این یادداشت شامل 83 پاسخ ، و دارای 4 کاربر است ، و آخرین بار توسط  shpegah در 2 ماه پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #17748 پاسخ

    shpegah
    مشارکت کننده

    باعرض سلام و آرزوی سلامتی
    سوالی که ذهن مرا مدتی است به خود مشغول کرده و پس از مطالعات فراوان به نتایج جدیدی رسیدم مطرح میکنم

    اگرروزی روباتی بسازیم که بتواند تفکر کند تعقل کند از کیستی و هستی خود بپرسد(با استفاده از منطق و تحلیل عقلی نه با محفوظات خود)
    تمام تحلیلات ودانش ما از فلسفه را زیر سوال نخواهد برد؟؟

    اگر با استفاده از فرمولهای ریاضی مثلا سری اعداد فیبوناچی به الگوریتم ساخت منطق مغز انسان برسیم و انسانی متفکر خلق کنیم آیا فلسفه ای که سالیان سال پروراندیم کون فیکون نمیشود؟؟؟

    این موضوع دوراز ذهن نیست و حتی غیرممکن هم نیست وشاید بزودی اخبارآن را داشته باشیم در اینمورد چه خواهیم گفت آیا تسلیم مشیت حق تعالی خواهیم شد ویابه فلسفه بافی ادامه خواهیم داد؟
    من خود یک مسلمان حق گرایم وصرفا به دنبال جواب این سوالم ممنون از پاسختون

  • #17749 پاسخ

    علی حق طلب

    تعریفی داریم برای موجود آگاه و خودآگاه

    براساس تعاریف اولیه منطق، همه موجودات آگاه هستند اما به جز انسان هیچ موجودی نمی داند که آگاه است. اگر روباتی که در این فرض مطرح شده، به آگاهی خود آگاه شود و بداند که آگاه است، این موجود دیگر ربات نیست و قطعا انسان است. وقتی انسان شد دیگر آنچه مورد ادعای فرض مسئله هم بوده باطل خواهد شد.

    در مورد فرمولهای ریاضی و سری اعداد فیبوناچی باید دوباره عرض کنم خدمت تون که چه کسی (سری اعداد فیبوناچی) را فهمید و به آن آگاه شد؟ پاسخ: انسان ؛ چه کسی می تواند از هیچی چیزی خلق کند؟ پاسخ: هیچ کس؛ خوب پس تا اینجا یک انسانی هست که (سری اعداد فیبوناچی) را فهمیده و درباره آن تفکر می کند و نمی تواند بدون داشتن هیچی، چیزی را خلق کند. پس برای خلق (هر چیزی) نیاز به چیزی دارد که در این فرض شما همان سری اعداد فیبوناچی است.

    نتیجه این می شود که انسان آگاه، که (سری اعداد فیبوناچی) را فهمیده و تفکر کرده بود، همان را پایه قرار داد برای خلق یک چیز دیگری (حالا هرچیزی) مثل همان کاری علوم امروزه می کنند. پس دوباره احاطه انسان و آگاهی انسان است که این خلق را پایه ریزی کرده و آن خلق هیچ تفاوتی با هر چیزی که در اطراف تان می بینید که انسان آنها را ابداع کرده (مثل ماشین، هواپیما، علوم مدون و طبقه بندی شده و… ) ندارد

  • #17750 پاسخ

    علی حق طلب

    عبارت خیلی جالبی هم در صحبت های شما بود

    آیا تسلیم مشیت حق تعالی خواهیم شد

    تسلیم شدن در برابر مشیت حق برای انسان آگاه مطرح است. انسان آگاه یک موازینی برای تعقل و تفکر خود دارد که این موازین «بافتنی» نیستند. کسی در اصول فلسفه چیزی را «نمی بافد» بلکه این مسائل فرعی و شاخه هایی که مربوط می شوند به فلسفه خود را پروار می کنند. اصول و قواعد فلسفه نه تنها یک امر «بافتنی» نیست بلکه یک امر بدیهی و اثبات شده عقلی و منطقی است.

    به نظرم شما اصلا نمی دانید که فلسفه چیست و صرفا به آنچه در اصطلاح عوام مردم از فلسفه و فلسفه بافی می گویند، اکتفا کرده اید. فلسفه یک دریای عمیق و محکم عقلانیت است که اگر در این دریای مواج چیزی برخلاف عقلانیت باشد، جایی در آن ندارد.

  • #17751 پاسخ

    shpegah

    ممنون از پاسختون

    اما مشکل اینجاست که این اعداد را میتوان تصادفی هم بهش رسید بوسیله یک کامپیوتر یعنی یک راهش این است که با علم به اعداد فیبوناچی میتوان یک هوش یا آگاهی ایجاد کرد که فرمایش شما متین
    ولی یک راه هم با استفاده از کامپیوتر میتوان تمام حالات ترکیب اعداد را خلق کرد تا بالاخره به اعداد فیبوناچی رسید

    حالا نگید پس کامپیوتر را انسان خلق کرد . خیر کامپیوتر خودش چیزی نیست جز ترکیب صفر ویک یعنی انتخاب یکی از دوراه که از راه مثلا الف حرکت کنی یا از راه ب
    حالا اگر هردوراه را انتخاب و پیمایش کنیم میشود بررسی تمام حالات ممکن و درنهایت رسیدن به آگاهی

    همه این حالات توسط نور انجام میشود و این فرضیه من منتهی میشود به اینکه نور خالق هستی است در این شکی نیست
    الله نورالسموات والارض

    ولی میخوام بگم که فلسفه یک علمی است که بشر آنرا ساخته و یک علم الهی نیست و صرفا نتیجه گیریهای انسانی است از دریافتهای طبیعی

  • #17752 پاسخ

    shpegah

    منظور جمله مرا متوجه نشدید

    مفهوم جمله من این بود تسلیم مشیت الهی بشویم و فلسفه را خلق نکنیم

  • #17753 پاسخ

    shpegah

    نه تنها فلسفه بلکه تمام علوم ساخته و زایده آگاهی یا همون شعور انسان است که براساس روابط منطقی از نتیجه بررسی مخلوقات بدست میاورد

    هرعلمی آن یک منطق خاص را به نفع خود تفسیر میکند بدینوسیله آنرا منطقی و عقلی دانسته وبه آن استناد میکند
    درحالیکه ازیک منطق میشود چندین نتیجه گیری منطقی کرد که هیچ ارتباطی به هم ندارند ولی همه منطقی مینمایانند

  • #17754 پاسخ

    shpegah

    ساختن هرعلمی توسط انسان به قصد بهره و لذت بردن از آن بسیار کارپسندیده ایست ولی علمی که برای اثبات حقانیت خود و نفی سایر علوم ساخته شود با نتیجه گیری که کردم منافات دارد

  • #17755 پاسخ

    shpegah

    درهرصورت پاسخ سوال مرا ندادید

    باتمام مفروضات اگر متوجه شدیم که اشتباه کردیم چه کنیم ؟؟

    شما میفرمایید اشتباه نکردیم خوب من به این فرض کاری ندارم اگر روزی ثابت شد اشتباه کردیم چه ؟

    قطعا نه من و نه شما به تمام علوم به طور کامل اشراف نداریم ولی اگر روزی حقایق آشکار شود و بفهمیم اشتباه کردیم چه میکنیم؟
    آیا تمام عمرمان برفنا رفته؟عمرما و عمر همفکران ما؟

  • #17757 پاسخ

    shpegah

    فکر میکنم همه در این جمله توافق داشته باشیم که فلسفه علم رسیدن به حقیقت است درسته؟

    اگر حقیقتی اصلا وجود نداشت یا
    اصلا همه چیز حقیقت بود چه ؟

    شاعر میگه خلوت دل نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود فرشته درآید

    ولی اگر در دل دیو فرشته در کنار هم جمع بودند چه ؟

    میخوام بگم شاید از ابتدا سوار بر چارچوب غلط شدیم

    آیا فلسفه اثبات حقانیت خود است یا واقعیت محض؟ آیا هرچه باشد میپذیریم؟

  • #18298 پاسخ

    مهتاب شب تاب

    بنام حضرت حق
    چون به دنبال حقیقتیم پس می پذیریم. ما زنده به انیم که ارام نگیرم موجیم که اسودگی ما عدم ماست

  • #18311 پاسخ

    محمد حسین

    سلام دوست عزیز
    شما معلوم است که فلسفه نخوانده این.
    نه فلسفه اسلامی نه فلسفه غرب.
    این مباحثی که شما مطرح کردید، به نوعی، از مهم ترین مسائل بشر است که اتفاقا فلسفه بر اساس همین سوالات شکل گرفته.
    ۱_ آیا حقیقت هست؟
    ۲_ اگر هست قابل شناخت است؟
    ۳_ اگر قابل شناخت است آیا قابل انتقال به غیر است؟
    ۴_ آیا شناخت افراد از حقیقت یکسان است یا متفاوت؟
    و …
    آخرین پژوهش ها در فلسفه اسلامی، به واسطه علامه طباطبایی و شاگردان ایشان انجام شده است.
    اگر طالب این مسائل هستید، میتوانید کتاب بدایه و نهایه علامه طباطبایی را بخوانید. (فایل‌های صوتی تدریس آیت الله فرحانی توصیه می‌شود)
    بعد از درست خواندن فلسفه، به جواب خود میرسید.

  • #18331 پاسخ

    shpegah

    دوست عزیز شما درست متوجه شدید من فلسفه نخوانده ام
    چون عقیده دارم فلسفه را باید یافت نه خواند
    فلسفه ای که از روی فکر دیگران بخوانی که دیگه فلسفه نیست
    فلسفه ای که دیکته فکر دیگران است صرفا مختص خودشان است
    خوبست افکار را به اشتراک گذاشت ولی نباید دیکته کرد و به آن استناد کرد

    آنچه برای درک فلسفه هستی نیاز است خواندن همه چیزاست به جز فلسفه

    به همین دلیل من هم به دنبال همه چیز رفتم و همه چیز خواندم وآنچه یافتم همه چیز بودو آن همه یکتایی بود
    ولی
    ولی آن یکتا به هیچوجه شبیه به هیچیک از یکتاهای سایرفلاسفه نبود

  • #18365 پاسخ

    mamavi
    مشارکت کننده

    اگر به فلسفه به مثابه علم بنگریم علم مجرد است و مبرا از خطا و اشتباه و توسط هیچ عقل سلیمی اعم از انسانی یا ماشینی قابل رد نیست مگر در تحت قوه ی خیال که آن هم اصالت واقیت ندارد.هر چند اگر ماشین به سر حد تعقل و تفکر برسد به نوعی انسان است هر چند از لحاظ عقلی محال است چرا که ماشین مادی است و علم مجرد و موجود مجرد را ظرف مادی نشاید.از سوی دیگر انسان طبق تعریف حیوان ناطق است و خیوان نیز طبق تعریف جسم نامی حساس متحرک.پس مقوله هایی نظیر احساسات و در مراتب بالاتر آن یعنی کشف و شهود قلبی تنها توسط انسان و انواع بالاتر قابل ادراک است . پس ادراک مقوله هایی نظیر فلفه محبت و … توسط ماشین محال است مثلا ماشین هرگز نمیتواند محبت واحساس سازنده اش نسبت به خود را ادراک کند و ادراک آن تنها در قالب جملات شرطی و ادراکی ست.لکن معنای فلسفه حقیقی که ماهیت علم دارد نه چیزی که بافته خیال است .لذا فلسفه علمی است که ماهیتا در ذات هستی جریان و سریان دارد و هستی براساس آن عمل میکند .البته در مراتب مختلف هستی اصول و قوانین خاصی حاکم است.به عقیده حقیر مبحث فلسفه در عالم مادی و مثال و عقل حاکم است و شریف و قابل توجه اما در مراتب بالا تر نظیر عوالم قلبیه و ساحت ربوبی حق اصول فلسفی و حتی منطقی قابل تسری نیست. در خاتمه عرض مینمایم که زیر سوال رفتن هیچ امرعقلی و فلسفییی از شرافت و اعتبار آن کم نمیکند بلکه باعث تقویت و استقوام آن می شود. مهم عبور از مراحل خیال و وصل به مرحله علم و عقل است.

  • #18372 پاسخ

    shpegah

    ممنون که پاسخ دادید

    دوست عزیز اگر فلسفه به قول شما یک علم مبرا از خطا واشتباه باشد(که قطعا چنین نیست چون ساخت انسان است و انسان جایزالخطا)
    اولا قبل از آن باید منطق تعریف شده باشد تا فلسفه مفهوم پیدا کند
    در علم منطق هر نتیجه گیری باید برپایه یک اصل درست شکل بگیرد وگرنه اگر پایه درست نباشد قطعا نتیجه گیری ما مبهم است یعنی میتواند درست یا غلط باشد پس از درجه اعتبار ساقط است

    وحال فرض را بنا به فرمایش شما میگذاریم اگر فلسفه عاری از خطا باشد پس یک راه راست برای رسیدن به حقیقت وجود خواهدداشت

    اگر انسانی این راه را پیدا کرد و طی نمود دیگراز مقام انسانی خارج میشود و تبدیل به ماشین میشود چون دیگر حق انتخاب از اوسلب میشود
    و مقامش تنزل پیدا میکند

    حق انتخاب وقتی معنا پیدا میکند که مردد بین دوراه باشی

    ولی اگر بینهایت راه برای رسیدن به حقیقت وجودداشته باشد (که به نظرمن هست) اون موقع انتخاب راه معنی پیدا میکند
    پس فلسفه هرکس برای یافتن حقیقت مختص خودش است
    پس بینهایت فلسفه برای رسیدن به حقیقت وجود دارد

    مصداق آیه رب العالمین

    • #18408 پاسخ

      محمد

      با سلام
      در پاسخ به shpegah عزیز
      اولا شما هستی را محدود به زمان نمودید که اول باید منطق ایجاد شود یا فلسفه … اگر چنین باشد بفرمایید آیا نمیتوان پرسید پیدایش فلسفه منطقی بوذه یا غیر منطقی؟
      ثانیا کلیه علوم در ذات الهی و علم الهی همیشه موجود بوده ومبدا پیدایش ندارد بلکه مبدا تجلی و ظهور دارد
      ثالثا کثرت راه حق و بی نهایت فلسفه منجر به آنارشیست است و در صورت پذیرش آن باید پذیرفت سفسطه و مغالطه هم راهی برای کمال است
      رابعا اینکه می فرمایید پس فلسفه هرکس برای یافتن حقیقت مختص خودش است خود ایجاد حصر است چرا اولا که من باید فقط و فقط از راه خودم استفاده کنم و حق انتخاب راه بقیه را ندارم چون هرکس با یکسری توانایی و در یکسری شرایط خاص و به تبع آن راهی مختص به خود افریده شده ثانیا اگر من از هر راهی بروم و حتی اگر نروم به سعادت می رسم!!!
      خامسا اگر اینکه فرمودید حق انتخاب وقتی معنا پیدا میکند که مردد بین دوراه باشی

      ولی اگر بینهایت راه برای رسیدن به حقیقت وجودداشته باشد (که به نظرمن هست) اون موقع انتخاب راه معنی پیدا میکند
      پس فلسفه هرکس برای یافتن حقیقت مختص خودش است
      پس بینهایت فلسفه برای رسیدن به حقیقت وجود دارد
      درست باشد آیا این نیز یک فلسفه است یا خیر؟ اگر هست که خودتان نیز این یک فلسفه را منحصر کرده اید و اگر نیست چطور از چیزی که فلسفه نیست برای تبیین فلسفه استفاده می کنید؟
      سادسا علم به ذات معصوم و مبرا از خطاست در هر زمینه و شاخه ای که باید خطا در آن راه ندارد به شرطی که علم باشد و مادر سر حدات خیال و توهم آن را علم ندانیم.پیشنهاد میکنم در خصوص موضوع مجرد بودن علم نیز مطالعه نمایید
      سابعا اینکه فرمودید اگر انسانی این راه را پیدا کرد و طی نمود دیگراز مقام انسانی خارج میشود و تبدیل به ماشین میشود چون دیگر حق انتخاب از اوسلب میشود
      و مقامش تنزل پیدا میکند باید گفت ما در حالتی بین جبر و اختیار هستیم چنانکه ما در دوره زمانی و خانواده ای که به دنیا می آییم هیچ نقشی نداریم (صرف نظر از تجلی عوالم و عوالم مثال و…) در حالیکه این دو مورد تاثیر بسیار زیادی بر نگرش ما دارد ضمنا باید به عرض برسانیم این قبیل سوالات دارای یک نقص اساسی است و آن وجود دور است که باطل است چرا که شما فرمودید: اگرروزی روباتی بسازیم که بتواند تفکر کند تعقل کند از کیستی و هستی خود بپرسد(با استفاده از منطق و تحلیل عقلی نه با محفوظات خود)
      تمام تحلیلات ودانش ما از فلسفه را زیر سوال نخواهد برد؟؟
      و من میپرسم اگر این روبات بتواند رباطی به مراتب کاملتر از خود بسازد آیا آن روبات جدید تفکر سازنده خود را زیر سوال نخواهد برد؟ و اگر آن روبات جدید باز روباتی به مراتب کاملتر از خود بسازد و این روباط جدید تفکرات سازنده خود را زیر سوال ببرد چه؟؟؟ این ساختن روباتها و زیر سوال بردن تفکرات سازنده تا ابد میتواند ادامه یابد
      و من الله التوفیق

  • #18399 پاسخ

    محمد

    با سلام
    در پاسخ به shpegah عزیز
    اولا شما هستی را محدود به زمان نمودید که اول باید منطق ایجاد شود یا فلسفه … اگر چنین باشد بفرمایید آیا پیدایش فلسفه منطقی بوذه یا غیر منطقی؟
    ثانیا کلیه علوم در ذات الهی و علم الهی همیشه موجود بوده ومبدا پیدایش ندارد بلکه مبدا تجلی و ظهور دارد
    ثالثا کثرت راه حق و بی نهایت فلسفه منجر به آنارشیست است و در صورت پذیرش آن باید پذیرفت سفسطه و مغالطه هم راهی برای کمال است
    رابعا اینکه می فرمایید پس فلسفه هرکس برای یافتن حقیقت مختص خودش است خود ایجاد حصر است چرا اولا که من باید فقط و فقط از راه خودم استفاده کنم و حق انتخاب راه بقیه را ندارم چون هرکس با یکسری توانایی و در یکسری شرایط خاص و به تبع آن راهی مختص به خود افریده شده ثانیا اگر من از هر راهی بروم و حتی اگر نروم به سعادت می رسم!!!
    خامسا اگر اینکه فرمودید حق انتخاب وقتی معنا پیدا میکند که مردد بین دوراه باشی

    ولی اگر بینهایت راه برای رسیدن به حقیقت وجودداشته باشد (که به نظرمن هست) اون موقع انتخاب راه معنی پیدا میکند
    پس فلسفه هرکس برای یافتن حقیقت مختص خودش است
    پس بینهایت فلسفه برای رسیدن به حقیقت وجود دارد
    درست باشد آیا این نیز یک فلسفه است یا خیر؟ اگر هست که خودتان نیز این یک فلسفه را منحصر کرده اید و اگر نیست چطور از چیزی که فلسفه نیست برای تبیین فلسفه استفاده می کنید؟
    سادسا علم به ذات معصوم و مبرا از خطاست در هر زمینه و شاخه ای که باید خطا در آن راه ندارد به شرطی که علم باشد و مادر سر حدات خیال و توهم آن را علم ندانیم.پیشنهاد میکنم در خصوص موضوع مجرد بودن علم نیز مطالعه نمایید
    سابعا اینکه فرمودید اگر انسانی این راه را پیدا کرد و طی نمود دیگراز مقام انسانی خارج میشود و تبدیل به ماشین میشود چون دیگر حق انتخاب از اوسلب میشود
    و مقامش تنزل پیدا میکند باید گفت ما در حالتی بین جبر و اختیار هستیم چنانکه ما در دوره زمانی و خانواده ای که به دنیا می آییم هیچ نقشی نداریم (صرف نظر از تجلی عوالم و عوالم مثال و…) در حالیکه این دو مورد تاثیر بسیار زیادی بر نگرش ما دارد

  • #18400 پاسخ

    محمد

    ضمنا باید به عرض برسانیم این قبیل سوالات دارای یک نقص اساسی است و آن وجود دور است که باطل است چرا که شما فرمودید: اگرروزی روباتی بسازیم که بتواند تفکر کند تعقل کند از کیستی و هستی خود بپرسد(با استفاده از منطق و تحلیل عقلی نه با محفوظات خود)
    تمام تحلیلات ودانش ما از فلسفه را زیر سوال نخواهد برد؟؟
    و من میپرسم اگر این روبات بتواند رباطی به مراتب کاملتر از خود بسازد آیا آن روبات جدید تفکر سازنده خود را زیر سوال نخواهد برد؟ و اگر آن روبات جدید باز روباتی به مراتب کاملتر از خود بسازد و این روباط جدید تفکرات سازنده خود را زیر سوال ببرد چه؟؟؟ این ساختن روباتها و زیر سوال بردن تفکرات سازنده تا ابد میتواند ادامه یابد
    و من الله التوفیق

  • #18559 پاسخ

    shpegah

    ممنون از پاسختون

    تمام مواردی که فرمودید بریک اساسی نتیجه گیری کردید که اون اساس خود جای بحث دارد و میتواند نقض شود

    ولی در هرحال بنده فرض رو براین میذارم که تمام اساسهادرست باشد

    ولی باز یک راهکاربرای پوشش کلیه جوانب براساس مکانیک کوانتوم دارم که خدمتتون عرض میکنم خواهش میکنم دراین زمینه نیز نظرتان را بفرمایید
    واما راهکار….

  • #18668 پاسخ

    محمد

    با سلام . باتوجه به مقوله تجرد علم راهکار اتحاد وجودی با موجود مجرد عقلی است و با توجه به مقام لایقفی انسان سیر انفسی الی الله و نیل به مقام حضور تام که در آن مقام مبارک انسان به مقام حضور تام می رسد و در مقام اسم شریف اراده به دانستن هرچیز منجر به دانستن ان می شود و در مقامات فنا فی الله از انجا که «خداوند متعال»، علم خدا، ازلی است و عین ذات او است مقام فنا به منزله اتحاد وجودی با ذات الهی و علم الهی است.فیزیک کوانتوم هم اگر به معنای واقعی به مقام علم نائل شود یعنی انسان در مقام واقعیت به آن دست یافته یاشد نه در مقام تئوری و وهم ، علم است و مجرد است و مبرا از خظا و اشتباه . مهم نایل شدن به مقام علم واقعی است. چرا که چند صد سال قبل اندیشمندان بر این گمان بودند زمین مسطح است نه کروی و همچنین معتقد بودند خورشید به دور زمین می چرخد و بر این اساس علوم هیات و نجوم تدوین شده بودند اما گالیله فهمید این فرضیات علم نبوده بلکه وهم بشری بوده. ای موضوع در سایر علوم قابل تسری است. والله العظیم العلیم

  • #18669 پاسخ

    محمد

    در مورد نقض عرایض بنده هم خوشحال می شم مطالبی رو ارائه کنید .چون عرایض بنده از خودم نیست و قطره ای هست که از دریاهای عظیم علم علما به زکات و صدقه گرفته و در کشکول جمع کرده ام

    • #18682 پاسخ

      ص

      اگه رباتی بتونه راجع به هستی خودش تحقیق کنه در نهایت به انسان میرسه و تا وقتی به نتیجه نرسیده احتمالا اعلام نمیکنه که من یک ربات جستوجوگر درستکار هستم.

    • #18687 پاسخ

      محمد

      vبا سلام
      ربات در نهایت به انسان نمی رسد بلکه در ابتدا به انسان می رسد
      مثلا اگر شما از دور بخار آب را ببینید و بعد نزدیکتر روید وببینید یک کتری روی آتش است آیا آتش را دلیل ایجاد بخار آب می دانی یا کسی که آتش را روشن کرده؟ یا کسی که به آب قابلیت تبخیر داده و به آتش قابلیت گرم کردن؟

  • #18706 پاسخ

    shpegah

    ممنون از دوستان

    هدف من از طرح این سوال پاسخگویی باتوجه به محفوظات ذهنی واستفاده از علوم سایر علما نبوده

    هدف اصلی من این بوده که دایره ذهنیمونو خیلی وسیعتر از اینی که هست ببریم و بسطش بدیم واصلا بیایم از اون دایره بیرون
    واز بیرون به قضیه نگاه کنیم
    چهارچوبهای ذهنیمونو رها کنیم(به تعبیری تقوای الهی پیشه کنیم)

    اصلا از نگاه خالق به مخلوق نگاه کنیم

    به این شکل که (راهکاریکه خدمتتون عرض کردم 🙂

    فرض کنیم ما یک انسان تنها در این جهانیم و برای رهایی از تنهایی میخواهیم یک همدم برای خودمان خلق کنیم چکار میکنیم؟؟؟
    شاید اول با چوب برای خودمون یک عروسک بسازیم و با اون حرف بزنیم
    ولی حس واقعی میبینیم که نداره
    بعد یک داستان بسازیم و اونو بعنوان یک شخصیت داستان بذاریم
    ولی باز میبینیم که واقعی نیست
    میایم یک ربات هوشمند میسازیم که دقیقا شبیه به خودمونه ولی افکار و رفتارو صحبتهاش مال خودشه نه دیکته شده توسط خودم
    این موقع است که دیگه قابل اعتماد نیست چون ممکنه سرکشی کنه و برای خودم دردسر ایجاد کنه . حالا باید چکار کرد؟؟؟
    میام اول توی کامپیوتر رفتارشو شبیه سازی میکنم و اونجا تربیتش میکنم که قابل اعتماد باشه و مطمئن بشم هیچوقت به من آسیبی نمیرسونه بعد میکنم همدم و انیس و مونس خودم درسته ؟؟؟

    حالا چطوری اینکار رو میشه کرد؟؟؟

    دیگه الان با پیشرفت علم و تکنولوژی اینکار شدنیه

    یعنی تمام کارها و رفتارها و تمام انتخابهای جلوی راهه اون ربات رو میتونیم بررسی کنیم وایده آل ترین حالت یک ربات رو از اون استخراج کنیم و همدم خودمون بکنیم

    مکانیک کوانتوم هم دقیقا همینو میگه
    یعنی انتخاب همه مسیرها ورفتن همه راهها
    ودرنتیجه به احتمال خیلی زیاد بیش از یک ربات ایده آل خواهیم داشت!!
    آیالازمه فقط یکیشو انتخاب کرد؟؟؟
    بهتروجالبتر نیست که تنوع ربات ایده آل داشته باشیم به جای یک ربات ؟؟؟؟؟

    براین اساس است که من میگم یک دین برتر نداریم بلکه میتوان تنوع دینهای برتر داشته باشیم

    منظورمن از دین آیین ومنش است نه معنی تحت اللفظی آن

    • #19148 پاسخ

      ص

      یک ربات که به هوش مصنوعی و هوش دسته جمعی مجهز هست با فرض بر اینکه از نوع جستوجوگر هست مثل انسانی که پیامبر میشه نه انسانی که کشاورز جز یا … هست. و باور نداره انسان ها اونو به وجود اوردن میخواد تحقیق کنه و به نتیجه برسه .در جهانی که ربات ها با کارکردن هزینه ساخت برای بدست اوردن ی ربات جدید را به دست میارند. و روز به روز دارند پیشرفت میکنند.
      چه کسی به اتش قدرت گرم شدن داده اصلا ربطی به این فضا نداره
      اون ربات ترکیب اکسیژن با مواد سوخت و حرارت رو دلیل گرما و نور میدونه و در انتها دلیل وجود هریک از این چیزا رو تا محدودیت اکتشافات اخیر در نظر میگیره .و نتیجه گیریهاش بر اساس مشاهداتش هست و براش مهم نیست چیز هارو چی کسی به وجود اورده تا اونجا که اون اطلاع داره چیزها با ترکیب چیزها به وجود میان حتی اگر این ربات در حافظه اش وجود خالق انسان ذخیره شده باشه باز با توجه به قدرت تشخیص با علت و دلیل فقط پذیرای حقیقت است.

  • #18707 پاسخ

    shpegah

    حالا درمثال بالا میتوان تناظریک به یک برقرار کرد
    یعنی
    به جای کامپیوتر کره زمین
    به جای انسان تنها حضرت آدم و به جای ربات ایده آل حضرت حوا و سایررباتها را فرزندانشان که دارای تنوع فکری(وآیین) هستند ولی همگی صالحند را فرض کرد

  • #18708 پاسخ

    shpegah

    قطعا خداوند سبحان نیز ادیان غیر اسلام را بیهوده نیافریده حتما حکمتی در طراحی تک تکشان داشته

    پس به ریسمان الهی چنگ زنیم و متفرق نشیم

  • #18709 پاسخ

    shpegah

    نتیجه اینکه
    ازفیلسوفان عزیز خواهش میشه که این اندازه روی افکار خود تعصب نشان ندهند
    و به جهان به مثابه یک الماس هزار وجهی بنگرند

  • #18727 پاسخ

    محمد

    با سلام..علم فلسفه بر مبنای وجود است و شما هر چقدر بخواهید از چارچوبها و دوایر خارج شوید نمیتوانید از دایره وجود خارج شوید.اگر مراد شما بحث علمی است بحث علمی دارای اصول و قواعد است اما اگر قصد رویا پردازی و داستان نویسی دارید بدون چارچوب میتوان این کار را انجام داد. نظیر فلسفیدن با پتک نیچه یا هزارن وهمی که فلسفه مینامند.ااشتباه ما اینجاست که به مقام لایقفی انسان توجهی نداریم و همه چیز را در چارچوب این جهان مادی می بینیم انسان برای نیل به مقام انسان کامل خلق شده است یعنی مقام حضور محض که در آن مقام اذا شائ ان علم علم به محض اراده دانستن هر چیز آن را خواهد دانست از سوی دیگر در مقامات والا ادب مع الله اقتضائاتی دارد که به عبد اجازه نمی دهد در امور دخالت نماید و همه چیز بربای عبد حضور است و هیمان

  • #18728 پاسخ

    shpegah

    دوست من
    اولین پستی که بعداز پست شما قرار دادم دقیقا همین مفهوم رعایت اصول و قواعد بحث علمی بود که شما نقضش کردید
    بنده اصل را رعایت منطق قبل از فلسفه عرض کردم شما فرمودید

    ” شما هستی را محدود به زمان نمودید که اول باید منطق ایجاد شود یا فلسفه … اگر چنین باشد بفرمایید آیا پیدایش فلسفه منطقی بوذه یا غیر منطقی؟”

    کاربرد منطق دراینجادقیقا همین بود که بحث را منطقی و براساس اصول و قواعد موافقت شده توسط دوطرف بحث پیش ببریم ولی شما درهمان ابتدا باشروع یک بحث منطقی مخالفت کردید

    شما دربحثهایتان از اصولی استفاده میکنید که صرفا مورد تایید خودتان است وبرای بنده ثابت نشده است
    چطور ادامه بحثتان مورد استناد باشد وقتی اصولتان مبهم است؟؟؟؟

    اگر من برای تفهیم مطلبم از مثال یا داستان استفاده کردم صرفا به همین دلیل است

    بنده به مقام مافوق انسانی اصلا اشاره ای نکردم که میگویید توجهی ندارم چون هنوز صحبت در داخل همین دایره ای است که شما فرمودید
    بنده میگویم درداخل همین دایره هم همین حضور امکان پذیراست چه برسد به خارج از دایره

    وحالا یک سوال : شما این جمله خود را چطور وبا چه استنادی ثابت میکنید

    در مقامات والا ادب مع الله اقتضائاتی دارد که به عبد اجازه نمی دهد در امور دخالت نماید و همه چیز بربای عبد حضور است و هیمان

    استنادی که برای این جمله دارید لطفا افراد یا اشاره به کتاب افراد نباشد براساس یک استناد علمی دقیق و یا صرفا قرآن کریم باشد

    چون افراد جایزالخطااند ولی قرآن از خارج از دایره هستی است

  • #18729 پاسخ

    shpegah

    اگر بنده داستانی برای تفهیم منظور خودم گفتم و شما مفهوم اصلی داستان را متوجه نشدید و بنده را متهم به خیال بافی نمودید درعوض با صحبتهاتون در پست آخر تمام داستان مرا به طور کامل تایید نمودید

    ممنون

  • #18730 پاسخ

    محمد

    با سلام
    در اینجا که فرمودید ” شما هستی را محدود به زمان نمودید که اول باید منطق ایجاد شود یا فلسفه … اگر چنین باشد بفرمایید آیا پیدایش فلسفه منطقی بوذه یا غیر منطقی؟”
    مراد بنده این است که علم مجرد است و مبدا زمانی ندارد بلکه مبدا کشف یا تجلی دارد
    اینکه فرمودید کاربرد منطق دراینجادقیقا همین بود که بحث را منطقی و براساس اصول و قواعد موافقت شده توسط دوطرف بحث پیش ببریم ولی شما درهمان ابتدا باشروع یک بحث منطقی مخالفت کردید” لطفا در این خصوص مشخص نمایید که با توجه به فرمایش شما که هر کس راهی مختص به خود برای رسیدن به حقیقت دارد آیا توافق رسیدن مفهوم پیدا میکند؟ چون من راهی مختص به خود دارم و شما راهی مختص به خود در حالیکه شما اکنون قائلید میتوان به توافق رسید !!!
    اینکه فرمودید بنده به مقام مافوق انسانی اصلا اشاره ای نکردم که میگویید توجهی ندارم چون هنوز صحبت در داخل همین دایره ای است که شما فرمودید
    بنده میگویم درداخل همین دایره هم همین حضور امکان پذیراست چه برسد به خارج از دایره به عرض می رسانم انسان یک کل است که در انواع و افراد متجلی شده شما وقتی می گویید انسان کل را در نظر دارید یا افراد را؟ مسلما در مفاهیم فلسفی مراد کلیت انسان است نه افراد
    در خصوص در مقامات والا ادب مع الله اقتضائاتی دارد که به عبد اجازه نمی دهد در امور دخالت نماید و همه چیز بربای عبد حضور است و هیمان
    استنادی که برای این جمله دارید لطفا افراد یا اشاره به کتاب افراد نباشد براساس یک استناد علمی دقیق و یا صرفا قرآن کریم باشد عارضم خداوند در سوره ص میفرماید: * قالَ یا إِبْلیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالینَ* ضمن تفاسیر مراد از عالین افرادیست که در حضور محضند.این سر رشته راه برای ماست چرا که انسان در سیر انفسی در مراتب عوالم به مراتبی خواهد رسید
    که بسیار شریفتر و افضل تر از الفاظ است و در قالب مفاهیمی است که لفظ از بیان آن عاجز است و ادراک آن صرفا با اتحاد وجودی حاصل می گردد.مثلا حتی اصطلاحاتی نظیر جنات تجری من تحت الانهار و یا واژه ویل در قران . با انیکه ئر قالب لفظ در آمده حقیقت آن قابل بیان نیست. چراکه در قران کریم بارها از واژه و ما ادراک… استفاده شده وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَهُو وَ ما أَدْراکَ مَا الْحَاقَّه و ما ادراک ما لیله القدر و…
    در پایان اینکه فرمودید چون افراد جایزالخطااند ولی قرآن از خارج از دایره هستی است … خارج از دایره هستی عدم است و عدم وجود ندارد و لفظ آن هم به برکت وجود است چراکه عدم را نبودن وجود تعریف می کنیم. قران از مبدا وجود و هستی است متن و بطن دایره هستی است نه خارج از دایره هستی

  • #18731 پاسخ

    محمد

    در پایان بفرمایید به نظر شما آیا داستان قابل تایید یا رد کردن است؟ مثلا شما میتوانین داستان بینوایان ویکتور هوگو را تایید یا رد کنید؟ یا داستان معروف شنگول و منگول و حبه انگور را؟

  • #18734 پاسخ

    shpegah

    بله من گفتم هرکس راه مختص خودش دارد ولی نگفتم هیچ دو راهی اشتراک ندارند
    توافق در راههای مختلف باعث وسعت نظردوطرف میشه و دامنه نگاه و راه دوطرف رو گسترش میده

    درمورد آیه سوره ص لطفا بیشتر توضیح بدید آیا گفته شده اجازه ورود و دخالت نداریم؟؟؟

    درمورد قرآن بله شما درست میفرماییدازدرون دایره هستی است

    درمورد داستان گفته شده بنده عرض کردم مفهوم داستان رو تایید کردید نه خود داستان را

    بازهم ممنون که پاسخ میدید

  • #18736 پاسخ

    shpegah

    مفهوم داستان چگونگی وعلت خلقت رو مطرح کرده که شمانیزهدف ازخلقت راتکامل انسان فرمودید

    رسیدن به انسان کامل لازمه اش درک همه جانبه وجودی انسان است تاحدی که توانایی خلق انسان کامل دیگری را پیدا کنیم
    (حتی اگر ابتدا از یک ربات شروع کنیم)

    همان بیت
    رسدآدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تاچه حد است مقام آدمیت

    حالا میخواد از راه علم باشه فلسفه اسلامی باشه فلسفه غیراسلامی باشه و اصلا فلسفی نباشه

    البته باز قطعا درپاسخ خواهید گفت بستگی داره تکامل رو چه چیز تعریف کنیم؟

    که من میگم کل صفات الهی که درقرآن هزار رب برای هزار صفت معرفی شده

    که همون الماس هزار وجه منظورمنه

  • #18759 پاسخ

    محمد

    با سلام . انسان ماهیتا نفس و روح است که مجرد است.اما ربات مادی است یعنی در قالب ماده محقق می شود. انسان دائم البقاست اما وجود ربات متکی به جسم است .آیا میتوان رباتی ساخت که متکی به جسم نباشد؟
    انسان وجود مثالی دارد و حیات برزخی آن در قالب جسم مثالی است.آیا میتوان رباتی ساخت که جسم مثالی داشته باشد و در عالم مثال تداوم حیات داشته باشد و به حیات برزخی برسد؟
    انسان میتواند در سیر آفاقی و انفسی به عالم عقول مجرد راه یابد آیا ربات میتواند به عالم مجردات راه یابد؟
    انسان میتواند به مقام فوق عقل راه یابد (معراج پیامبر) آیا ربات همچنین قابلیتی دارد؟
    و شما بحث ربات و انسان را مطرح کردید.این سوال سوالیست که قرنها ذهن فلاسفه را مشغول داشته ولی در ابعادی بسیار بزرگتر.تحت این سوال که اگر خدا (در مثال شما انسان) موجودی کاملتر از خود یا مشابه خود خلق کند(درمثال شما ربات) چه اتفاقی خواهد افتاد؟این امر محال است و اثبات آن به کرات در منابع مختلف اتفاق می افتد با مطالعه آن منابع میتوانید به ابطال نظریه ای که دادید برسید.چرا که انسان دارای مراتب وجودی بی نهایت است ولازمه اینکه بخواهد موجودی مثل خود بسازد این است که تمام مراتب وجودی خود را بشناسد و برای شناخت این موضوع لازم است به مقام فنا برسد و در عینیت وجود در ماسوا جدای از ماسوا و خدا شود .پس اگر بخواهد رباطی کامل بسازد باید خدا بسازد.
    حال فرضا آقای ایکس رباط وای را میسازد که دقیقا مانند خودش است از هر جهت.اگر فرض محال بودن را کنار بگذاریم (چون گفتیم انسان ذیروح و مجرد است) فرض می کنیم آقای ایکس در همان شب طی انجام عبادت به مقام روحانی خاصی میرسد و یا با آزمایشات دیگری به مقام علمی خاصی میرسد و دانسته های جدیدی کشف میکند.حال باید این دانسته ها و مقامات را به رباطش هم بدهد تا رباط دوباره بتواند مانند او شود.آیا این ممکن است؟ این شرایط هرشب مبتواند برای آقای ایکس پیش بیاید

  • #18760 پاسخ

    محمد

    و اما فرمایشات شما:
    ۱)”مفهوم داستان چگونگی وعلت خلقت رو مطرح کرده که شمانیزهدف ازخلقت راتکامل انسان فرمودید”

