فیلسوف یار › بحث و تبادل نظر › زنگ تفریح فلسفی › یک عنوان برای این عکس بنویسید
بوده حکم این بشر از پیش تر ـــــــــــــ هر که نورش بیش گورش پیشتر
دنیا مصیبت خانه اهل داناست /نیست حال هیچ کس زارتر از حال دانا
عین القضات همدانی،منصور حلاج و…
خواهی نشوی همرنگ…رسوای جماعت شو!
به تنگ چشمی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده میافتند
به پای هرز علف های باغ کال پرست
دانایی در مسلخ نادانی…
آیا هزاران شمع قادر است نور حقیقی را خاموش نماید؟ هرگز
باید جلاد باشی و تغییر نکنی و شمع باشی و خودت بسوزی
نور ابدی،در دنیای ازلی
ارتجاع
خشونت در برابر عقاید روشن
گه ملحد و گه دهری و کافر باشد، گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد،
باید بچشد عذاب تنهایی را، مردی که ز عصر خود فراتر باشد،
شفیعی کدکنی
آنها خود شمعی در زوال هستند که می خواهند نوری دیگری را خاموش کنند بلکه نمی دانند که خود نیز خاموش می گردند
جلاد کیه
سلام
به نظرم عنوان _جهل مرکب_برای این تصویر مناسبه.
وتوضیحشم اینکه،همان طور که تنه ی پوسیده ی درخت نیاز به نور خورشید را حس نمی کند،واز درجات شعور برای درک نور ساقط است،مغزهای فرسوده و عقل های در حال اضمحلال نیز اندیشه های نورانی را درک نمی کند و حس نیازی به آن ندارد.
با تشکر