8 مهر 1397

تصور و تصدیق

تصور و تصدیق یکی از اولی ترین مباحث در علم منطق است که هر شخصی می بایست از آن آگاهی داشته باشد. در این مقاله آموزشی به تعریف تصور و تصدیق پرداخته ایم

تصور و تصدیق

دورنمای کلی

در این مقاله آموزشی قصد داریم به تعریف تصور و تصدیق بپردازیم. از آنجایی که ما دو صورت مفردات و جملات در زبان داریم، تصور و تصدیق در هر یک نیز خواهیم داشت. لفظ مفردی که حاوی هیچ حکمی نباشد، تصور است و همچنین جمله‌ای که کامل باشد (تمام اجزایش بیان شود و نیاز به تکمیل در لفظ نداشته باشد) اما جمله ناقص، جزء تصورات است چون هیچ حکمی را در پی ندارد. به طور کلی آنجایی که حکمی بیان شود، تصدیق صورت گرفته و در غیر این صورت تصور است.

شرح با یک مثال

هنگامی که مثلثی را روی یک صفحه کاغذ ترسیم می کنید، (بواسطه مشاهده خطوط ترسیم شده بر صفحه کاغذ) صورتی از آن در ذهن شما پدید می آید، و این صورت در واقع علم شما به آن مثلث است، و این علم «تصور» نامیده می شود. این علم یک تصور صرف و تنهاست که هیچ حکمی را در پی ندارد. و اگر به زوایای آن مثلث توجه کنید، صورتی از آن نیز در ذهن شما نقش می بندد؛ و این نیز یک «تصور مجرد» و محض است.

اگر یک خط افقی رسم کنید و خطی را بر آن عمود سازید، دو زاویه قائمه پدید می آید، و صورت این دو خط و دو زاویه نیز در ذهن شما نقش خواهد بست. و این نیز یک «تصور مجرد» است. حال اگر بخواهید آن دو زاویه قائمه را با مجموع زوایای مثلث بسنجید، که آیا با یکدیگر بر ابرند یا نه؟ و در تساوی آن دو شک کنید، در این حالت نیز صورتی از نسبت تساوی میان آن دو در ذهن شما پدید خواهد آمد، که این نیز یک «تصور مجرد» است.

اما هنگامی که بر تساوی آن دو، برهان اقامه کنید، حالت جدیدی، متفاوت با حالات پیشین، در شما حاصل می شود. و این حالت عبارت است از: ادراک مطابقت این نسبت با واقع، که مستلزم حکم نفس و اذعان و تصدیق آن به مطابقت است. این حالت جدید، یعنی صورت مطابقت با واقع، که آن را تعقل و ادراک کرده اید، همان علمی است که «تصدیق» نامیده می شود؛ زیرا ادراکی است که مستلزم تصدیق و اذعان نفس می باشد

بنابراین (در فرض مسئله تصور و تصدیق ) ادراک زوایای مثلث، و ادراک دو زاویه قائمه، و ادراک نسبت تساوی میان آن دو، همه و همه «تصورات مجرد» هستند که حکم و تصدیقی را به دنبال ندارند. اما ادراک اینکه «این تساوی درست است، و تحقق دارد، و مطابق با حقیقت در نفس الامر است» یک تصدیق است.

همچنین هنگامی که می فهمید نسبتی که در یک جمله خبریه است، با واقع مطابقت ندارد، این ادراک نیز تصدیق می باشد. مثلا وقتی ادراک می کنید قضیه «ایفل در ایتالیا قرار دارد» یک قضیه دروغ است، و با واقع مطابقت ندارد، این ادراک نیز تصدیق می باشد. از اینجا دانسته می شود که تصدیق اختصاص به ادراک مطابقت نسبت با واقع ندارد، بلکه شامل ادراک عدم مطابقت نسبت با واقع نیز می شود؛ و به طور کلی هر ادراکی که نوعی جزم و اعتقاد و حکم را به دنبال داشته باشد، تصدیق نامیده می شود.

واژه های «تصور»، «ادراک» و «علم» همگی حاکی از یک معنا هستند و مضمون مشترکی دارند، و آن عبارت است از «حضور صُوَر اشیاء نزد عقل»

«تصدیق» نیز در واقع «تصور» است، اما تصوری است که حکم، تصدیق و قانع شدن نفس را به دنبال دارد. و در واقع برای آنکه تصور مجرد، یعنی تصوری که حکمی در پی ندارد، از تصوری که مستلزم حکم است، جدا گردد، اولی را «تصور» نامیدند. چرا که تصور ساده محض و تنها است، و لذا سزاوار آن است که واژه «تصور» بدون هیچ قیدی بر آن اطلاق شود. و بر دومی نام «تصدیق» نهادند؛ چراکه حکم و تصدیق را به دنبال دارد.

