شرح اشعار سعدی

در جامع بعلبک وقتی کلمه‌ای همی‌گفتم

حکایتی از گلستان سعدی

مشخصات فایل برنامه معرفت بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۱

موضوع برنامه: در جامع بعلبک وقتی کلمه‌ای همی‌گفتم به طریق وعظ با جماعتی افسرده دل

عنوان این فصل: شرح اشعار سعدی شیرازی

مدت زمان برنامه: ۴۳ دقیقه

حجم فایل ویدئویی: ۱۱۹ مگابایت (MP4)

حجم فایل صوتی: ۲۰ مگابایت (MP3)

مختصری از متن برنامه:

حکایت یازدهم از گلستان سعدی

در جامع بعلبک وقتی کلمه‌ای همی‌گفتم به طریق وعظ با جماعتی افسرده دل مرده ره از عالم صورت به عالم معنی نبرده.

دیدم که نفسم در نمی‌گیرد و آتشم در هیزم تر اثر نمی‌کند.

دریغ آمدم تربیت ستوران و آینه داری در محلت کوران. ولیکن در معنی باز بود و سلسله سخن دراز.

در معانی این آیت که «و نَحن اَقرَبُ الیه مِنْ حَبل الورید» سخن به جایی رسانیده که گفتم:

دوست نزدیکتر از من به من است

                وینت مشکل که من از وی دورم

چه کنم با که توان گفت که او

                     در کنار من و من مهجورم

این حکایت هم مانند دیگر حکایت های سعدی قابل تامل است. ظاهر قصه این است که من به جامع بعلبک رفتم و جماعتی را دیدم به خود اشتغال داشتند و من سخنان وعظ آمیز گفتم اما کوچکترین تاثیری در آنها نداشت و فکر کردم که وقتی اینها اثر نمی‌پذیرند موعظه کردن من همانند تریبت ستوران است و آیینه داری در محلت کوران! کسی در محله‌ای باشد که همه نابینا باشند و او آئینه نگه دارد، کار بیهوده‌ای است.

نکته اول در استفاده از کلمه «وقت» به جای «زمان» در ابتدای حکایت است. می‌فرماید: در جامع بعلبک وقتی کلمه‌ای همی‌گفتم این کلمه «وقت» نکته مهمی دارد. در کلمه «وقت» ارتباط با غیر مطرح است چیزی که در «زمان» نیست.

Video-DownloadSound-Download Youtube-download

فایل‌ها بجای «دانلود» پخش و اجرا می‌شود؟ راهنمای دانلود را بخوانید (اینجا بزنید)

می‌خواهید تمامی قسمت‌ها را به صورت یکجا دانلود کنید؟ همین الان اینجا بزنید

دریافت پستی DVD برنامه معرفت
کلمات کلیدی
تلگرام برنامه معرفت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن