شرح اشعار سعدی

که ای مدعی عشق کار تو نیست / که نه صبر داری نه یارای ایست

مشخصات فایل برنامه معرفت هشتم فروردین ۱۳۹۱

موضوع برنامه: که ای مدعی عشق کار تو نیست / که نه صبر داری نه یارای ایست

عنوان این فصل: شرح اشعار سعدی شیرازی

مدت زمان برنامه: ۳۹ دقیقه

حجم فایل ویدئویی: ۱۲۳ مگابایت (MP4)

حجم فایل صوتی: ۱۸ مگابایت (MP3)

مختصری از متن برنامه:

که ای مدعی عشق کار تو نیست         که نه صبر داری نه یارای ایست

تو بگریزی از پیش یک شعله خام      من استاده‌ام تا بسوزم تمام

تو را آتش عشق اگر پر بسوخت          مرا بین که از پای تا سر بسوخت

همه شب در این گفت و گو بود شمع      به دیدار او وقت اصحاب، جمع

نرفته ز شب همچنان بهره ای که   ناگه بکشتش پری چهره ای

همی گفت و می رفت دودش به سر      همین بود پایان عشق، ای پسر

ره این است اگر خواهی آموختن          به کشتن فرج یابی از سوختن

مکن گریه بر گور مقتول دوست          قل الحمدلله که مقبول اوست

اگر عاشقی سر مشوی از مرض          چو سعدی فرو شوی دست از غرض

در ادامه بحث شمع و پروانه، حالا این شمع است که به سخن می‌آید و به پروانه می‌گوید که تو مدعی هستی اولا استقامت و صبر نداری و حداکثر هم این است که می‌آیی و پر تو خواهد سوخت و می‌گریزی. عاشق واقعی من هستم که از سر شب می‌سوزم و تمام می‌شوم.

شمع به پروانه می‌گوید: عشق این نیست که فقط «پر» ات بسوزد، بلکه باید «تمام» وجودت بسوزد و ذره‌ای از وجود عاشق باقی نماند. اینجا شمع هم عشق را معنی می‌کند و هم خلوص را؛ اصلا عشق، یعنی خلوص. خالص یعنی چه؟ یعنی از غیر پیراسته شدن. یعنی «صرف الشیء» یعنی خودش، خودش باشد و غیر در آن نباشد.

Video-DownloadSound-Download Youtube-download

فایل‌ها بجای «دانلود» پخش و اجرا می‌شود؟ راهنمای دانلود را بخوانید (اینجا بزنید)

می‌خواهید تمامی قسمت‌ها را به صورت یکجا دانلود کنید؟ همین الان اینجا بزنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا