این یادداشت شامل 0 پاسخ ، و دارای 1 کاربر است ، و آخرین بار توسط  a.sabae در 11 ماه، 1 هفته پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #14200 پاسخ

    a.sabae
    سرپرست کل

    ابن سینا تناسخ را باطل می‌داند. در نظر او هر چیزی که آمادگی پیدا کرد، آن آمادگی شرط است. وقتی که ماده آماده و مستعد شد، بی‌درنگ (که یک لحظه هم فاصله نیست) از مبداء فیاض صورت مناسب به آن افاضه می‌شود. چرا بی‌درنگ؟ برای این‌که از آن طرف فیض فیاض علی‌الاطلاق دایم است و به مجرد آمادگی دریافت، افاضه می‌کند و در این طرف عدم نمی‌تواند وجود شود. طبعاً آن صورت نوعی یا جمادی یا نباتی یا حیوانی و یا انسانی است و بستگی به استعدادها دارد. در اولین مرحله استعداد، جمادی است، در مرحله دوم این صورت جمادی در اثر تحولاتی آمادگی بیشتر پیدا می‌کند برای صورت نباتی و در صورت جمادی متوقف نیست. صورت نباتی نیز در اثر شرایط و تحولاتی آماده صورت حیوانی می‌شود. حق تعالی واهِبُ‌ الصُور است و علی‌الاطلاق از آن طرف صور است و این هبه نیز انقطاع ندارد. و سرانجام با تحولات دیگری به مجرد این‌که آمادگی صورت انسانی پیدا کرد، نفس ناطقه که همان صورت نوعی انسانی است، افاضه می‌شود. این همیشه بوده و همیشه خواهد بود.

    دایم الفیض افاضه دایم دارد و از این طرف نیز در اثر تحولات، آمادگی پس از آمادگی دیگر پیدا می‌شود و جریان عالم به این صورت برقرار است. در این نظر تکامل هست، یعنی هر استعداد قبلی با تحولات برای تحول تکاملی آماده می‌شود و صورت بعدی که می‌آید بالاتر از صورت قبلی است. تناسخ یعنی صورتی را از دست می‌دهد و به صورت دیگری که معلوم نیست تکامل باشد و چه بسا تنزل باشد، درمی‌آید. در تناسخ ممکن است انسان به صورت حیوان یا مانند خود یا به صورت دیگری که حساب شده نیست در آید. در تئوری شیخ‌الرئیس اول این که پایین‌تر، در جا زدن و مِثل نیست و همواره تصاعد است و دوم این که سرانجام رهایی است، یعنی به عقل می‌رسیم و بعد از انسانیت صورت طبیعی نداریم و عقل می‌شویم. بر اساس نظر ابن‌سینا، تناسخ مصطلح بودایی باطل می‌شود.

    حرکت ذُبولی نیز ذُبول موقت است، یعنی ذُبولی است برای صعود. به عنوان مثال ریزش برگ درختان در پاییز برای جماد شدن نیست بلکه دوباره در حرکت دیگر به صعود می‌انجامد. یعنی سرانجام حرکت صعودی غالب است و این ذُبول برای صعود است. این عالم، عالم تَزاحم است و در تزاحم امور یکنواخت نیست، صعود و نزول و برخورد هست ولی کل مجموعه عالم را در نظام خودش محاسبه کنیم، همه این‌ها صعود است. ذبول را باید در مجموعه نظام هستی ببینیم. در نظام حکیمانه دور ریخت معنی ندارد و تنزل نیز برای تصاعد است. در حرکت تصاعدی نظام عالم، بازگشت به این عالم برای کامل شدن معنی ندارد.

    وقتی ماده مستعد شد، صورت حادث می‌شود، یعنی تکرار و کهنه نیست. هیچ گاه ماده بدون صورت نیست و به صورت کهنه‌ی دیگر مجال نمی‌دهد و عالم کهنه نیست. تناسخ می‌گوید؛ صورت دیگر حادث نمی‌شود، بلکه صورت موجود است و از این جا به جایی دیگر می‌رود. در تناسخ صورت‌هایی هست که از هر قالب‌ به قالب دیگر رفته و قالب‌ها عوض می‌شوند. در نظر شیخ الرئیس عالم عقل محیط بر این عالم است و بر این عالم احاطه‌ی وجودی دارد. اگر لزوما حرکت را تصاعدی ندانیم و عرضی بدانیم، از تناسخ رها نمی‌شویم. اگر عوالم را بپذیریم، لزوما حرکت تصاعدی خواهد بود. بالا و پایین در این عالم نسبی است. بالا و پایین بدون متافیزیک یک سخن بی‌معنی است. صعود واقعی، صعود وجودی است و اگر صعود وجودی را نپذیریم، طبیعت بالا و پایین ندارد.

پاسخ به : تناسخ در نظر ابن سینا
لطفا فارسی و خوانا بنویسید




× 9 = 90

Secured By miniOrange