شرح اشعار سنایی

مثلت هست در سرای غرور / مثل یخ فروش نیشابور

فصل سی و دوم قسمت پانزدهم

مشخصات فایل برنامه معرفت پانزدهم بهمن ۱۳۹۵

موضوع برنامه: مثلت هست در سرای غرور / مثل یخ فروش نیشابور

عنوان فصل: شرح اشعار سنایی غزنوی

مدت زمان برنامه: ۵۰ دقیقه

حجم فایل ویدئویی: ۱۴۴ مگابایت (MP4)

حجم فایل صوتی: ۲۱ مگابایت (MP3)

مختصری از متن برنامه:

مثلت هست در سرای غرور     مثل یخ فروش نیشابور

در تموز آن یخک نهاده به پیش    کس خریدار نی و او درویش

یخ‌گدازان شده ز گرمی و مرد      با دلی دردناک و با دمِ سرد

عمر را بر کدام متاع دادی         زغم یخ چنین ندا دادی

این حکایت که حکیم سنایی در شعرش آورده است، اشاره به مساله «گذر عمر» دارد. عمر انسان، مانند همان یخ است. عمر به تدریج می گذرد، همان طور که در گرما نمی توان یخ را از آب شدن نگه داشت. لحظه ای نمی توان عمر را نگه داشت. تنها سرمایه انسان در این دنیا نیز همین عمر است. اگر از گذر عمر، چیزی عاید ما نشود، پس از تمام شدن عمر و مهلت زندگی، چه در دست خواهیم داشت؟

«وقت» با تفکر است و کسی که تفکر ندارد، وقت هم ندارد. همه مردم عمری دارند و می گذرانند اما این وقت در اختیارشان نیست. عمر، خود به خود می گذرد. اما چه کسی وقت واقعی دارد و می تواند از این وقت استفاده کند؟ کسی که فکر دارد. تنها ما نیستیم که در زمان هستیم. همه موجودات جهان در زمان هستند. اما سوال اصلی اینجاست که آیا موجودات دیگر (غیر از انسان) وقت را می فهمند؟ چه کسی وقت دارد، کسی که تفکر دارد.

Video-DownloadSound-Download Youtube-download aparat-download

فایل‌ها بجای «دانلود» پخش و اجرا می‌شود؟ راهنمای دانلود را بخوانید (اینجا بزنید)

می خواهید تمامی قسمت‌ها را به صورت یکجا دانلود کنید؟ همین الان اینجا بزنید

کلمات کلیدی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
Secured By miniOrange