    ۲(رسیدن به انسان کامل لازمه اش درک همه جانبه وجودی انسان است تاحدی که توانایی خلق انسان کامل دیگری را پیدا کنیم
    (حتی اگر ابتدا از یک ربات شروع کنیم)
    موارد یک و دو شما تناقض دارد چراکه اگر انسان دائما در حال تکامل باشد باید دائما رباط جدید بسازد تا رباتش کامل باشد چون خودش هر روز کاملتر میشود.اگر هم انسان زمانی به کمال مطلق برسد هم دیگر رباتش هم کمال مطلق است و نمیتواند اندیشه انسان
    را زیر سوال ببرد چراکه هردو کمال مطلق هستند. سوال شما هما سوال خلقلت شریک الباری توسط باری است که فقط پوسته اش عوض شده است
    همان بیت
    ۳)رسدآدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تاچه حد است مقام آدمیت
    آیا رباط مادی میتواند به مقام آدمیت که لازم التجرد است برسد؟
    ۴)حالا میخواد از راه علم باشه فلسفه اسلامی باشه فلسفه غیراسلامی باشه و اصلا فلسفی نباشه
    فلسفه یا حکمت اصیل است و اسلامی و غیر اسلامی ندارد.ضمنا آیا موضوعی وجود دارد که فلسفی نباشد؟ لطفا مثالی بزنید چراکه هرچیز موجودی وجود دارد و موضوع فلسفه بحث در خصوص وجود است
    ۵)البته باز قطعا درپاسخ خواهید گفت بستگی داره تکامل رو چه چیز تعریف کنیم؟
    من چنین چیزی نمیگویم چون تکامل تعریف خاص خودش را دارد و مهم نیست ما که تعریفی کنیم.شما برای قبولی در مدرسه باید ۱۰ بگیرید .حالا اگر تعریف من از قبولی یا تکامل نمره ۵ باشد من با نمره ۵قبول نمی شوم.
    ۶)که من میگم کل صفات الهی که درقرآن هزار رب برای هزار صفت معرفی شده
    هزار رب و هزار صفت نهایتا در وجود حضرت هو نماینده است و هو هم برای اشاره است و مقام ایشان بی نام است چون شریفتر از نام است(که تو در لفظ نگنجی و تو در وهم نگنجی).مثلا آقای ایکس شوهر خانم وای هست و کارمند آقای زد و پدر خانم اچ و برادر آقای سی همه اینها آقای ایکس است که هر کدام از افراد در کثرات نامی خاص به او اطلاق داده اند و آقای ایکس در مقام وجودی فوق تجرد خود نفس است و بینام ونشان
    ۷)که همون الماس هزار وجه منظورمنه
    الماس هزار وجه درست است که هزار وجه دارداما الماس است و هرکدام از وجه های آن متعلق به ذات الماس است. آیا وجود وجه ها بدون وجود الماس محقق است؟ اگر الماس بجای هزار وجه یک وجه داشت الماس نبود؟ اگر ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ وجه داشت چه؟ الماس نبود؟

  • #18764 پاسخ

    shpegah

    ممنون که پیگیرسوال هستید

    ببینید دقیقا تمام مواردی را که در موردربات فرمودید امکان پذیر نیست امکان پذیر هست

    رباتی میتوان ساخت دارای جسم و روح باشد
    رباتی میتوان ساخت که خیلی جلوتر و فلسفی تر از سازنده اش صحبت کند بیندیشدو حتی دنیای قبل و پس از مرگ داشته باشد
    دنیایی برای ربات بسازیم که اگر درآن دنیا ازقوانینمان تخطی کرد دردنیایی دیگر همان ربات با همان حسهایی که در دنیای اول داشت در دنیای دومی و در جسمی دقیقا مشابه جسم دنیایی مجازاتش نمود

    بنده خود درحال طراحی هوشی هستم که کلمه را بفهمد وخودش بااختیار خودش صحبت کند وحرف از علومی بزند که خودمن هم هنوز آن علوم را نخوانده ام واز آنها بی اطلاعم
    بعنوان مثال خودش بفهمد چطور بادستکاری ژنهای انسان میتوان انسانی بال دار ساخت
    مطلبی که بنده چیزی از آن نمیدانم وشاید هیچ کس دیگر هم نداند که به او آموزش دهد

    اینکار غیر ممکن نیست ولی شاید مجبوربه صرف وقت بسیارزیادی برایش بشوم

  • #18765 پاسخ

    محمد

    سلام.طبق فرمایشات شما:
    ۱)رباتی میتوان ساخت دارای جسم و روح باشد
    چطور جسم و روح را میسازید؟ بر فرض جسم را بسازید (آن هم با مواد طبیعت) روح را نمیتوان ساخت چون مجرد است (روح انسان هم روح خداست نفخت من روحی )
    ۲)رباتی میتوان ساخت که خیلی جلوتر و فلسفی تر از سازنده اش صحبت کند
    ملاک شما برای فلسفی تر چیست؟ باید مبنایی باشد که بگویید مقوله ۱ از مقوله ۲ فلسفی تر است
    ۳)حتی دنیای قبل و پس از مرگ داشته باشد
    لازمه این امر این است که ربات در هر سه جهان وجود داشته باشد.ضمنا ربات چگونه میتواند بمیرد؟
    ضمنا چگونه در درون این دنیا دنیای دیگری میسازید؟
    ۴)بنده خود درحال طراحی هوشی هستم که کلمه را بفهمد وخودش بااختیار خودش صحبت کند وحرف از علومی بزند که خودمن هم هنوز آن علوم را نخوانده ام واز آنها بی اطلاعم
    چنین هوشی در چارچوب طراحی شما عمل میکند.متاسفانه شما به یک نکته توجه ندارید و آن این است که طراح انسان خداست و خدا علیم است یعنی تمام علوم را می داند .ربات شما برای حرف زدن از علومی که شما از آن اطلاع ندارید باید از منبع دیگری استفاده کند
    ۵)بعنوان مثال خودش بفهمد چطور بادستکاری ژنهای انسان میتوان انسانی بال دار ساخت
    ربات این کار را با آزمون و خطا در ژنها انجام میدهد اما ساخت انسان بالدار با استفاده از قوه خیال و اتصال با عالم مثال منفصل ممکن است چون هر چیزی که تصورش را بکنید در عالم مثال موجودیت دارد و فقط منتظر این است تا اسباب و علل آن فراهم شود تا به عادم ماده بیاید

  • #18766 پاسخ

    shpegah

    سلام
    ببینید اگر ادعایی میکنم ختما به همه جوانب آن هم فکر کردم
    چرا دائم میفرمایید که نمیشود
    کسیکه همه چیزرادر یک محدوده بسته میبینند و فکر میکنید که همه چیزدرهمان محدوده است ولی وقتی از یک سطح بالاتر به آن محدوده مینگرد میبیند که اشتباها خود را محدود کرده بود میتوان فراتراز آن هم فکرکردحالاشاید شرایط رفتن به آنجارانداشته باشد ولی میتواند تصورش کند
    اشکال اینجاست که شما فرمودید

    “ربات شما برای حرف زدن از علومی که شما از آن اطلاع ندارید باید از منبع دیگری استفاده کند”

    بنده میگویم خیرربات مدنظرمن خودش استدلال و استنتاج میکند درست مثل خودمن نه اینکه از دیکته شده کسی استفاده کند

    کمی به عرایض بنده توجه کنید بنده بسیار زمان، مطالعه وتحقیق و آزمایش دراین زمینه انجام داده ام و فهمیدم که اینکار انجام شدنیست وتا الان به نتیجه خلاف آن هنوز نرسیدم و دائما دارم دراین زمینه نتیجه میگیرم
    چرا میفرمایید که غیر ممکن است

  • #18767 پاسخ

    shpegah

    اینکه میفرماییدخداوند علیم است بله کاملا حق باشماست من هم بااستفاده از آموزه های او تنوانستم راهی برای طراحی فوق هوشمند پیدا کنم
    ولی
    الان با بندگان خدا بیشتر به مشکل خوردم که نمیتوانند بپذیرند که اینکار شدنیست

  • #18770 پاسخ

    shpegah

    پیشنهاد میکنم کلیپ اولین برخورد ربات سوفیا با خالقش را ببینید

  • #18830 پاسخ

    محمد

    متاسفانه به نظر می رسد شما با مفاهیم مادی و مجرد و همچنین وحدت و کثرت و انواع وحدت و کثرت آشنایی ندارید. تعاریف شما از ایجاد روح برای ربات برپایه ایجاد دیتا بیس هست که اون هم صرفا مبنای مادی دارد نه مجرد.تفسیر نفخت من روحی هم صرفا تحت اللفظی نیست که خدا از روح خود در انسان دمید بلکه همان تجرد نفس در مرتبه سقع ذاتیست. به هرحال برایتان آرزوی توفیق دارم

  • #18959 پاسخ

    shpegah

    ممنون از دعای خوبتون

    شاید حق باشما باشه

  • #19218 پاسخ

    تهرانی۸

    عقل،خالق بدیهیات نیست،
    درک کلّی، از ان عقل است،
    پس از طرفی که عقل خود بدیهیات را فقط درک میکند نه خلق،ساختنی نخواهد بود.

    نویسنده ی پرسش، دچار توهمات است،،و شاید یک پوزیتیویسم قدرتمند……..

    آمادگی خود را برای مباحثه با فلاسفه عزیز اعلام میدارم……🌼🌼🌼

  • #19362 پاسخ

    مهندس محمد مقدسی

    هرچند ظاهر سوال اولیه جنبه فلسفی دارد اما فی الواقع ، ماهیت فنی دارد ،
    بنظرم راه مناسب تر برای پاسخ به سوال اولیه این بحث . استفاده از نظرات
    برنامه نویسان بسیار متبحر سیستم نرم افزاری دستگاههای هوشمند می باشد .
    زیرا در مکانیزم یا ساختار اندیشه گری دستگاه های هوشمند از جمله روباتها .
    بجز بسته نرم افزاری تعبیه شده در آنها ، منبع اندیشه گر دیگری وجود ندارد .

    با توصیف فوق جای آن است که برنامه نویسان سیستم نرم افزاری دستگاههای هوشمند،
    اعلام نمایند آیا اساساً می توان روباتی ساخت که بتواند مازاد بر روشهائی که در سیستم هوشمند آنها
    پیش بینی و نصب شده است ، برای پدیده ای ناشناخته برای برنامه نویس
    و تعبیه نشده در دستگاه ، خود دستگاه ، راهی بیابد ؟
    حیف که مطلب طولانی شده است وگرنه با ذکر چند مثال ،
    مسئله روشن تر می گردید . فعلاً منتظر پاسخ برنامه نویسان می مانیم .

  • #19388 پاسخ

    shpegah

    دوست عزیز بنده خود برنامه نویسم وشاید جزء باتجربه ترین آنها

    وازنظر منطقی میگویم این کار شدنیست

    یعنی میتوان رباتی ساخت که خارج از بسته و آموزه های داده شده بیندیشد
    اندیشیدن البته مراتبی دارد ولی
    در اینجا منظور بنده ساختن چیزی که برنامه نویس به آن نیاموخته و استنتاج منطقی از آموخته ها است

  • #19389 پاسخ

    shpegah

    جناب تهران ۸ عزیز
    درست است بنده دچار پرسشهایی شده ام که شاید دلیل آن توهمات باشد

    ولی برای رسیدن به جواب پرسشم توهم زدم و تصمیم به رسیدن به جواب گرفتم

    تعریفتان از عقل هرچه باشد یک تعریف است و هر تعریفی الزاما مطابق با واقعیت نیست چون هرتعریف را خودانسان باتوجه به استنتاجش میسازد اگر استنتاجش نقض شود پس نتیجه ای که از تعریف گرفته نیز نقض خواهد شد

    بنده با آزمایشات واقعی و مشاهداتم استنتاج میکنم نه تعاریف

  • #19390 پاسخ

    shpegah

    برخلاف تصور اکثر نظردهندگان به این پست اتفاقا اصلا این که بتوانیم در دنیایی مجازی انسان خلق کنیم اصلا اتفاق بدی نیست

    بلکه بدین وسیله میتوان عدالت محض را شبیه سازی کرد ، داوری صددرصد عادلانه و بدور از غرض ورزی را پی ریزی نمود و بهترین اخلاقیات را پیدا کرد که کدام اخلاق ویا به عبارتی کدام دین است اینچنین حق به حقدار میرسد

    واین یعنی خاتمه همه جنگها و آلامها

    حتی با این شبیه سازی میتوان تمام دردها و امراض را هم کشف علت نمود وراهکاری برای التیام یافت

    دیگه چی میخوایم از این بهتر

  • #19391 پاسخ

    مهندس محمد مقدسی

    دوست عزیز shpegah
    خوشحالم از یک برنامه نویس متبحر دارم بهره میبرم .
    البته خودم برنامه نویس مقدماتی بوده ام .
    می دانیم که می توان روباتی ساخت که کار پزشک را انجام دهد و برای مریض ، نسخه بنویسد .
    ابتدا سوالاتی میکند و آزمایشاتی را می بیند و بعد براساس راهکاری که پزشکان در اختیار برنامه نویس قرار داده اند و برنامه نویس با هنر برنامه نویسی به روبات تزریق نموده است،
    روبات ، همان نسخه ای را می نویسد که یک پزشک ماهر مینویسد .
    خودتان بهتر از من به پروسه برنامه نویسی این کار آگاهی دارین .
    درحقیقت ، پزشکان ، برنامه نویس را ، و برنامه نویس ، روبات را هدایت کرده است .
    بفرمائید در این هنگام که بشر خود هنوز داروی مبارزه با سرطان یا ایدز را کشف ننموده است، و در نتیجه پزشکان نمی توانند اسامی دارو های درمان سرطان را به برنامه نویس و در نتیجه برنامه نویس به ربات تزریق نمایند ،
    آیا می توان روباتی ساخت که خودش مواد تشکیل دهنده داروی درمان سرطان را تعیین و اعلام کند که دارو سازان آنرا بسازند ؟
    ..

