بر عشق و علاقه دارد. شکل قلب واقعی هیچ شباهتی به این علامت ندارد، اما قرارداد چنین کرده است.
  • عدد ۱۲ روی صفحه ساعت در موقعیت بالای صفحه (جایی که معمولاً عدد ۱۲ می‌نویسند) دلالت بر ساعت دوازده یا شروع ساعت دارد. در ساعت‌های رومی به جای ۱۲ از XII استفاده می‌شود که باز هم دلالتی قراردادی است.
  • علامت امواج (~~~) در نقشه‌های جغرافیایی دلالت بر آب و دریا دارد. هیچ امواج واقعی روی نقشه نیست، اما قرارداد نقشه‌نگاران چنین کرده است.
  • سوت زدن در یک استادیوم فوتبال دلالت بر ابراز خوشحالی یا تأیید حرکت بازیکن دارد. در مکان دیگری، سوت زدن ممکن است دلالت بر فراخواندن تاکسی یا جلب توجه داشته باشد. این معانی همگی قراردادی و وابسته به فرهنگ و موقعیت هستند.

تقسیم دوم: دلالت وضعی بر اساس نوع قرارداد

علاوه بر تقسیم لفظی و غیرلفظی، می‌توان دلالت وضعی را بر اساس این که قرارداد میان انسان‌ها از چه نوعی است نیز تقسیم کرد. اگرچه این تقسیم در همه کتاب‌های منطقی دیده نمی‌شود، اما برای درک عمیق‌تر مفید است:

  • قرارداد عمومی (تعیینی): جایی که مردم یک جامعه زبانی به صراحت توافق می‌کنند که فلان لفظ بر فلان معنا دلالت کند. مثال: تصویب واژه‌های جدید توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
  • قرارداد عرفی (تدریجی): جایی که یک دلالت به مرور زمان و بدون توافق صریح، در میان مردم جا می‌افتد. مثال: علامت قلب که امروزه همه آن را می‌فهمند، اما هیچ کس برای وضع آن جلسه‌ای برگزار نکرد.
  • قرارداد شخصی (موردی): جایی که دو نفر برای ارتباط خصوصی خود قراردادی می‌بندند. مثال: دو دوست که با یک حرکت خاص چشم با هم حرف می‌زنند.

تفاوت دلالت وضعی با دو نوع دیگر (عقلی و طبعی)

اکنون که با انواع دلالت وضعی آشنا شدیم، بد نیست به تفاوت اساسی آن با دو نوع دیگر اشاره کنیم. این تفاوت در سه نکته خلاصه می‌شود:

  • نکته نخست: در دلالت عقلی، فهم رابطه نیازی به آموزش ندارد. هر انسانی با عقل خود درمی‌یابد که اگر دود دید، حتماً آتشی وجود داشته است. اما در دلالت وضعی، شما حتماً باید قرارداد را یاد بگیرید. کسی که زبان فارسی بلد نیست، لفظ «کتاب» برایش بی‌معناست.
  • نکته دوم: در دلالت طبعی، رابطه میان دال و مدلول در طبیعت انسان ریشه دارد، اما در همه افراد یکسان نیست. در دلالت وضعی اما، اگر قرارداد در یک جامعه پذیرفته شده باشد، برای همه اعضای آن جامعه (که آن قرارداد را می‌دانند) یکسان است. همه فارسی‌زبانان می‌دانند «آب» یعنی آن مایع حیات‌بخش.
  • نکته سوم: دلالت عقلی و طبعی در طول تاریخ بشر تغییر چندانی نکرده‌اند. اما دلالت وضعی مدام در حال تغییر است. کلماتی که صد سال پیش در زبان فارسی رایج بودند (مانند «تلفن‌خانه» به جای «دکل مخابراتی») امروز دیگر معنی خود را از دست داده‌اند یا تغییر کرده‌اند.

چند نکته ظریف درباره دلالت وضعی غیرلفظی

گاهی دلالت وضعی غیرلفظی با دلالت طبعی اشتباه گرفته می‌شود. مثلاً برخی می‌گویند «سرخی چهره دلالت طبعی بر خجالت دارد، اما گریه دلالت وضعی بر ناراحتی؟» باید دقت کرد: گریه تا حدی طبیعی و طبعی است، اما شدت و نوع آن می‌تواند قراردادی باشد. در برخی فرهنگ‌ها، گریه بلند و با شیون نشانه احترام به مرده است، در حالی که در فرهنگ دیگر نشانه بی‌صبری محسوب می‌شود. این بخش از دلالت گریه، وضعی است.

همچنین دلالت وضعی غیرلفظی گاهی آنقدر در فرهنگ ریشه می‌دواند که مردم آن را طبیعی می‌پندارند. مثلاً تکان دادن سر برای «بله» در بسیاری از فرهنگ‌ها چنان رایج است که گویی طبیعی است، اما در برخی مناطق جهان (مانند بخش‌هایی از هند) تکان دادن سر به پهلو معنای «بله» می‌دهد. این نشان می‌دهد که حتی این حرکت نیز یک دلالت وضعی است، نه طبعی.

جمع‌بندی

  • در این مقاله آموختیم که دلالت وضعی بر دو نوع اصلی لفظی و غیرلفظی تقسیم می‌شود. نوع لفظی همان زبان انسانی است با همه الفاظ و کلماتی که روزانه به کار می‌بریم. نوع غیرلفظی شامل خط، علامت، نماد، پرچم، حرکت بدن، و هر نشانه قراردادی دیگری است که لفظ نباشد.
  • همچنین دانستیم که دلالت وضعی بر خلاف دو نوع دیگر (عقلی و طبعی) وابسته به آموزش و قرارداد است، در یک جامعه برای همه اعضای آن یکسان عمل می‌کند، و در طول تاریخ دچار تغییر و تحول می‌شود.

در مقاله بعدی که با عنوان «دلالت لفظی: از کلمه تا معنا» منتشر خواهد شد، به سراغ مهم‌ترین بخش دلالت وضعی یعنی دلالت لفظی می‌رویم و می‌بینیم که یک لفظ به چند گونه می‌تواند بر معنا دلالت کند. همچنین با تقسیم‌بندی مشهور «مطابقی، تضمنی و التزامی» به تفصیل آشنا خواهیم شد. اگر این مقاله را نخوانده‌اید، پیشنهاد می‌کنم پیش از مطالعه مقاله بعدی، حتماً این مقاله و مقاله پیشین (نشانه‌ها و معناها) را مرور کنید تا آمادگی کامل داشته باشید.

این مقاله دومین قسمت از مجموعه «مباحث الفاظ و دلالت» در وبسایت فیلسوف یار است. برای مطالعه مقاله اول با عنوان «نشانه‌ها و معناها: سفری به دنیای دلالت» اینجا کلیک کنید.

5/5 - (2 امتیاز)

نظرات