قواعد عقلی و فلسفی از اساسی ترین مسائل تشکیل دهنده مقدمات فلسفی است. مقدماتی که با توجه به بدیهی بودن شان نیاز به دقت بیشتری دارند زیرا همه می پندارند که این قواعد را می دانند در صورتی که با یک دقت عمیق متوجه می شویم که ممکن است آنچنان که می پنداریم نباشد

قواعد عقلی و فلسفی

قاعده ۲۳:کل بسیط فی العقل ، بسیط فی الخارج دون العکس

صدرالمتالّهین در اسفار این قاعده را مطرح کرده است و از آن نتیجه می گیرد که واجب الوجود در خارج بسیط است ؛ چون ذات واجب الوجود دارای ماهیت نیست . و چیزی که ماهیت ندارد اجزاء عقلی ندارد . و چیزی که اجزاء عقلی ندارد ، بسیط است .
ادامه مطلب
قواعد عقلی و فلسفی

الاشیاء المساویه لشیء واحد متساویه

این قاعده که زیر بنای بسیاری از مسائل ریاضی و هندسی است و می توان آن را یکی از مهمترین اصول علم ریاضی به حساب آورد ، در کتب فلسفی و کلامی نیز مورد بحث قرار گرفته و ودر طبیعیات و مسائل مربوط به زمان و اجسام نیز منشا آثار بسیار است .
ادامه مطلب
قواعد عقلی و فلسفی

دارا بودن یک صفت لزوما داشتن همه صفات نیست

هر گاه شیئ به یکی از صفات متصف شود، معنی متصف شدن آن شیئ به آن صفت این نیست که در تمام مراتب واقع و نفس الامر و از جمیع جهات و حیثیات، این اتصاف صادق باشد؛ بلکه صدق فی الجمله در اتصاف شیئ به صفت کفایت می کند؛ اگر چه آن صدق از یک جهت و یا یک حیثیت بوده باشد. مثلا هنگامی که در یک قضیه ای حکم می نماییم که در واقع و نفس الامر زید موجود است، برای صدق این قضیه اتصاف زید به وجود، ولو فی الجمله کافی است. یعنی اگر زید به نحوی از انحاء وجود، ولو در یک لحظه موجود شود قضیه مورد بحث صادق خواهد بود
ادامه مطلب
قواعد عقلی و فلسفی

با تغییر در کمیت،کیفیت نیز تغییر می کند

یعنی هر گاه در مقدار و کمیت شیئ زیادتی حاصل شود ، در کیفیت و چگونگی آن شیئ نیز زیادتی حاصل می شود . مثلا هر گاه در عنصر آتش زیادتی حاصل شود و از نظر کمیت به مقدار آن افزوده گردد، در این هنگام اگر قطعه آهنی در آن آتش انبوه قرار گیرد ، به سرعت شگفت انگیز و در زمانی غیر محسوس تفتیده می گردد؛ ولی اگر همان قطعه آهن را در آتش دیگر که از حیث مقدار به مراتب کمتر از آتش اول است بیفکند ، برای تفتیده شدن ، به زمان بیش از زمان اول نیازمند است ؛ در حالی که تماس قطعه آهن با آتش در هر دو صورت یکسان است . یعنی تماس آن قطعه آهن با آتش انبوه از حیث حجم بیش از تماس آن قطعه اهن با آتش قلیل نیست ؛ زیرا تماس قطعه آهن با آتش در حجم معین و اندازه محدودی انجام میگیرد و در این گونه تماس ، انبوهی و کمی آتش موجب تفاوت در تماس نمی شود .
ادامه مطلب
قواعد عقلی و فلسفی

اشتراک دو شیء در یکی از صفات ذات ، مستلزم اشتراک در سایر صفات ذات است

هر گاه دو شیء در یکی از صفات ذاتی با یکدیگر مشترک باشند ، واجب است در سایر صفات ذاتی و آنچه مربوط به آنهاست نیز مشترک باشند . این قاعده را قاضی عبدالجبار معتزلی در کتاب کبیر المغنی مطرح کرده و اثبات وحدانیت حق تعالی را بر آن مبتنی دانسته است .زیرا اگر این قاعده صحیح نباشد ، اثبات توحید با مشکل مواجه می شود
ادامه مطلب
قواعد عقلی و فلسفی

قاعده ۱۵: اجتماعُ المثلین محالٌ

در این باب گفته اند که : نفس ناطقه هرگز از خویشتن غافل نیست و همواره به ذات خویش علم حضوری دارد ؛ چون در غیر این صورت اطلاق کلمه حی بر آن صحیح نخواهد بود . بنابراین اگر فرض شود که نفس ناطقه ، علاوه بر علم حضوری که همیشه خود را واجد است ، دارای علم حصولی نیز بوده باشد ، یعنی صورتی که از ماهیت خویش را در ذات خود دارا باشد ، لازم می آید که اجتماع مثلین در خارج تحقق یابد و چون اجتماع مثلین محال است ، پس علم نفس ناطقه به ذات خویش از طریق صورت حاصله ممتنع خواهد بود ؛ یعنی صورتی از نفس ناطقه در آن موجود نیست .
ادامه مطلب
قواعد عقلی و فلسفی

انتقال فعل طبیعی از یک فاعل طبیعی

فاعل های طبیعی ، در افعال طبیعی دارای اراده و اختیار نیستند و از طرف دیگر فعل طبیعی برحسب مقتضای طبیعت فاعل طبیعی انجام میگیرد .به این ترتیب قیاس کردن فاعل طبیعی به فاعل مختار و توارد چند فاعل بر موضع واحد در فعل صحیح نیست . چنان که تفویض نمودن فعل در فاعل طبیعی به فاعل دیگر ، در حالی که فاقد اراده و اختیار است معقول نیست . پس اگر تفویض فعل در فاعل طبیعی به فاعل دیگر طبیعی و انتقال آن معقول نیست ، انتقال فاعل طبیعی نیز از یک فعل طبیعی به فعل طبیعی دیگر معقول نخواهد بود.
ادامه مطلب
قواعد عقلی و فلسفی

استعداد در ماده، تابع فعل فاعل است

در بادی امر چنین به نظر می رسد که همواره صدور فعل از فاعل طبیعی، تابع استعداد ماده است، به طوری که اگر استعداد ماده نباشد، صدور فعل از فاعل امکان پذیر نیست؛ در حالی که براساس قاعده مورد بحث، هرگونه انفعال و استعداد در ماده، تابع فعل فاعل خواهد بود و به این ترتیب قضیه کاملا برعکس آن چیزی است که در بادی امر به نظر می رسد
ادامه مطلب
قواعد عقلی و فلسفی

امکان بالغیر ممتنع است

وجوب ، امتناع و امکان ، یعنی اصول کیفیات و عناصر عقود که آنها را« مواد ثلاث » نیز می گویند ، از جمله معانیی هستند که در لوح نفس انسانی بدون هیچ گونه واسطه مرتسم می شوند و از امور بدیهی به حساب می ایند ؛ زیرا بعد از تصور دو مفهوم عام و بدیهی وجود و شیئیت ، مفهومی ضروری تر و روشن تر از این مفاهیم سه گانه در ذهن انسان حاصل نمی شود .بنابراین ، تعریف حقیقی برای این معانی ، امکان پذیر نیست و کسانی که در مقام تعریف برآمده اند در ورطه دور محال فرورفته اند ؛
ادامه مطلب