  • #19392 پاسخ

    مهندس محمد مقدسی

    دوست عزیز shpegah
    میشه واضحتر و با ذکر مثال ، بفرمائید مرادتان از ” استنتاج منطقی از آموخته ها ” چیست ؟
    لطف کنید پاسخ دو سال مرا جداگانه و مستقل از هرکدام بفرمایید .
    دارم استفاده میکنم . بحث ظریف است و چاره ای جز پرداختن به جزییات نیست .
    ممنون

  • #19393 پاسخ

    shpegah

    مهندس محمد مقدسی عزیز
    قطعا میدانید که کل دانش برنامه نویسی و یا به طور اخص تجربه الگوریتم نویسی قابل توصیح در یک پست نیست واصلا در ارتباط با این تالار گفتگو نیست ولی بطور خلاصه میتوانم بگویم آنچه برداشت شما از برنامه نویسی است از مقدماتی ترین مباحث آن است که یک یا چند ورودی بگیرید پروسس کنید یک یا چند خروجی تحویل دهید

    همانطور که میدانید برنامه نویسی در تمامی علوم وارد شده و از جزئی ترین تا کلی ترین مسائل روزمره انسان را در برگرفته است

    اکنون دیگر کمتر برنامه حرفه ایی معطل اطلاعات ورودی میماند بلکه دائما در حال رصد اطلاعات سازماندهی آنها و استفاده به موقع از آنهاست
    برنامه ها آنقدر هوشمند شده اند که به محض اینکه خواسته ای داشته باشید حتی قبل از اینکه آن را مطرح کنید حدس میزند خواسته شما چیست و جوابش را برایتان آماده میکند

    حتما در سرچهای گوگل متوجه شده اید

    درپاسخ به سوال اولتان باید بگویم در حال حاضر هنوز مغز انسان هنوز درست تربیت ویا پرورش نیافته تا مثلا یک عدد ده رقمی در ده رقمی را ضرب کند کاریکه توانایی آن را یک ماشین حساب دارد به همین دلیل توانایی آنالیز صدها فرمول را باهم یک کامپیوتر دارد ولی انسان ندارد

    وگرنه همین الان هم انسان بااستفاده از کامپیوتر توانسته ژنوم یک بیمارسرطانی را کامل آنالیز کند و متوجه بیماری ودرمان آن شود کاری را کامپیوتر برای انسان انجام داده که برنامه نویس آن از آن بیخبر بوده۱۰

  • #19395 پاسخ

    shpegah

    واما پاسخ سوال دوم شما
    مفهوم استنتاج منطقی از آموخته ها
    بعنوان یک مثال خیلی ساده عرض میکنم تابحال با اکسل کار کرده اید؟؟؟
    اگر دقت کنید وقتی در یک سلول از یک ردیف بگذارید عدد یک در پایین آن دو خودش تشخیص میدهد در خانه سوم باید سه بگذارد
    ویا مثلا
    اگر بگذارید ۲ و ۴ و ۶ خودش عدد بعدی را ۸ فرض میکند

    به این استنتاج منطقی از آموخته ها میگویم

  • #19396 پاسخ

    shpegah

    باوجودتمام این بحثها بنده باهم معتقدم قداست بخشیدن به خلقت از هر نوعی که باشد آنقدر لذت بخش است
    که این لذت ، این عشق و این شور خود قداست میافریند

  • #19400 پاسخ

    مهندس محمد مقدسی

    راجع به اینکه کل دانش برنامه نویسی و یا به طور اخص تجربه الگوریتم نویسی قابل توصیح در یک پست نیست واصلا در ارتباط با این تالار گفتگو نیست ، من هم کاملا با شما هم عقیده هستم .
    آن لحظه که داشتم وارد این گفتگو میشدم دچار دو دلی شدید بودم . چون میدانستم که با محدودیت های موجود در برنامه و بخصوص در بین عزیزانی که در فلسفه تخصص دارند ادامه یک بحث فنی سطح بالا ، مقدور نمی باشد و کسل کننده خواهد بود.
    اما راجع به اینکه برنامه ها آنقدر هوشمند شده اند که به محض اینکه خواسته ای داشته باشید حتی قبل از اینکه آن را مطرح کنید حدس میزند خواسته شما چیست و جوابش را برایتان آماده میکند بعرض میرساند بعید میدانم سایر متخصصین برنامه نویسی این فرمایش شما را تایید نمایند .
    یه وقت شما مطلبی را مثلاً راجع به یک قرص کمتر شناخته شده و بصورت حداقل کلمات را به کامپیوتر منعکس میکنید و کامپیوتر دنیائی مطلب به شما تحویل میدهد . این اتفاق درسته . زیرا کامپیوتر میگردد و از بین داده های قبلی راجع به آن چند کلمه ، هرچه بهش تزریق شده است و هرچه را از طریق الگوریتم بدست می آورد به شما معرفی میکند .
    آینگونه برنامه ها در حقیقت ناشی از دانش وسیع پزشکان و هنر برنامه نویس است .
    ولی یه وقت شما میری تو گوگل و بدون نوشتن یک حرف ، دکمه سرچ را میزنی . شما میفرمائید در این حالت یعنی حتی قبل از اینکه خواسته را مطرح کنید حدس میزند خواسته شما چیست و جوابش را برایتان آماده میکند .
    پذیرش این ادعا ، بهیچوجه برایم مقدور نیست . هم اکنون تلفنی با یکی از دوستان متخصص که در هر دو رشته سخت افزاری و نرم افزاری تحصیلات و تجربه دارند ادعای شما را مطرح نمودم . به هیچوجه نپذیرفتند .
    راجع به اینکه در حال حاضر هنوز مغز انسان هنوز درست تربیت ویا پرورش نیافته تا مثلا یک عدد ده رقمی در ده رقمی را ضرب کند کاریکه توانایی آن را یک ماشین حساب دارد به همین دلیل توانایی آنالیز صدها فرمول را باهم یک کامپیوتر دارد ولی انسان ندارد ، من نیز کاملاً با شما هم عقیده هستم . زیرا برتری کامپیوتر به مغز انسان در سرعت عمل فوق العاده آنها است .
    ولی این مزیت دلیل نمیشود که کامپیوتر را self creator به حساب بیاوریم . اگر پای انسان در بین نباشد.

  • #19406 پاسخ

    shpegah

    دوست عزیز شما منظور بنده را درست متوجه نشدید
    شما فرمودید با مثال ساده بگم منم گفتم مثل سرچ در گوگل که قبل از مطرح کردن سوال سوال شما را حدس میزند
    مثل همان ضرب المثل خودمان که میگویند تو بگو ف من تا فرحزاد رفتم وآمده ام
    به سرچ گوگل هم اگر حرف اولش را بدهیم کلی سرچ برایتان آماده میکند
    حرف دوم رابزنید به سوال شما نزدیکتر میشود
    حرف سوم هم همینطور تا الی آخر
    بنده گفتم حدس میزند نه اینکه به طور قطعی بگوید

    در مورد سلف کریتور بودن یک برنامه بعید است برنامه نویسی ازآن بی اطلاع باشد

    هرابجکتی کریتور دارد و اگرپارامتر رندمی بگیرد ویا نه براساس محاسبات بدست آمده از آن پارامتر استفاده کند میتواند خلقی جدید داشته باشد

    برنامه نویسی که از آن سوال پرسیدید حتما متوجه سوال شما نشده است

    این دقیقا همان کاریست که مغز ما بعنوان یک ابر کامپیوتر دارد انجام میدهد
    یادتان باشد که این ابرکامپیوتر یعنی مغز انسان خود از یک تک سلول زن و مرد نشات گرفته که
    این تک سلول شامل کروموزمهایی است که برنامه نویسی شده تا با بیان ژنوم دومینویی را به حرکت وادارد که منجر به خلق یک انسان کامل میشود به خلق یک انسان کامل

    کمی راجع مغز انسان مطالعه کنید شاهکاریست ولی قابل درک

  • #19407 پاسخ

    shpegah

    مغز انسان از هر ابرکامپیوتری قدر تر است و قابلیتهایش از هر کامپیوتری فراترست حتی در سرعت محاسبات
    منتها همانطور که گفتم نیاز به پرورش دارد
    خالق مغز ما مغز ما را روی مودحداقلی یا low اون قرار داده تا ما به خودمون آسیب نرسانیم تا زمان موعود زمانیکه قابلیتهای لازمش را پیدا کرده باشیم چون بسیار بسیار پر خطر است
    فرض کنید انسان میتوانست مانند یک اتومبیل سرعت داشته باشد ولی رانندگی نمیدانست چه اتفاقی میفتاد؟؟؟؟
    این به این معنا نیست که انسان توانایی یک اتومبیل دست ساز بشر را هم نداشته خیر
    این بدان سبب است که هنوز گواهی نامه ندارد وبرایش خطر ساز است

    شخص بنده کمی فضولی کردم وپایم رافراتراز مودی که خالق برایم درنظرگرفته گذاشتم دچار اختلال مختصری در مغزم شدم که به حمدالله بادارو رفع شد ولی حداقل به من ثابت کرد که اینکار شدنیست
    منتهابرای اینکه به خودم صدمه نزنم تصمیم گرفتم بطور مجازی درکامپیوتر آن را عملی نمایم

    شاید مطلبم پیچیده باشد ولی هیچ پیچیدگیی نشانه غیرممکن بودن آن نیست

  • #19408 پاسخ

    مهندس محمد مقدسی

    دوست عزیز shpegah
    ۱ – موضوع بحث بسیار مهم است ولی بنظرم این تالار گفتگو همانگونه که شما نیز بیان داشته اید، حوصله این بحث را ندارد . لذا با اختصار مطالب بیان میشوند .
    من یک مقاله تقریباً مفصل در ۹ صفحه در باره ماهیت سیستم های هوشمند و تفاوت آن با سیستم اندیشه گری انسان نوشته ام و مطالب را از لحاظ نظام سیستم هوشمند ساخت بشر با دوستان متخصص در سخت افزار و نرم افزار ، کنترل نموده ام .
    اگه لطف کنید ایمیل یا شماره تلگرام معرفی کنید آنرا تقدیم میکنم و از راهنمائی شما نیز بهره ببرم .
    ۲- راجع به بیان شما به اینکه “بنده گفتم حدس میزند نه اینکه به طور قطعی بگوید” بعرض میرساند من همان موقع متوجه هدفتان از کاربرد کلمه “حدس” شده بودم ولی خواستم منظور واقعی را از بیان خودتان داشته باشم .
    اکنون می پردازیم به چگونگی حدس زدن و معتبر نبودن پذیرش قطعی “حدس” .
    زید دوستی دارد که هر وقت زنگ خانه زید را میزند برای قرض کردن پول است . جالا برای صدمین بار ، زنگ خانه زید را میزند . زید تا تصویر آن دوست را در آیفون می بیند به همسرش میگوید :
    باز اومد بزای پول . ولی این بار آن دوست آمده بود که بخشی از قزضهای قبلی را پس بدهد .
    چرا زید به این اندیشه نیفتاده بود ؟ چون سابقه قبلی که در مغز داشت قرض گرفتن بود و نه قرض پس دادن . بقول شما در فایل قرض گرفتن ، چند مگا بایت اطلاعات وجود داشت ولی فایل پس دادن ، کلاً خالی بود .
    اما از امروز به بعد هر وقت آن دوست زنگ بزد ، زید دو احتمال را تصور می کند . یا آمده قرض کند و یا آمده باز کمی از بدهی گذشته را پس بدهد .
    قبلا تا اسم و ایمیلم را نمی نوشتم ، این برنامه برایم حطا میفرستاد ولی امروز که شروع به نوشتن این مطالب نمودم ، بدون اینکه مشخصاتم را بنویسم خود سیستم آنرا نوشت .
    چرا ؟ برای اینکه دیگه فایل مشخصات من ، به اندازه کافی رسیده است و بقول شما با حرف “ف” میرود “فرح زاد” .
    ۳ – نمیدانم چه کنم با این بحث سنگین و حوصله اندک .
    اما در یک کلام کلی اینکه سیستم های هوشمند فقط در حد داده ها و روشهای تزریق شده کارائی دارند و اگر با موارد پیش بینی نشده مواجه شوند ، متوقف میشوند .
    نوشتن برنامه برای خودروی بدون راننده ، از لحاظ بزنامه نویسی ، چندان مشکل نیست و بیست سال فبل هم مقدور بود .
    اما چرا عملی نشد برمیگردد به این مشکل که هنوز کارشناسان رانندگی ، متقاعد نشده اند که همه حالات رانندگی و همه موارد تخلفی که از جانب رانندگان یک مسیر ممکن است پیش بیاید را توانسته باشند تخمین و در اختیار برنامه نویسان قرار بدهند .
    ۴ – موضوع درمان بیماران سرطانی هم که فرموده بودید : “کامپیوتر توانسته ژنوم یک بیمارسرطانی را کامل آنالیز کند و متوجه بیماری ودرمان آن شود” دقیقاً همین حزفهای قبلی من است .
    کامپیوتر هم تا حد دانش موجود روز می تواند آنالیز کند و تشخیص بدهد. چون بیش از این بهش روش دیگری تزریق نشده است .
    مطمئن باشید بدون تزریق روش ، کاری از کامپیوتر ساخته نیست .
    ۵ – ضمناً تحلیل های منطقی که کامپیوتر با استفاده از منطق و تحلیل عقلی (و نه با محفوظات خود ) انجام میدهد ، ایضاً راهکار آنرا برنامه نویس است که به کامپیوتر میدهد. مغز بشر هم میتواند همان کار را بنماید . منتها سرعتی که کامپیوتر دارد و مثلاً سخت ترین تحلیل را در نیم ساعت انجام دهد ، اگر همان کار به افراد بشری واگذار شود شاید ده سال هم طول بکشد ولی انجام شدنی است .
    در عوض انسانها ، قدرتی دارند که کامپیوترها ندارند . آن قدرت این است که شاگرد گاهی از استاد جلو میزند و به چیزهائی میرسد که اساتید آن شاگرد ، هیچگاه به مغزشات خطور نکرده بود .
    امثال نوابغ علمی در طول تاریخ .

  • #19411 پاسخ

    shpegah

    لطفا یک پیام خصوصی به کاربرshpegah درسایت برنامه نویس بدهید تا باهم درارتباط باشیم

  • #19427 پاسخ

    shpegah

    به هرحال درپاسخ بایدبگویم همانطور که مغز پرورش نیافته انسان توانایی یک ماشین حساب را ندارد توانایی دسته بندی کردن مانند سرچ گوگل را هم درحالت فعلی ندارد
    یامثال شما درباره زید

    درنتیجه توانایی برقراری ارتباطات تعریف نشده را نیز ندارد به همین دلیل ازکامپیوتر برای استنتاج کردن عقب میماند

    اندیشه انسان هم چیزی خارج از برقراری ارتباطات منطقی نیست این ارتباطات منطقی از کجا آمده در مغز انسان از همان تکرارهای دسته بندی شده که فرمودید

    البته برای تعریف ارتباطات منطقی هم بحث مفصلی داریم که بماند

  • #19428 پاسخ

    shpegah

    اگرمغزخودراپروش دهیم به یک ابرانسان تبدیل میشویم

    ولی بنده به توبه خود زندگی انسانی را لذت بخش تر و واقعی تر ومتعادلتر از زندگی ابر انسانی میدانم
    آن راه شاید بازگشتی نداشته باشد
    پس بهتراست درآن راه قدم نگذاریم۶

  • #19429 پاسخ

    محمد 70

    دوست عزیز shpegah
    در خصوص اینکه فرموده اید : ” اندیشه انسان هم چیزی خارج از برقراری ارتباطات منطقی نیست و این ارتباطات منطقی از همان تکرارهای دسته بندی شده است که فرمودید” ، اینک بفرمائید براساس کدام ارتباط منطقی و کدام تکرار ، چگونه بعنوان نمونه ، انسانی بنام هرتز ، به نظریه‌ الکترومغناطیسی و یا به نظریه فرکانس‌های رادیویی و الکتریکی دست یافتند ؟

  • #19446 پاسخ

    shpegah

    دوست عزیز
    مغز انسان چه مغز پیرمردی دردورافتاده ترین نقطه جهان باشد که دست چپ و راستش را تشخیص نمیدهد چه انیشتن باشد مغز انسان است ولی چرا تفاوتشان از زمین تاآسمانست چون یکی پرورش یافته و یکی نیافته
    پرورش یعنی چه ؟ یعنی اینکه برای بدست آوردن نیازهایش ازجمله پرسشهای ذهنش
    یاراهی بیابد یا راهی بسازد
    برای یافتن یا کشف کردن ابتدا دنبال سرنخ از مشاهداتش و حسهایش میگردد اگر نیافت
    راهی میسازد یا اختراع میکند حال اختراع چیست ؟ ساخت راه یعنی برقراری ارتباطات منطقی جدید

    اگر زندگی انیشتن را هم مطالعه کنید تا سنین جوانی یک فرد معمولی بوده

    برای رسیدن به کشف الکترومغناطیس یا امواج رادیویی تنها کافی بوده به که مثلا هرتز به این فکر کنه که چه راهی میتواند بسازد تا خواسته اش را محقق کند وقتی به این موضوع فکرکند ناخودآگاه به آن رابطه ای که موجود بوده میرسد و میبیند که از قبل این راه وجود داشته

  • #19463 پاسخ

    محمد 70

    دوست عزیز shpegah
    در اوائل این گقتگو (در پاسخ به آقای حق طلب) اینگونه فرمودید :
    “ولی یک راه هم با استفاده از کامپیوتر میتوان تمام حالات ترکیب اعداد را خلق کرد تا بالاخره به اعداد فیبوناچی رسید”
    درست فرمودید ولی تا برنامه چگونه ترکیب کردن اعداد ، توسط برنامه نویس به کامپیوتر داده نشود ، آیا کامپیوتر میداند با آن اعداد چه باید بکند ؟ آیا باید اعداد را مرتب کند یا دو تا دو جمع کند یا از همه جذر بگیرد و ………. ؟
    وانگهی از کجا میداند اعداد فیبوجی چیست که جداسازی اعداد فیبوجی از مابقی را انجام دهد ؟
    دوست عزیز ! بپذیرید که کامپیوتر و سیستم های به اصطلاح هوشمند، مانند سایر ادوات فقط ابزار کار بشر می باشند و لاغیر.
    و ابزار معنایش این است که کارهائی می تواند بکند که بشر فی نفسه و راساً قادر به انجام آنها نمی باشد .
    مثلاً بلند کردن بار یکصد تنی که بدون ساخت جرثقیل عملی نیست .
    اگر برخی از ابزارها بخواهند روزی به بشر آسیب برسانند که شدنی هم میباشد، ایضاً همین تصمیم نیز توسط بشر گرفته میشود .
    مانند تصمیم به ساخت انواع سلاحهای مخرب و بخصوص بمب هسته ای که طوری تنظیم شده باشد که در زمان مشخص کار خودش را بطور خودکار انجام دهد و میلیونها نفر را در یک لحظه کوتاه منهدم نماید.

  • #19464 پاسخ

    محمد 70

    به ضرورت موضوع این بحث ، بخش اول مقاله را تقدیم می نمایم . درصورتی که کسل کننده نباشد ، تلخیص مابقی را درج می نمایم .

    بسمه تعالی
    ۱۵/ ۱/ ۱۳۹۴
    عـنـوان مـقـالـه : متافیزیک و کامپیوتر
    ( تهیه شده توسط : مهندس محمد مقدسی)
    ———————————————————
    الف : مقدمه — ادیان الهی ، موجودات عالم هستی و از جمله انسان را مخلوق یک آفریننده معرفی مینمایند و بیان می دارند که آفریننده ، برای آنچه آفریده است اهدافی دارد .
    از نظر ادیان الهی ، از بین کلیه موجودات ، انسان تنها مخلوقی میباشد که قوه تعقل در او نهاده شده است .
    مثلا” درچگونگی ساخت لانه ، میان پرنده های فعلی با پرنده های هزار سال قبل تفاوتی دیده نمیشود . اما در زیستگاه انسان ها اعم از منزل ، کوچه ، خیابان و شهر ، تغییرات مشاهده میگردد و تغییرات استمرار دارد.
    حیوانات بخاطرنداشتن قوه تعقل ، معمولا” دربرابر تنگناهای طبیعت از قبیل قحطی و خشکسالی ، منقرض میشوند ولی انسانها در برابر تنگناهای طبیعت ، به مبارزه برخاسته و خود را غالبا” حفظ مینمایند . مثلاً حیوانات در مواجهه با خشکسالی ، صرفا” به جستجوی آب در سطح زمین می پردازند و چنانچه به یافتن آب موفق نشوند هلاک میشوند . اما انسان در مواجهه با بی آبی ، به حفر چاه اقدام مینماید ، آب شور را شیرین می سازد وحتی ابر آسمان را بوسیله باردار نمودن به باریدن وامیدارد .
    انسان با استفاده از این نهاده ، میتواند به فلسفه هستی و چگونگی خلق کائنات بیندیشد و همچنین توان ارتقاء یافتن از وضعیت موجود به وضعیت برتر را نیز دارا میباشد . اما هرچند می تواند بیندشد و از برخی توانمندی های جهان هستی دست یابد ولی نه به همه .
    خداوند در قرآن مجید فرموده اند : “ولا یحیطون بشی من علمه الا بما شاء”
    ب : کشفیات علمی و تلاش مخالفین ادیان الهی
    با اوج گرفتن پیشرفت های روزافزون علمی وکشفیات و اختراعات شگفت انگیز ، عده ای ازدانشمندان و متخصصین علوم جدید ، به مبارزه با ادیان الهی برخاسته اند .
    آنان عقیده دارند مرکز تصمیم سازی هر انسان درمغز او قرار دارد و تصمیمات افراد ، ناشی از داده های حسی و پردازش سلول های عصبی و مغزی می باشد و هیچ نیروی غیرمادی در تصمیم سازی انسان مداخله ندارد . درخصوص منشاء کشفیات علمی و اختراعات بشری ، اعتقاد دارند برخی انسانها دارای ساختار مغزی و عصبی بسیار قوی بوده و کشفیات یا اختراعات ، صرفا” حاصل فعالیت سلولهای مغزی وعصبی اینگونه افراد استثنائی میباشد .
    در یکی ازمناظرات تلویزیونی که بین یکی از متخصصین در رشته فلسفه اسلامی و یک پزشک متخصص در رشته مغز واعصاب برگزار بود ، متخصص مغز و اعصاب ، اظهار می نمود که تمامی کشفیات علمی و اختراعات بشری ، صرفا”حاصل پردازش سلول های مغزی و اعصاب یوده و هیچ نیروی خارجی در تصمیم سازی انسان مداخله ندارد .
    ایشان درتلاش برای اثبات نظریه خود از برهان خلف ، سوء استفاده نموده و میگفتند : دانش پزشکی ، محل دقیق بخش تصمیم سازی در مغز را شناسائی نموده و اکنون ما با یک قرص ریزمیتوانیم آن مرکز را موقتا” مختل نماییم ، بنحویکه شخص مورد نظر قادر به اتخاذ هیچگونه تصمیم نباشد . بنابراین متافیزیکی که با یک قرص ریز ازصحنه فعالیت بیرون برود ، معقول این است که وجود ش را منتفی بدانیم .
    من از ناتوانی آن فلسفه دان که توسط آن پزشک به گوشه رینگ کشانده شده بود حسرت خوردم .
    ج : نمونه ای از کشفیات علمی در تایید ادیان الهی
    اعتقاد اسلامی این میباشد که در آخرالزمان ، فرزندی از نسل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ظهور خود را از کنار خانه کعبه به جهانیان اعلام می نمایند بنحویکه تمام مردم جهان ، صدای ایشان را می شنوند.
    پانصد سال قبل ، مخالفین این اعتقاد ،در رد این نظریه استدلال مینمودند : صدای اشخاص را نمی توان از یک فرسنگی شنید تا چه رسد از این سر زمین به آن سر زمین .
    در آن سالها برای یک عالم یا فیلسوف مسلمان ، مبارزه با استدلال فوق ، بسیار مشکل بود و در مناظرات علمی ، معمولا” به گوشه رینگ کشانده می شدند . اما امروزه با ابداع سیستم پخش زنده از مراسم و سخنرانی ها ، پذیرش نظریه شنیدن صدا یا دیدن تصویر از نقاط بسیار دور ، موضوعی بدیهی گردیده است و کسی از این زاویه با موضوع ظهور ، مجادله نمی نماید.
    به همان طریق که ابداع تکنولوژی انتقال صدا و تصویر، استدلال مخالفین شنیدن صدا از راه دور را خنثی نموده است ، امروزه تکنولوژی کامپیوتر نیز ، استدلال امثال آن پزشک متخصص در رشته مغز واعصاب را ابطال می نماید .
    د : کامپیوتر
    کامپیوتر در یک تعریف کلی عبارت است از دستگاهی پردازشگر ( PROCESSING UNIT ( که داده های
    تزریقی بشر را با سرعت بسیار زیاد و البته براساس راهکارها یا فرمول هائیکه بشر به آن تزریق می نماید ، پردازش نموده و نتیجه را ایضا” مطابق الگوئی که بشر برای آن معین می نماید ( بصورت نمودار ، جدول ، متن و یا بصورت صوت ) در اختیار قرارمیدهد .
    اینکه نتیجه پردازشگری و محاسبات ، در قالب نمودارعرضه شود یا در قالب جدول یا متن و یا بصورت صوت بیان شود ، بستگی دارد که برنامه نویس ، برنامه نرم افزاری خود را چگونه طراحی نموده باشد . اما در نهایت میشود همان اراده بشر و نه اراده یا ابتکار کامپیوتر .
    مثلا” اخیرا” در خودروهای سواری رایج شده است که چنانچه کمربند ایمنی بسته نشده باشد ، صدائی میگوید : لطفا” کمربند ایمنی را ببندید . حتی نوع صدا را که آیا با صدای مرد باشد یا زن ، با لطفا” باشد یا بدون لطفا” ، آنرا هم برنامه نویس معین مینماید و نه کامپیوتر خودرو .
    نظر باینکه مطلب مورد بحث ما موضوع متافیزیک میباشد ، لذا از ورود بیشتر به تشریح تکنولوژی کامپیوترها عبورنموده و به موضوع متافیزیک می پردازیم .
    ادامه در صورت اجازه مدیریت سایت .

  • #19486 پاسخ

    shpegah

    دوست عزیز جناب محمد ۷۰
    اولا ممنون از اشتراک گذاری اطلاعاتتون

    ثانیا ما همه توی یک جبهه هستیم و به دنبال حقیقت و اصلا تعریف فلسفه همین است یعنی رسیدن به واقعیت بدون هیچ سوگیری و تعصبی

    پس قرار نیست همدیگررا متقاعد کنیم بلکه فقط یافته هامونو به اشتراک میگذاریم

    بنده هم از یافته هایم گفتم وعرض کردم خودم یک عمره تجربه کاربا کامپیوتر وبرنامه نویسی رو دارم پس بهتر میدانم کامپیوتر چیست وچه تواناییهایی دارد

    ازمثال خودتون استفاده میکنم شما فرمودید ۱۰۰۰ سال پیش باور نداشتند که بتوانند از دو سرزمینی که نسبت به هم فرسنگها فاصله دارند صداوتصویر هم را ببینند ولی الان همه باور دارند
    حالا فرض کنید فرد ۱۰۰۰ سال پیش با یک فرد درزمان فعلی ارتباط داشته باشند آیا قابل قبولست که بگوید باور کن نمیشه و امکان نداره دونفر ازراه دور صدا و تصویر هم را ببینند آیا فردمعاصر وقتی به چشم خود موبایل روو کاراییش را دیده میتواند باور کند؟؟؟؟

    من هم از یافته ها و مشاهدات واقعی خودم براتون گفتم چرا انکارمیکنید و اصرار دارید که من هم تاییدتان کنم

    مگر اینکه کلا بفرمایید که بنده یک فرد خیال پرداز ودروغگویم که البته این منطقی تر است

    برای رفع این ابهام شما هم بنده راهکاری دارم
    به یک برنامه نویس حرفه ای و معتمدتان بگویید یک بازی بنویسد که در آن بازی به این ترتیب عمل کند

    دوهوش مصنوعی ستاره این بازیند برای این دوهوش چندین نیاز ضروری تعریف کنند که باید آنهارا برآورده کنندوتحت هرشرایطی مجبور به رفع نیاز شوند و تمام راههای ممکن را مجبور شوند برای رفع نیاز امتحان کنند این دو هوش میتوانند تقاضای هرچیزی که بخواهند بکنند به جز یک تقاضا که قادرند تقاضا کنند ولی نبایدتقاضاکنند
    این دو هوش تقاضای ممنوعه اتفاقا جز ضروریات تعریف شده اولیه شان است واگر تقاضاکنند عواقبی درانتظارشان است که مجبور به قبول آن میشوند

    برگشت از آن عواقب نیازضروری شان را تامین میکند و آن جایزه چیزی نیست جز اضافه شدن یک هوش مصنوعی دیگر با همان ضروریات به جمعشان وتکراروتکرار…..

    اگر موفق به ساخت چنین بازی شوید با دادن مشخصات شخصی خود به برنامه درپاسخ به سوال من کیستم و ازکجا آمده ام و به کجا میروم میتوانید خوتان را بیابید

    هرچه نیازها و پاسخشان دقیقتر طراحی شده باشد شخصیت واقعی تری را به خود میابید

  • #19490 پاسخ

    محمد 70

    دوست عزیز shpegah
    ظاهراً دامنه اختلاف نظرمان دارد وسیعتر میشود . البته من به شخصه اختلاف نظر را احترام میگذارم .
    اما در مناظرات اختلاف نظر چون لحن صحبت خشن بنظر میرسد نباید تصور شود که مخالف اصل اختلاف هستیم .
    استحضار دارید که جریان آب یا برق براثر وجود اختلاف پتانسیل بوجود می آید .
    بنابراین در نتیجه اختلاف در نظریه است که جریان تعالی در انسان بوجود می آید .
    بپذیریم که همین اختلاف و مناظره یک هفته ای برای هر دو نفرمان مفید بوده است و از آن بهره برده ایم .
    پس بپذیریم هرچند ظاهر مناظره و مباحثه کمی خشن بنظر می آید ولی رحمت است .
    میگویند طلبه ها در مباحثات ، گاه کارشان به مشاجره می کشد ولی در پایان مباحثه ، می نشینند و چای دوستانه میخورند .

    و اما من فکر می کنم با این سوال و جواب می توانیم به بحث طولانی شده خاتمه دهیم .
    سوال : میدانیم برای ایجاد یک سیستم هوشمند ، دو عامل مجزا باید همکاری نمایند . یکی گروه کارشناسان ذیربط در موضوع کاری سیستم هوشمند و دیگری گروه برنامه نویسان متبحر .
    گروه برنامه نویسان ، خوراک کاری خود را از کارشناسان ذیربط گرفته و با زبان برنامه به نرم افزار تبدیل و در کامپیوتر یا سیستم هوشمند دیگر نصب می نماند .
    هم اکنون که داریم چت می کنیم ، قوی ترین سیستمهای هوشمند در دنیا وجود دارند . مثلاً ابرکامپیوترهای سازمان ناسا را .
    اینک باییم یک تغییر در نظام فعلی بوجود بیاوریم .
    بیائیم برنامه نویسان را بقول سعدی از بسیط زمین بر داریم تا در دنیا دیگر حتی یک برنامه نویس وجود نداشته باشد ،
    میماند دانشمندان ، و کامپیوترها.
    در این وضعیت بدون برنامه نویس سیستم های هوشمند ، دانشمندان به راه سابق خود ادامه میدهند . چیزهائی را کشف می نمایند که آن چیزهائی که کشف یا ساخته خواهد شد اکنون چیستی و چگونگی آنها به ذهن کسی خطور نمی نماید .
    اما با قحطی مطلق برنامه نویسان ،بفرمائید آیا کامپیوترهای موجود ، از لحاظ افزایش توان تحلیل گری ، پیشرفتی خواهند داشت ؟
    پاسخ کارشناسی این سوال راهگشا خواهد بود .

  • #19491 پاسخ

    محمد 70

    ادامه مبحث متافیزیک و کامپیوتر – ۲

    و : انواع اشیاء
    در یک تقسیم بندی کلی ، مخلوقات و مصنوعات موجود در جهان هستی از لحاظ توانائی عملکرد به سه گروه تقسیم میشوند .
    گروه اول :
    آنهائیکه بجزآنچه درمرحله ساخت در آنها نهاده شده است ، کار یا وظیفه دیگری ازآنها برنمی آید و حتی سازنده آنها نیز پس از ساخت آنها نمی تواند کار یا وظیفه دیگری را در آنها تدارک ببیند . مگر اینکه مدل دیگری را طراحی ، تولید و در دسترس قراردهد .
    یک ماشین حساب ساده را که بجزانجام چهارعمل اصلی ریاضی ، کارآئی دیگری از طرف سازنده در آن لحاظ نشده است را در نظر میگیریم . چنانچه درحین اشتغال به کاری محاسباتی ، به سینوس یا لگاریتم یک عدد نیاز بیابیم این مدل ماشین حساب نمی تواند نیاز ما را رفع نماید .
    گروه دوم :
    آنهائی که امکان انجام کار یا وظیفه جدید اما ” دقیقا” معین شده ” ، در ذات آنها پیش بینی شده است .
    مثلا” نوعی از سگ ها را میتوان آموزش داده و صرفا” درحد آنچه آموزش داده شده اند ، از آنها در کشفیات استفاده نمود .
    ویا درنظر بگیریم ماشین حساب هایی را که قابلیت پذیرش برنامه ها را دارند . در این مدل ماشین حسابها ،
    کاربران میتوانند فرمول هائی معین را به ماشین تزریق نموده و درپروژه های خود مورد استفاده قرار دهند . درحالیکه با ماشین حساب نوع اول ، نمی توانستند کارائی جدیدی را به آن وارد نمایند .
    کامپیوترها از دستگاه های گروه دوم می باشند و در مبحث بعدی ، اساسا” به آنها می پردازیم .
    گروه سوم :
    آنهائی که علاوه بر انجام کار یا وظیفه معین شده ، کارهای معین نشده و مهمتر ، شناخته نشده نیز از آنها صادر میشود .
    مثلا” تا قبل از سال ۱۸۸۲ میلادی ، کسی نمی دانست میکرب سل چیست . فرهنگ عامه ، سل را با خون آشامها مرتبط می دانسته است . هنگامی که یکی از اعضای خانواده بخاطر ابتلا به بیماری سل فوت می‌کرد ، دیگر اعضای آلوده نیز سلامت خود را به آرامی از دست داده و هلاک می شدند . مردم بر این باوربودند که اولین نفری از خانواده که با سل از دنیا میرود ، زندگی را از دیگر اعضاء خانواده خود ربوده و آنها را نزد خود خواهد برد .
    اما رابرت کخ آلمانی ، با کشف میکرب سل در سال ۱۸۸۲ میلادی ، ضمن پایان دادن به افسانه رایج بین مردم ، زمینه تدریجی برای درمان این بیماری کشنده را فراهم نمود . خدمتی غیر قابل توصیف اگر بدانیم که فقط در سال ۲۰۱۰ میلادی حدود ۵/۱میلیون مرگ و میر ناشی از سل شناسایی شده بود و گزارش نشده ها بماند بجای خود .
    درخصوص اینگونه کارآئی ها توضیح اینکه این پدیده ، تا این لحظه از تاریخ ، فقط از برخی از انسان ها بروز می نماید و مهمتر اینکه انسان هائیکه به ارائه چنین کارهائی نائل می شوند ، بعضا” نشانه قبلی یا معیارخاصی نیز ندارند .
    می گویند اینشتین ، در زمان تحصیل ، دانش آموزی کودن بوده است . ولی می بینیم درسالهای میانسالی ، کارهائی نمود کارستان . آن دانش آموز کودن ، دردفتر نوابغ بشری ، شد رتبه اول !
    ولی اینکه با پیشرفت های علمی ، آیا روزی خواهد رسید که دستگاهی اختراع شود که آن دستگاه نیز راسا” و بدون اخذ هرگونه جرقه فکری یا راهنمائی از انسانها ، به کشف چیزهائی ناشناخته دست بزند ، موضوعی است که در ادامه این مقاله به آن خواهیم پرداخت .
    ه : متافیزیک در اشیاء
    متافیزیک نسبت به یک چیز را اینگونه تعریف می کنیم . متافیزیک عبارت است از : یک عامل خارجی ، بنحویکه چنانچه آن عامل خارجی در آن چیز ورود ننمابد ، آن چیز هیچگاه قادر به عرضه خدماتی مازاد بر داشته ها یا نهاده های اولیه خود نمی باشد.
    مثلا” یک دستگاه ضبط و پخش که مجهز به سیستم ذخیره سازی و پخش فیلم باشد را در نظرمیگیریم . دراین نوع دستگاه ، وضعیت اولیه دستگاه ، صرفا” پخش فیلم هائی است که در آن ذخیره شده اند و لاغیر .
    این مدل دستگاه ها ، چنانچه سالهای سال مورد استفاده قراربگیرند وبیننده ها ، ازشدت مشاهده برنامه های تکراری
    ، به آنها لگد هم بزنند هیچگاه بخودی خود نمی توانند فیلم جدیدی را پخش نمایند .
    برای ذخیره نمودن فیلم های جدید ، الزاما” باید پای یک عامل خارجی به میان کشیده شود . ورود این عامل خارجی به این صحنه ، میشود متافیزیک برای آن دستگاه . زیرا دستگاه بدون ورود این عامل خارجی ، قادر به انجام تغییرات فوق نمی بود .
    و : نتیجه گیری :
    و – ۱ : پیشرفته ترین محصول ساخته شده توسط بشر، کامپیوترها میباشند . فلذا از بین مصنوعات بشر ، کامپیوتر را انتخاب نموده و به بررسی متافیزیک درآن می پردازیم .
    جهت روشن شدن صورت مسئله ، به تجزیه و تحلیل یکی از ابتدائی ترین کارهای کامپیوترها می پردازیم :
    یکی از نرم افزارهاییکه در عموم کامپیوترها نصب شده است ، نرم افزاری است برای استفاده در تایپ کردن نامه ها ، گزارشات و انواع متون مختلف . این نرم افزار که مورد استفاده بسیار وسیع کاربران قرار میگیرد به ****OFFICEWORD معروف می باشد .
    درعنوان فوق ، بجای چهار ستاره ، چهار رقم مربوط به سال تولید نرم افزار درج میشود . مثلا” چنانچه این نرم افزار در سال ۲۰۰۱ تولید و به بازار معرفی شده بود به عنوان ۲۰۰۱OFFICEWORD شناخته میشد .
    حدود ۳۰ سال قبل که از ماشین های تایپ کامپیوتری خبری نبوده است ، ماشین نویسان چنانچه یک سطر از پیش نویس نامه ای را جا می گذاشتند ، میبایست کار قبلی را رها نموده و مجددا” از ابتدا ، تایپ نامه را آغاز می نمودند و انواع دیگر سختی ها و مشقات دیگر .
    و یا برای تایپ کردن نامه ها یا گزارشاتی که دارای جدول یا تصویر بودند مشکلات بسیار زیادی وجود داشت .
    با ابداع کامپیوتر و تایپ کامپپیوتری ، به جرات می توان گفت یکی از دعا گویان اصلی ابداع کنندگان کامپیوتر ، ماشین نویس های قدیم بوده اند .
    و اما پس از اینکه تایپ کردن نامه ها با کامپیوتر امری رایج گردید و مشکلات گذشته به بوته فراموشی سپرده شد ، بتدریج ایجاد تسهیلات ، مورد تقاضای کاربران قرار گرفت . مثلا” ماشین نویس یک اداره ، در هر نامه یا گزارش تایپی ، با کلمات ثابت و تکراری زیادی مواجه میشد . بعنوان نمونه : درادارات تابعه سازمان بنادر و کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران ، عنوان نسبتا” طولانی ” سازمان بنادر و کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران ” بصورت مکرر میبایست تایپ می گردید .
    تقاضاهای زیادی به شرکت مایکروسافت ارائه میگردید مبنی بر اینکه : آیا راهی برای جلوگیری از اینگونه تکرارها وجود دارد ؟
    کارشناسان نرم افزاری شرکت مایکروسافت ، با دریافت اینگونه تقاضاها ، نرم افزار موجود را بازنگری نموده و نهایتا” در سال ۲۰۰۳ ویرایش جدیدی تحت عنوان :OFFICEWORD 2003 به بازار عرضه نمودند .
    نرم افزارجدید ، ماشین نویسان را قادر می سازد کلمات تایپ شده تکراری را بدون تایپ نمودن مجدد آنها ، در چندین جای مورد نظر خود قراربدهند .
    راجع به بازنگری و ویرایش نرم افزارOFFICEWORD ، بخشی از نظرات یکی از کاربران را که از یکی از سایت ها استخراج شده است بشرخ زیر باطلاع میرساند :
    امکانات اضافه شده به ۲۰۰۷ OFFICEWORD نسبت به ۲۰۰۳ OFFICEWORD
    ……امکان دیگر خصوصیتی است که در هنگام انتخاب قسمتی از متن ، متوجه حضور آن خواهید شد .
    در این قسمت ، یک نکته جالب و کاربردی اضافه شده است و آن این است که درصورت تمایل برای عوض کردن فونت در قسمتی از یک متن ، آن بخش بشکل فونت مورد علاقه شما در می آید ولی در صورت انصراف از تعویض فونت ، همه چیز بحال اول بر میگردد .
    قسمت دیگری که بطور کامل دستخوش تغییرات وسیع شده است قسمت مربوط به بخش Help نرم افزار است که یافتن موضوع مورد نظر را بسیار ساده نموده است.
    و – ۲ : ضمن پوزش از خواننده این مقاله بابت اطاله مطلب ، بنظر میرسد اکنون به زمان مناسب برای پرداختن به اصل موضوع مقاله رسیده ایم .
    به راستی رابرت کخ ، چگونه چیزی را که برای خود و برای تمامی اندیشمندان طول تاریخ ناشناخته بود کشف نمود ؟
    آیا قوی ترین کامپیوترهای دنیا که در صنایع بسیار پیچیده مانند صنایع هوا – فضا مورد استفاده قرار می گیرند ، قادرند بدون دخالت انسان ، نرم افزار ۲۰۰۷OFFICEWORD را بجای ۲۰۰۳OFFICEWORD به کاربران عرضه نمایند ؟
    کاش در سطح جهان ، یک نفرکارشناس در رشته علوم کامپیوتر اعم از سخت افزار یا نرم افزار یافت شود که اعلام نماید : بلی ، کامپیوترهای مثلا” ناسا قادر به آن می باشند .
    چنانچه پاسخ سوال ما منفی میباشد ، سوال بعدی این می باشد : چرا آن کامپیوترهای بسیار بسیار قوی ، راسا” قادر به انجام یک بازنگری بسیار بسیار ساده نمی باشند ؟
    پاسخ سوال ما این خواهد بود که کامپیوترها صرفا” یک وسیله پردازشگر بسیار پرسرعت میباشند و لاغیر .
    در اینجا یادآوری نکته جانبی مهمی ضروری بنظر میرسد و آن اینکه شایسته نیست که مخالفین وجود متافیزیک ، از بابت بیان صریح فوق ، سوء استفاده نموده و علت پرداختن به موضوع متافیزیک را ناشی از بی اطلاعی ما از صنعت کامپیوتر تبلیغ نمایند . ما بیش از آنان به صنعت کامپیوتر و پیشرفت های آن اطلاع و توجه داریم .
    ولی موضوع بحث ما صنعت کامپیوتر نمی باشد که به اهمیت و نقش آن بپردازیم . محاسباتی را که کامپیوتر آنرا ظرف ده ثانیه به اتمام میرساند ، انجام آن توسط یک نفر خبره و تیزهوش ، حدود ده ماه به درازا میکشد !
    امروزه اداره جامعه بشری بدون استفاده از کامپیوترغیرممکن شده است . تصور نمائیم سیستم بانکی دنیا را هنگامیکه برای یک هفته ، کامپیوترها از کار بیفتند .
    ما قصد کاستن از اهمیت و ارزش کار و زحمات متخصصین صنایع مختلف ازجمله صنعت کامپیوتر را نداریم.
    مثلاً در یک نشست اضطراری جهانی ، که سران کشورهای جهان ظرف ده ساعت در یک نقطه گرد می آیند ، صنعت هواپیما سازی نقش بسیار مهمی دارد . اگر تکنولوژی پیشرفته هواپیما سازی نبود ، قطعاً برگزاری فوری چنین گردهمائی مقدور نمی گردید و شاید بخاطر عدم تشکیل این گردهمائی فوری ، جنگ مرگبار سنگینی در یک نقطه از جهان رخ میداد . اما در خبرهای آن روز ، رسانه های جهان ، تمامی گزارشات و توجهات خود را به سوی موضوع اجلاس و اسامی سیاستمداران حاضر در آن نشست متمرکز نموده و از سهم هواپیماهای پیشرفته ای که ظرف چند ساعت ، تمامی سران جهان را در یک نقطه گرد آورده اند ذکری به میان نخواهند آورد. اما نقش بسیار مهم تکنولوژی هواپیما در جای خود مورد توجه و تقدیر جامعه بشری قرار میگیرد.
    بر میگردیم به متافیزیک که موضوع این مقاله می باشد :
    اکنون در برخی از کشورها هنگام باز جویی از متهمان ، از دستگاه های دروغ سنج استفاده می کنند .
    ادامه دارد …

