7 فروردین 1393

الشیئ مالم یوجَد لم یوجِد

وجود مادام که به سر حد وجوب نرسد، ایجاد امکان پذیر نیست؛ چنان که وجوب بدون وجود وجه معقولی نخواهد داشت و این از آن جهت است که وجوب جز ضرورت وجود، چیز دیگری نیست؛ بنابراین، وجود و وجوب که هر دو مفهوم، جز از یک حقیقت حکایت نمی کنند، ملاک ایجاد و مبدأ آفرینش موجودات اند. مفهوم این قاعده در یک بیت لطیف فارسی به صورت ضرب المثل در آمده و در میان مردم معروف و مشهور است و آن عبارت است از این بیت: ذات نایافته از هستی بخش/کی تواند یافت که شود هستی بخش؟

‏در اینجا مناسب به نظر می رسد قاعده دیگری مطرح شود که از نظر معنی و مفاد به قاعده «الشیئ ما لم یجِب لم یوجَد» (به کسر ج) بسیار نزدیک است و آن عبارت است از قاعده «الشیئ مالم یوجَد لم یوجِد» (فتح ج اول و کسر ج دوم). به مقتضای قاعده اول، وجوب شیئ ملاک و مبدأ ایجاد است؛ و به مقتضای قاعده دوم، وجود شیئ منشأ آفرینش موجودات است. اگر مفهوم وجوب را با مفهوم وجود مساوق بدانیم، مفهوم این دو قاعده نیز مساوق یکدیگرند؛ زیرا وجود مادام که به سر حد وجوب نرسد، ایجاد امکان پذیر نیست؛ چنان که وجوب بدون وجود وجه معقولی نخواهد داشت و این از آن جهت است که وجوب جز ضرورت وجود، چیز دیگری نیست؛ بنابراین، وجود و وجوب که هر دو مفهوم، جز از یک حقیقت حکایت نمی کنند، ملاک ایجاد و مبدأ آفرینش موجودات اند. مفهوم این قاعده در یک بیت لطیف فارسی به صورت ضرب المثل در آمده و در میان مردم معروف و مشهور است و آن عبارت است از این بیت:

ذات نایافته از هستی بخش     کی تواند یافت که شود هستی بخش؟

‏این قاعده را قاضی عضدالدین ایجی در مواقف(۱)، مطرح کرده و مورد بحث قرار داده است.  ‏ملا اسماعیل واحد العین که از حکمای بزرگ اسلامی است، ولی نامش کمتر معروف است، در حاشیه کتاب مبدأ و معاد صدرالمتألهین از این قاعده نام برده و به آن استناد کرده است. وی در مقام توضیح این مسئله که صور نوعیه و جسمیه قائم به ماده اجسام هستند، اضافه می کند که تاثیر صور نوعیه و جسمیه در غیر نیز بدون قیام به ماده، امکان پذیر ‏نیست و استدلال خویش را برای اثبات این سخن به این قاعده متکی می سازد، چنان که می گوید:

‏حاج ملاهادی سبزواری در مقام اثبات عموم قدرت برای حق تعالی که به چندین دلیل تمسّک نموده است، دلیل سوم خود را بر این قاعده استوار کرده است: به این ترتیب که ایجاد را فرع وجود می داند و چون برای ممکنات وجود حقیقی قائل نیست، ایجاد حقیقی را نیز از آنها سلب می کند. بنابراین، ایجاد حقیقی در انحصار کسی است که دارای وجود حقیقی است؛ و آن ذات واجب الوجود است؛ چنان که می گوید:

‏و الشیئ لم یوجِد متی لم یوجَدا      و بإختیار إختیار ما بدا

 پاورقی ها:

  1. مواقف (همراه با شرح جرجانی). ج۳، ص ۱۰
  2. حاشیه بر مبدأ و معاد. ص۱۲
  3. شرح منظومه. بخش فلسفه. ص ۱۷۹

آموزش آسان و پله پله منطق و فلسفه برای «همگان»

نظرات

  1. fatemeh 14 فروردین 1393

    سلام خسته نباشیدبرشما.واقعاازسایت خیلی مفیدتون ممنونم شماواقعاخودتونووقف اسلام وخداکردین ایمیل زدم که فقط ازتون تشکرکنم.درود برشما!!

    پاسخ
  2. فقیر 30 فروردین 1393

    سلام. وقت تون بخیر

    خدا قوت . حاجت روا

    پاسخ