شرح اشعار سعدی

ز عهد پدر یادم آید همی / که باران رحمت بر او هر دمی

مشخصات فایل برنامه معرفت دوازدهم خردادماه ۱۳۹۱

موضوع برنامه: ز عهد پدر یادم آید همی / که باران رحمت بر او هر دمی

عنوان این فصل: شرح اشعار سعدی شیرازی

مدت زمان برنامه: ۴۳ دقیقه

حجم فایل ویدئویی: ۱۱۳ مگابایت (MP4)

حجم فایل صوتی: ۱۷ مگابایت (MP3)

مختصری از متن برنامه:

حکایتی از باب نهم بوستان سعدی

ز عهد پدر یادم آید همی             که باران رحمت بر او هر دمی

که در طفلیم لوح و دفتر خرید         ز بهرم یکی خاتم زر خرید

به در کرد ناگه یکی مشتری         به خرمایی از دستم انگشتری

چو نشناسد انگشتری طفل خرد       به شیرینی از وی توانند برد

تو هم قیمت عمر نشناختی       که در عیش شیرین برانداختی

قیامت که نیکان بر اعلی رسند    ز قعر ثری بر ثریا رسند

شیخ اجل در این حکایت در نهایت سادگی و ظرافت مطلب مهمی را مطرح کرده است. شخصی از عهد کودکی به یاد می‌آورد که وقتی به مدرسه می‌رفت پدرش برای او خاتم زر خرید.

چقدر ظرافت‌های لفظی دارد این حکایت. بجای رحمت الله علیه که ما استفاده می‌کنیم می‌گوید: (که باران رحمت بر او هر دمی) اولا رحمت خداوند را به باران تشبیه کرده است. که بهترین تشبیه است. چون باران وقتی می‌بارد بر شوره زار و گلستان یکسان می‌بارد. در اینجا از رحمت عام الهی سخن می‌گوید. رحمت الهی شامل کافر هم می‌شود. اصلا با قطع نظر از رحمت خدا، عالم یک لحظه سر پا نخواهد بود. نکته بعدی در این مصرع تعبیر «هر دمی» است. دم یعنی نفس. یعنی این رحمت و این باران همیشه ببارد.

با چه لطفات و فصاحتی شروع می‌کند. درود بر پدر فرستادن و طلب رحمت برای پدر کردن چقدر پسندیده است. خاصیت طفولیت در ساده بودن و بی غلّ و غشی آن است. طفل شیرین است و هرکسی که فطرت سلیم داشته باشد، از بچه‌ها خوشش می‌آید.

Video-DownloadSound-Download Youtube-download

فایل‌ها بجای «دانلود» پخش و اجرا می‌شود؟ راهنمای دانلود را بخوانید (اینجا بزنید)

می‌خواهید تمامی قسمت‌ها را به صورت یکجا دانلود کنید؟ همین الان اینجا بزنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا