۱۶ اسفند ۱۳۹۶

مغالطه اشتراک لفظ

مغالطه اشتراک لفظ علاوه بر «اشتراک اسم» «اشتراک فعل» و حتی «اشتراک حرف» را نیز در بر میگیرد و تعدد معانی هریک می تواند موجب ارتکاب مغالطه شود. مثلا: خانه ارزان، کمیاب است. هر چیز کمیاب گران است. پس خانه ارزان گران است. این تناقض گویی که ارزان، گران است چگونه قابل توجیه است؟

مغالطه اشتراک لفظ

مقدمه: برای انتقال مفاهیم راهی جز بیان الفاظ نداریم و این الفاظ هستند که در ذهن و گفتگوهای ما متجلی و آشکار می‌شوند. اما استفاده از الفاظ همان‌طور که راهگشا و دارای مزایای بسیار است، می‌تواند مشکل‌زا هم باشد. یکی از مشکلاتی که در این مطلب قرار است در مورد آن توضیح دهیم، مغالطه‌ای است که در اثر اشتراک لفظ به وجود می‌آید. مغالطه اشتراک لفظ موقعی ایجاد می‌شود که بدون توجه به تعدد معانیِ لفظ، کلمه را در جمله‌ای به کار ببریم که در آن نشانه‌ای برای تفکیک معنی مورد نظر ما از معانی دیگر وجود نداشته باشد.

لفظی مشترک باشد به این معنی است که عینِ لفظ دارای معانی متعدد است. مثل کلمه «شیر» که هم بر شیرِ جنگل، شیرِ حیوانات، شیرِ آب و.. استفاده می‌کنیم. اگر لفظ شیر بدون هیچ نشانه‌ای که بفهماند، منظور کدام یک از «معانی» شیر است، استفاده شود، دچار اشتباه در برداشت معنی و به غلط افتادن در آنچه منظور گوینده است، خواهیم شد.

تعریف دقیق مغالطه اشتراک لفظ : استعمال یک لفظ در یک متن با معانی گوناگون، بدون توجه به تعداد معانی آن، به طوری که باعث یک نتیجه‌گیری غلط در استدلال شود.

یک مثال معروف در این زمینه: سعادت غایت زندگی انسان است.  غایت زندگی انسان مرگ است.  بنابراین، سعادت انسان همان مرگ اوست.

الفاظی که در معنی مشترک بکار رفته‌اند:  غایت و زندگی

مقدمه اول: کلمه غایت به معنی هدف  کلمه زندگی به معنی اعم از این جهان و جهان بعد از مرگ

مقدمه دوم: کلمه غایت به معنی آخر و پایان؛ کلمه زندگی به معنی صرفا این جهان

چنانکه مشاهده می‌کنید نتیجه گیری بدون توجه به تعدد معانی این دو کلمه انجام شده است، به همین دلیل دچار مغالطه خواهیم شد.

 به جرأت می توان گفت که مغالطه اشتراک لفظ مغالطه ای است که بیش از هریک از انواع دیگر مغالطه، شایع و متداول است و به علت محدودیت زبانی، مردم خواه ناخواه گرفتار این مغالطه می شوند. به قول مولوی «اشتراک لفظ دائم رهزن است».

  • انگور شیرین است. شیرین معشوق فرهاد است. پس انگور معشوق فرهاد است.
  • او سیر است. سیر بو میدهد. پس او بو می دهد!

مثال های جدی‌تری برای مغالطه اشتراک لفظ، چه در شکل قیاسی و چه غیر آن وجود دارد که میتواند ما را به ظرافت و اهمیت فوق العاده این مغالطه آگاه کند.

خانه ارزان، کمیاب است. هر چیز کمیاب گران است. پس خانه ارزان گران است.

این تناقض گویی که ارزان، گران است چگونه قابل توجیه است؟ به نظر می رسد مقدمات از صحت و استحکام کامل برخوردارند و هیچ اشکالی به استدلال وارد نیست، اما نتیجه آن تناقض آمیز است. علی رغم این که این استدلال در اینجا صراحتاً به عنوان نمونه و مثالی برای مغالطه اشتراک لفظ مطرح شده، در عین حال، بسیاری از افراد نمی توانند اختلاف بسیار دقیق بیان دو معنای «کمیاب» در مقدمه اول و دوم را تشخیص دهند.

همانطور که ذکر شد مغالطه اشتراک لفظ منحصر به شکل قیاسی نیست، بلکه مثال های زیادی در اشکال دیگر برای این مغالطه وجود دارد. یک شکارچی به دنبال یک سنجاب است تا آن را با تفنگ هدف قرار دهد و شکار کند. سنجاب پشت درخت قطوری پنهان می شود. شکارچی آهسته آهسته از فاصله دور به دور درخت میچرخد تا سنجاب را در تیررس خود قرار دهد. اما سنجاب نیز که پشت درخت پنهان شده با چرخش شکارچی میچرخد، به طوری که شکارچی موفق نمی شود سنجاب را ببیند.

حال سؤال این است که شکارچی که به دور درخت میچرخد، آیا به دور سنجاب هم میچرخد یا نه؟ پاسخ به سؤال فوق می تواند برای افراد ناآگاه بحث طولانی و بی فایده ای را به دنبال داشته باشد، اما شخصی آگاه، هم می تواند ثابت کند که شکارچی به دور سنجاب میچرخد و هم می تواند ثابت کند که شکارچی به دور سنجاب نمی چرخد. رمز این مطلب همان اشتراک لفظ و وجود دو معنا برای به «دور چیزی چرخیدن» است.

نکته دیگر درباره این مغالطه این است که بسیاری از منطق دانان آن را مغالطه اشتراک اسم نامیده اند، اما چنانکه ملاحظه شد ما آن را مغالطه اشتراک لفظ نامیدیم، زیرا علاوه بر اشتراک اسم، «اشتراک فعل» و حتی «اشتراک حرف» را نیز در بر میگیرد و تعدد معانی هر یک می تواند موجب ارتکاب مغالطه شود.

چند مثال برای اشتراک اسم و صفت

– او و همسرش پنج سال اختلاف داشتند. (اختلاف: تفاوت؛ مشاجره)

– حمید دوست بیست ساله من است. (بیست ساله: برای مدت بیست سال؛ دارای سن بیست سال)

چند مثال برای اشتراک فعلی

او چند غزل سعدی را خوب و بی اشکال خواند. (خواندن: قرائت کردن؛ اعلام کردن)

– آنها از ما چند عکس گرفتند. (عکس گرفتن: دریافت کردن عکس؛ عکس انداختن)

– اگر دادگاه هم بگذارد، من پا روی حق نخواهم گذاشت. ( گذاشتن: اجازه دادن؛ قرار دادن)

چند مثال برای اشتراک حرف
  • دهمین و آخرین فصل کتاب درباره عبادت است. (و: عطف (با)؛ بیان (یعنی))
  • با وجود امثال شما وضع دانشگاه اصلاح نمی شود. (با: علی رغم ؛ در صورت)
  • او عمری با ریا و خودخواهی مبارزه کرد. (با : پیشوند؛ حرف اضافه برای تعدیه)
  • بعضی شرکت ها نظیر آرامکو یا کمپانی نفت خلیج باعث تضعیف مواضع اوپک می شوند. (یا: تقسیم و تردید؛ تساوی، معنای «به عبارت دیگر»)

مغالطه اشتراک لفظ را چنین تعریف کردیم: «استعمال یک لفظ در یک متن با معانی گوناگون، بدون توجه به تعدد معانی آن، به طوری که این امر موجب استنتاج خطا شود، مانند «سعادت غایت زندگی انسان است و غایت زندگی انسان مرگ است، پس سعادت انسان همان مرگ اوست»

اما با توجه به مثال هایی که اخیراً ذکر شد باید این نکته را اضافه کنیم که گاهی تعریف قبل بر مغالطه اشتراک لفظ صدق نمی کند، زیرا اولاً، لفظ مشترک تنها یک بار استعمال می شود و ثانیاً، قید «بدون توجه به تعدد معانی» لازم نیست و چه بسا شخصی با علم و آگاهی از تعدد معانی لفظ مشترک، جمله مشتمل بر آن لفظ را بیان می کند و در شرایط گوناگون مدعی می شود که معنای خاصی از آن را در نظر داشته است. ثالثاً، مغالطه اشتراک لفظ در جملاتی از قبیل مثال های مذکور به طور بالفعل موجب استنتاج خطا نمی شود، زیرا اساساً استنتاجی صورت نگرفته است.

بنابراین، با لحاظ مثالهای اخیر می توان مغالطه اشتراک لفظ را این طور تعریف کرد: «استفاده از یک لفظ مشترک در جمله، به طوری که شنونده یا خواننده معنایی مغایر با معنای مورد نظر گوینده یا شنونده را از آن درک کند و یا اینکه اساساً گوینده یا شنونده در مورد تعدد معانی تعمد داشته باشد و بخواهد در شرایط مختلف مدعی یکی از آن معانی شود

اشاره قرآن کریم به مغالطه اشتراک لفظ

قرآن کریم در آیات گوناگون به ارتکاب بسیاری از مغالطات از سوی کفار، منافقان یا اهل کتاب اشاره کرده است. از جمله مغالطاتی که قرآن کریم به آن اشاره کرده و حتی راه جلوگیری از آن را نیز مشخص نموده، مغالطهٔ اشتراک لفظ است که خود قرآن به عنوان زبان بازی از آن یاد کرده است:

{من الذین هادوا یُحرّفون الکلم عن مواضعه و یقولون سمعنا و عصینا و السمع غیر مُسمع و راعنا لیّاً بالسنتهم وطعناً فی الدین} بعضی از یهودیان کلمات را تحریف و جابه جا می کنند و میگویند: شنیدیم و نپذیرفتیم و بشنو و نشنیده بگیر و میگویند «راعنا» و زبان بازی می کنند و در دین (اسلام) طعنه میزنند.

«راعنا» در زبان عربی فعل امر از رعایت است؛ یعنی در کار ما بنگر و رعایت حال ما کن، اما در زبان عبری هم ریشهٔ رعونت است و معنای توهین آمیزی دارد و یا برابر است با «راعینا» تقریباً به معنای «چوپان ما»، چنانکه آیه فوق اشاره می کند که یهودیان کلمهٔ «راعنا» را خطاب به پیامبر اکرم به کار می بردند که در ظاهر معنای عربی و در واقع، عبری و توهین آمیز آن را در نظر می گرفتند.

میبدی در تفسیر خود میگوید: سعد بن معاذ که یکی از اصحاب پیامبر اکرم بود و زبان عبری می دانست، دریافت که یهودیان این کلمه را که در ظاهر و به زبان عربی معنای درستی دارد به قصد توهین در حق رسول خدا به کار می برند. لذا آنها را تهدید کرد که اگر بار دیگر چنین بگویند، با شمشیر گردنشان را خواهد زد.

قرآن کریم در جای دیگر برای جلوگیری از این مغالطه خطاب به مؤمنان می فرماید: به جای کلمه «راعنا» از کلمهٔ «انظرنا» (به معنای به ما بنگر یا به ما مجال بده) استفاده کنند، در واقع، دستورالعمل کلی در پرهیز از این مغالطه این است که هرگاه استفاده از لفظ مشترک موجب دو پهلویی و ایهام کلام شود، به طوری که برخی معانی آن مطلوب و مورد نظر نبوده یا سبب سوء تفاهم مخاطب شود، باید از لفظ دیگری استفاده کرد که فقط معنای مطلوب و مورد نظر را افاده کند: یا أیها الذین امنؤالأتقُولُوا راعنا و قُولُوا انظرنا وَاسمَعُوا”.

ای کسانی که ایمان آورده اید، نگویید: «راعنا» و بگویید «انظرنا» و گوش شنوا داشته باشید. شاید عبارت «واسمعوا» (و گوش شنوا داشته باشید) در آیه فوق، به این معنا باشد که قرآن کریم دستور میدهد به اختلافات و ظرایف الفاظ و کلماتی از این قبیل حساس باشید و دقت کنید تا در دام خطاها و مغالطات مشابه نیفتید.

نظرات

  1. گلشیفته معینی ۲۶ مهر ۱۳۹۸

    چند نمونه ضرب المثل در مورد اشتراک لفظ بنویسید.

    پاسخ

Secured By miniOrange