آثار مکتوب دکتر دینانی

سخن ابن سینا و بیان بهمنیار

اطلاعات کتاب‌شناختی «سخن ابن سینا و بیان بهمنیار»

عنوان کتاب: سخن ابن سینا و بیان بهمنیار

ناشر: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

سال انتشار: ۱۳۹۱

تعداد صفحات: ۴۸۸

کتاب سخن ابن سینا و بیان بهمنیار ، قرائتی تازه و نگرشی نو به فیلسوف بزرگ شیخ الرئیس ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به ابوعلی سینا و ابن سینا است. دکتر دینانی در مقدمه این کتاب به رد قاطع نو افلاطونی بودن این فیلسوف قرن پرداخته است. مشائی انگاشتن ابن‌سینا از منظر دکتر دینانی یک اشتباه بزرگ در تاریخ فلسفه است که از گذشتگان به ارث رسیده و ضرورت دارد که ما امروز این اشتباه را تصحیح کنیم.

بهمنیار (از شاگردان ابن‌سینا) معتقد است با آثار شیخ الرئیس ابوعلی سینا، فلسفه و ‏حکمت در جهان اسلام نظام پیدا کرد و به واسطه نظم و ترتیب، آموختن آن رایج شد البته پیش از ابن‌سینا هم فیلسوفان بزرگی به منصه بروز و ظهور رسیدند و آثار فلسفی ژرفی نیز از خود به یادگار گذاشتند. در میان فلاسفه و حکمای پیش از ‏ابن‌سینا، ابونصر فارابی از جایگاه ویژه ای برخوردار است، ولی آثار او موجز و مختصر بوده و از نظامی لازم و منسجم بدان گونه که در آثار ابن‌سینا دیده می‌شود برخوردار نیست.

بهمنیار آن‌چنان شیفته استاد خود ابن‌سینا بوده که به آثار فلاسفه پیش از او التفات چندانی نداشته است. ولی این شیفتگی به استقلال فکری او لطمه وارد نساخته است. او فیلسوفی آزاد اندیش است که همواره از روی تامل سخن می‌گوید و درباره هستی و مسائل بنیادی آن می اندیشد. بهمنیار با همه احترامی که برای ابن‌سینا قائل است در برخی موارد با عقیده های وی همراهی ندارد و نظر ویژه خودش را ابراز می دارد.

او در عین اینکه به آثار ابن‌سینا احاطه کامل دارد و با عبارات و جمله های این آثار سخت مانوس است. طرز تفکر و بیان ویژه خود را دارد و صاحب سبک و دارای اسلوب شناخته می‌شود. تردیدی نمی‌توان داشت که بهمنیار شاگرد ابن‌سینا بوده و از استاد خود سخت اثر پذیرفته است. ولی همان گونه که یادآور شدیم، در  مقام یک فیلسوف، بیان خاصی دارد و بیان او غیر از سخن ابن‌سینا است. به همین جهت است که می‌توان به سخن ابن‌سینا و بیان بهمنیار اشاره کرد و آن را یک محتوای اصیل به شمار آورد

فهرست کتاب سخن ابن سینا و بیان بهمنیار

  • جایگاه ادراک و شناخت در اندیشه ابن سینا
  • صرف حقیقت یا حقیقت صرف
  • چشم همه دیدنی ها را می بیند اما خودش را نمی بیند
  • آیا می توانیم بدون تخیل تعقل کنیم؟
  • آیا ادراک زمان در خود زمان انجام می پذیرد؟
  • عقل جز ادراک عقلی چیز دیگری نیست
  • معقول حق تعالی موجود است یا موجود معقول اوست؟
  • علم به شیء از طریق اسباب آن کلی است
  • در نظر ابن سینا جسم فقط شرط وجود نفس به شمار می رود
  • غیر از حق یگانه هیچ واحدی نیست مگر اینکه در آن وجهی از کثرت هست
  • قوی ترین و ضعیف ترین موجود
  • اثبات مبدأ مشترک در علوم طبیعی امکان پذیر نیست
  • تفاوت میان مشاهده و یقین
  • آیا شوق همان ادراک است؟
  • تفاوت میان کل و کلی، لوازم یا صفات؟
  • جز ماده چیز دیگری مانع تعقل نیست

بخشی از مقدمه کتاب در رد نوافلاطونی بودن ابن‌سینا

کسانی که با تاریخ جهان اسلام آشنایی دارند به خوبی می دانند که در نظر اهل تحقیق قرن چهارم و پنجم هجری دارای اهمیت بسیاراند و از قرن های درخشان و شکوهمند شناخته می شوند. اهمیت این دو قرن به اندازه ‏ای است که از آنها به عنوان قرنهای طلایی سخن به میان آمده‏ است. شیخ الرئیس ابوعلی سینا در نیمه دوم قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم زندگی کرده و آثار علمی و فکری گرانبهای خود را به وجود آورده است. در نسخه های بالنسبه قدیمی (تتمه صوان الحکمه وأنباءالعلماء بأخبار الحکماء) شماره آثار علمی و فکری ابن سینا بالغ بر چهل اثر شناخته شده‏ است، ولی در نسخه های جدید تتمه  صوان الحکمه  شماره آثار این فیلسوف بزرگ بسی بیشتر از این ذکر شده و در نسخه ایاصوفیه رقم این آثار با شماره ۱۴۵ اثر مشخص  شده است. تردیدی نیست که بسیاری از آثار عمده ‏و بنیادی ابن سینا از میان رفته و به دست ما نرسیده است.

‏از جمله آثار عمده و بنیادی این فیلسوف بزرگ که متأسفانه از میان رفته و جامعه بشری از آن بی نصیب مانده است کتاب الإنصاف را باید نام برد. گفته می شود که این کتاب در بیست مجلد و مشتمل بر بیست و هشت هزار مسئله بوده است. از آنچه شیخ در رساله اختلاف الناس مطرح کرده چنین بر می آید که او در کتاب الانصاف خود علما و اندیشمندان را به دو گروه مشرقی و مغربی تقسیم کرده و معتقد است آنچه اندیشمندان مشرقی می گویند غیر از آن چیزی است که متفکران مغربی به آن باور دارند. شیخ  الرئیس در کتاب الإنصاف کوشیده است به بررسی تعارض میان اندیشه شرقی و تفکر غربی بپردازد و بر اساس انصاف در این باب داوری نماید. او در کتاب المباحثات خود نیز به این مسئله اشاره کرده و از کتاب الإنصاف و انگیزه تالیف و تصنیف آن سخن به میان آورده است.

‏ابن سینا درباره انگیزه خود برای تالیف و تصنیف کتاب الإنصاف از ورود سپاهیان سلطان به شهرهایی که او در آنها زندگی می کرده سخن گفته  ولی لقب ویژه و نام خاص آن سلطان را ذکر نکرده است. مدت اشتغال به نوشتن این کتاب را نیمه ماه دی تا آخر خرداد سال بعد تعیین کرده ولی سال انجام این کار را مشخص نکرده است. ذکر نام ماه دی و خرداد نشان می دهد که ابن سینا برای ماه های ایرانی و تعیین تاریخ براساس آنها اهمیت قائل بوده است. این فیلسوف بزرگ میزان بزرگی کتاب الإنصاف و شماره اوراق و صفحات آن را نیز تعیین کرده و گفته است این کتاب با خط بسیار ریز و بدون فاصله دارای شش هزار برگ و با خط متعارف مشتعل بر ده هزار برگ است.

‏آنچه در مباحثه چهارم از کتاب المباحثات مطرح شده دارای اهمیت فراوان است و به روشنی جایگاه ویژه و موقعیت اساسی کتاب الانصاف را آشکار می سازد. نکته جالب توجه این است که ابن سینا در آنجا از خطا و اشتباه اشخاص پیش از خود سخن گفته و به بیش از بیست و هفت هزار از مواضع خطا و اشتباه اشاره کرده است

برچسب‌ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
Secured By miniOrange