متعلق تصور و تصدیق چیست؟

متعلق تصدیق نسبت واقع در جمله خبری هنگام حکم و اذعان به مطابقت و یا عدم مطابقت آن با واقع است. اما تصور ممکن است به یکی از امور چهارگانه ذیل تعلق گیرد:

  1. لفظ مفرد؛ اعم از اسم و فعل و حرف
  2. نسبت در خبر؛ هنگام شک در آن و یا توهم آن؛ چرا که در این دو حالت تصدیقی در کار نیست. مثلا وقتی ما این جمله را می شنویم که «کره مریخ مسکونی است» صورتی از این قضیه در ذهنمان نقش می بندد، که چون حکم و اذعانی را در پی ندارد، و ما نسبت به آن شاک می باشیم، تصور مجرد خواهد بود
  3. نسبت در جمله انشایی؛ مانند امر، نهی، تمنی، استفهام و دیگر امور انشایی که واقعیتی در پس کلام و لفظ ندارد؛ و از این رو اساسا مطابق بودن و یا نبودن با واقعیت خارجی در مورد آن قابل طرح نیست؛ و در نتیجه تصدیق و اذعانی نسبت به جملات انشایی در کار نخواهد بود.
  4. مرکب ناقص؛ مانند مضاف و مضاف الیه، شبیه به مضاف، صله و موصول، صفت و موصوف، و هر یک از طرفین جمله شرطیه. در مرکبات ناقص هرگز تصور، اذعان و تصدیقی به دنبال ندارد.
اقسام تصدیق

تصدیق بر دو قسم است: یقین و ظن؛ زیرا تصدیق عبارت است از رجحان دادن به یکی از دو طرف خبر، یعنی وقوع و عدم وقوع، خواه طرف دیگر محتمل باشد یا نباشد. پس اگر این رجحان دادن همراه با نفی احتمال طرف دیگر باشد، یقین است و اگر همراه با وجود احتمال ضعیف طرف دیگر باشد، ظن خواهد بود.

وقتی خبری بر انسان عرضه می شود، یکی از این حالات چهارگانه برای او حادث می شود: یا فقط یک طرف خبر، وقوع و یا عدم وقوع آن، را محتمل می شمارد؛ و یا احتمال هر دو طرف آن را می دهد. حالت نخست یقین نام دارد.

حالت دوم، خود سه صورت دارد؛ زیرا یا هر دو طرف را به یک میزان احتمال می دهد، و یا یکی را بر دیگری ترجیح می دهد. پس اگر هر دو طرف را به یک اندازه احتمال دهد، این حالت «شک» نامیده می شود؛ و اگر یکی را بر دیگری ترجیح دهد، در صورتی که راجح، مضمون خبر و وقوع آن باشد، «ظن» نامیده می شود که از اقسام تصدیق است. و اگر راجح، طرف دیگر خبر، [یعنی عدم وقوع آن باشد، «وهم» نامیده می شود که از اقسام جهل است، و عکس «ظن» می باشد. بنابراین، حالاتی که هنگام مواجهه با یک خبر ممکن است برای انسان روی دهد، یکی از چهار حالت زیر است، و حالت پنجمی برای آن متصور نیست

  1. یقین ؛ یعنی اینکه انسان مضمون خبر را تصدیق کند، و احتمال کذب آن را ندهد؛ و یا آنکه عدم وقوع خبر را تصدیق کند، و احتمال صدق آن را ندهد. و به دیگر سخن: تصدیق آن است که انسان، وقوع و یا عدم وقوع یک خبر را به نحو جزمی و صد در صد تصدیق کند، و این برترین قسم تصدیق است.۳
  2. ظن ؛ یعنی اینکه آدمی مضمون خبر و یا عدم آن را رجحان دهد، و در عین حال طرف دیگر را نیز محتمل بداند. این قسم، پست ترین اقسام تصدیق است.
  3. وهم ؛ یعنی اینکه انسان مضمون خبر و یا عدم آن را محتمل بشمارد، اما طرف دیگر را بر آن رجحان دهد.
  4. شک ؛ و آن عبارت است از برابر بودن احتمال وقوع و عدم وقوع خبر
نکات مهم در تصور و تصدیق

وهم و شک از اقسام تصدیق نیستند؛ بلکه از اقسام جهل به شمار می روند.

ظن و وهم همیشه عکس یکدیگرند. اگر انسان نسبت به مضمون خبر وهم داشته باشد، نسبت به عدم آن ظن خواهد داشت. و اگر نسبت به عدم وقوع خبر و هم داشته باشد، نسبت به وقوع آن ظن خواهد داشت. بنابراین، ظن به یک طرف، توهم طرف دیگر خواهد بود.

بحث تصور و تصدیق بسیار مفصل تر است. پیشنهاد می کنیم برای شرکت در کلاس های حضوری آموزش منطق اینجا بزنید.

آموزش آسان و پله پله منطق و فلسفه برای «همگان»

نظرات