۲۴ فروردین ۱۳۹۲

الاشیاء المساویه لشیء واحد متساویه

این قاعده که زیر بنای بسیاری از مسائل ریاضی و هندسی است و می توان آن را یکی از مهمترین اصول علم ریاضی به حساب آورد ، در کتب فلسفی و کلامی نیز مورد بحث قرار گرفته و ودر طبیعیات و مسائل مربوط به زمان و اجسام نیز منشا آثار بسیار است .

هرگاه اشیائی با یک شیء مساوی باشند، خود آن اشیاء نیز با یکدیگر مساوی خواهند بود . مثلا اگر فرض کنیم که الف و ب و ج ،همه با د مساوی هستند ، در این صورت الف و ب و ج نیز با یکدیگر مساوی خواهند بود . زیرا هنگامی که حقیقت چند شیء با حقیقت یک شیئ مساوی باشد ، آن اشیاء دارای یک حقیقت خواهند بود ؛ و اگر آن اشیاء با یکدیگر مساوی نباشند ، دارای حقیقت واحد نیستند و این امر مستلزم اجتماع نقیضین خواهد شد ؛ چون لازمه این فرض آن است که اشیاء مورد بحث هم دارای حقیقت واحد باشند و هم دارای حقیقت واحد نیستند . پس فرض مساوی نبودن اشیاء با یکدیگر ، بعد از اینکه همه آنها با شیئ واحد مساوی هستند ، مستلزم اجتماع نقیضین خواهد بود .

این قاعده که زیر بنای بسیاری از مسائل ریاضی و هندسی است و می توان آن را یکی از مهمترین اصول علم ریاضی به حساب آورد ، در کتب فلسفی و کلامی نیز مورد بحث قرار گرفته و در طبیعیات و مسائل مربوط به زمان و اجسام نیز منشا آثار بسیار است .

امام فخر رازی در خاتمه کتاب الاربعین فی اصول الدین ، که در آنجا چهل مساله را مورد بحث قرار داده است ، آخرین بحث خود را به ذکر مقدماتی که زیر بنای مسائل گوناگون عقلی است، اختصاص داده و می گوید :

خاتمه الکتاب فی ضبط المقدمات التی یمکن الرجوع الیها فی اثبات المطالب العقلیه.

سپس قضیه «استحاله اجتماع و ارتفاع نقیضین » را به عنوان ابده بدیهیات و نخستین سنگ ساختمان اندیشه بشر مطرح می کند و مقدماتی را بر آن استوار می سازد که هر کدام از آن مقدمات به عنوان یک قاعده ، منشا بسیاری از مسائل قرار می گیرند . یکی از آن مقدمات که بر قضیه استحاله اجتماع نقیضین استوار است و وجود آن یک قاعده محسوب می شود ، همین قاعده است که « اشیاء المساویه لشیء واحد متساویه»

همچنین بخوانید:
قاعده ۳۸: هر حادثی دارای ماده است

گاهی این قاعده را به عبارات دیگر ذکر کرده اند . مانند: « مساوی المساوی مساوٍ لذلک الشیئ» که از حیث مفاد و معنا با عبارت اول چندان تفاوتی ندارد .

امام فخر رازی در این باره می گوید :

الاشیاء المساویه لشیئ واحد متساویه . ذلک لأنَّ تلک الاشیاء لمّا کانت حقائقها مساویه لحقیقهذلک الشیئ کانت حقیقتها واحده فلو لم تکن متساویه لما کانت حقبقتها واحده فیلزم أن تکون حقیقتها واحده و أن لا تکون حقیقتها واحده فیجتمع النفی و الاثبات و هاتان المقدمتان یخرج علیهما اکثر العلوم الباحثه عن لواحق الکمّ المنفصل و کثیرا من المباحث الطبیعیه المتعلقه بالزمان و الجسم و ذلک أیضا فی الحقیقه بحث عن الکمّ المنفصل.

مقصود امام فخر رازی از کلمه « هاتان المقدمتان » یکی همین قاعده و دیگری قاعده « الکلّ أعظم من الجزء » است ، که در جای خود مورد بحث قرار خواهد گرفت.

نظرات

Secured By miniOrange