  • #19493 پاسخ

    shpegah

    درپاسخ به سوال شما باید بگویم

    متاسفانه بله

    میتوان کامپیوتری ساخت که خود کامپیوتر دردرونش یک برنامه نویس بسیاد بسیار قدرتمندتر از تمام برنامه نویسان جهان در خود داشته باشد

    وکاملا بی نیاز از طراحش شود

    ولی ساخت چنین کامپیوتری تهدید بزرگی برای جهانیان است

    چنین کامپیوتری تا به حال ساخته نشده نه به این دلیل که نمیشود ساخت بلکه به این دلیل که مضراست خطرش به قدر آشکار و ملموس است که هیچ عاقلی چنین نخواهد کرد

  • #19497 پاسخ

    shpegah

    دیدم این مطلب هم چندان بیربط به این تاپیک نیست

    بایک سرچ از بیوگرافی و شناخت ریکورزویل میتوانید مستندزیر را پیداکنید

    ‍ 🌍جهان تا پایان قرن حاضر چگونه خواهد بود؟

    🔹«رِی کورزویل» ، نویسنده ، مخترع و آینده ‌پژوه آمریکایی ، وضعیت جهان را تا پایان قرن بیست‌ویکم پیش‌بینی کرده است. او کسی است که باور دارد نامیرایی انسان تا سال ۲۰۵۰ دست‌یافتنی می‌شود.
    رِی کورزویل (Ray Kurzweil) متولد ۱۲ فوریه ۱۹۴۸ در نیویورک است. او قطعاً یک دیوانه نیست! بلکه یک تکنولوژیست بزرگ جهانی است که ازقابلیت‌های رو به رشد تکنولوژی به خوبی آگاه است ، تا جایی‌که بیل‌گیتس ، او را بهترین پیش‌بینی ‌کنندۀ آیندۀ هوش مصنوعی معرفی می‌کند.

    🔹ری‌کورزویل تاکنون ۲۰ دکترای افتخاری دریافت کرده ، ۷ کتاب مهم و پرفروش در زمینه تکنولوژی دارد و اختراعاتی مثل اسکنرهای مسطح و ماشین‌های تبدیل چاپ به گفتار را در کارنامه خود دارد. او یکی از بنیان‌گذاران دانشگاه تکینگی (Singularity) است و مستقیماً توسط «لری پیج» برای توسعۀ هوش مصنوعی شرکت گوگل انتخاب شده است.
    ری‌کورزویل تأکید می‌کند که ما در برهۀ هیجان‌انگیزی از تاریخ بشر زندگی می‌کنیم و پیش‌بینی‌های شگفت‌انگیزی از آینده دارد.
    پیش‌بینی‌های او حاصل درکی است که از قدرت «قانون مور» و به‌ویژه قانون بازده شتاب دارد. این قوانین بیان می‌کنند که فناوری اطلاعات خط سیر پیش‌بینی‌پذیری را دنبال می‌کند.

    🔹قانون بازده ‌شتاب ری‌کورزویل می‌گوید که رشد بی‌امان ، پیش‌بینی‌پذیر و نمایی‌ فناوری ، انسان‌ها را به دورانی می‌برد که کورزویل آن را سینگولاریتی (تکینگی) می‌نامد.
    بسیاری از ما آن ‌چه را که ری‌کورزویل می‌بیند، نمی‌بینیم چراکه هنوز در مراحل آغازین این رشدِ نمایی هستیم. شاید خیلی از افراد نسبت به پیش‌بینی‌های کورزویل نگران باشند، اما خود او نسبت به دوران پیشِ رو امیدوار است و آینده خوبی را پیش‌بینی می‌کند.

    🔹حال نگاهی می‌کنیم بر پیش‌بینی‌های “ری کورزویل” در مورد آیندۀ تکنولوژی:
    سال۲۰۱۹: خداحافظی کامپیوترهای شخصی و لوازم جانبی آن‌ها با کابل و سیم
    سال۲۰۲۰: افزایش قدرت کامپیوترهای شخصی با امکان مقایسه آن‌ها با توان مغز انسان
    سال۲۰۲۱: امکان دسترسی به اینترنت بی‌سیم در ۸۵درصد از نقاط کره زمین
    سال۲۰۲۲: وضع قانون رفتار انسان‌ها و ربات‌ها در آمریکا و اروپا (تعیین وظایف و حوزه فعالیت ربات‌ها)
    سال۲۰۲۴: اجباری شدن هوش کامپیوتری در خودروها (قانون منع استفاده از خودروهای فاقد هوش مصنوعی)
    سال۲۰۲۵: تشکیل بازارهای بزرگ عضوهای مصنوعی بدن انسان
    سال۲۰۲۶: تمدید عمر به ازاء هر ثانیه به کمک پیشرفت علم
    سال۲۰۲۷: تبدیل ربات‌های خدمتکار با توان انجام کارهای سخت ، به یک ابزار و دستگاه معمولی در زندگی روزمره انسان
    سال۲۰۲۸: ارزان شدن و در دسترس قرار گرفتن انرژی خورشیدی برای مصرف ساکنان زمین
    سال۲۰۲۹: هوشمند شدن کامپیوترها در چارچوب مدل‌سازی کامپیوتری مغز انسان
    سال۲۰۳۰: گسترش استفاده از نانوفناوری در صنعت
    سال۲۰۳۱: استفاده از چاپگرهای سه‌ بعدی اعضاء بدن در تمام بیمارستان‌ها
    سال۲۰۳۲: استفاده از نانوربات‌ها در علم پزشکی (حذف مواد زائد از بدن و اسکن مغز برای کشف اسرار آن
    سال۲۰۳۴: نخستین دیدار انسان با هوش مصنوعی
    سال۲۰۳۶: استفاده از روش‌های برنامه‌نویسی برای برنامه‌نویسی سلول‌ها و درمان بیماری‌ها
    سال۲۰۳۸: ظهور ربات‌های انسان‌نما (مجهز به هوش مضاعف)
    سال۲۰۳۹: کاشت مستقیم نانوماشین‌ها در مغز (غوطه‌ وری کامل انسان در دنیای مجازی بدون هیچ دستگاهی)
    سال۲۰۴۰: کاشت موتور جستجو در بدن انسان (مشاهده نتیجه آن روی لنز یا عینک مخصوص)
    سال۲۰۴۱: افزایش توان اینترنت به میزان ۵۰۰ برابر امروز
    سال۲۰۴۲: نخستین مورد جاودانگی انسان ، ارتش نانوربات‌ها به کمک سامانۀ دفاعی بدن آمده و انواع بیماری‌ها را درمان می‌کند.
    سال۲۰۴۳: بدن انسان می‌تواند به کمک نانوربات‌ها به هر شکلی که بخواهد دربیاید.
    سال۲۰۴۴: توانایی هوش غیربیولوژیکی ، میلیاردها برابر هوش انسان
    سال۲۰۴۵: آغاز عصر تکینگی یا برگشت‌ناپذیری فناوری، کره زمین به یک ابررایانه تبدیل خواهد شد.
    سال۲۰۹۹: تکینگی فناوری سراسر کره زمین را فرا خواهد گرفت

  • #19520 پاسخ

    مهندس محمد مقدسی

    سلام آقای مهندس مقدسی.
    اولا سرعت کامپیوترهای دنیا بر حسب mips (milion instruction per second) سنجیده می شود و ابر کامپیوتر ها دراین مقیاس با هم رقابت می کنند نه در بحث هوشمندی.
    ثانیا اگر کامپیوتری قادر است بدون نوشتن برنامه و بدون الگوریتم ، کامپیوتر بسازد ، خوب چرا نمی سازد ؟.
    اولا سخت افزار نیاز به تکنولوژی دارد و ثانیا نرم افزار نیاز به الگوریتم و بانک اطلاعاتی و پایگاه دانش دارد. پایگاه دانش می تواند استنتاجی باشد ولی بدون داده و بدون الگوریتم نرم افزاری تولید نمی شود.
    بنابراین با نظر فوق در مورد ساخت کامپیوتر توانمند و هوشمند بدون الگوریتم جدید و دست ساخت یک کامپیوتر دیگر ممکن نیست و تا به حال هم که بنده حداقل ده ابر کامپیوتر را مشخصاتشان را خوانده ام چنین توانمندی ندیده ام.

  • #19521 پاسخ

    مهندس محمد مقدسی

    دوست عزیز shpegah
    پاسخ فوق از سوی جناب دکتر …….. مدرس دانشگاه در رشته های سخت افزار و نرم افزار می باشد .
    بنظر میرسد این بحث به همین جا کفایت می نماید .
    با تشکر از بحث های مفید مطرح شده .

  • #19536 پاسخ

    shpegah

    ممنون از فرصتی که در اختیارما قرار دادید من هم همینجا خداحافظی میکنم

    فقط بعنوان حسن ختام تاپیک عرض کنم که بنده نیز صددرصد نظر آقای دکتر را تایید میکنم
    ولی دوست عزیز جنای مهندس مقدسی نتیجه ای که شما گرفتید با صحبت آقای دکتر مغایرت دارد

    *******
    اگر کامپیوتری قادر است بدون نوشتن برنامه و بدون الگوریتم ، کامپیوتر بسازد ، خوب چرا نمی سازد ؟.
    اولا سخت افزار نیاز به تکنولوژی دارد و ثانیا نرم افزار نیاز به الگوریتم و بانک اطلاعاتی و پایگاه دانش دارد.  پایگاه دانش می تواند استنتاجی باشد ولی بدون   داده و بدون الگوریتم نرم افزاری تولید نمی شود. 
    بنابراین با نظر فوق در مورد ساخت کامپیوتر توانمند و هوشمند بدون الگوریتم جدید و دست ساخت یک کامپیوتر دیگر ممکن نیست و تا به حال هم که بنده حداقل ده ابر کامپیوتر را مشخصاتشان را خوانده ام چنین توانمندی ندیده ام.

    *******

    هیچ کامپیوتری بدون الگوریتم نمیتوان کاری انجام دهد
    ولی با استفاده از نتایج حاصل از محاسباتش میتواند خودش انواع الگوریتمها را بسازد و اجرا کند که البته این قابلیت را باید قبلا برنامه نویس اولیه درونش برنامه نویسی کرده باشد
    دراینصورت است که آن کامپیوتر به نتایجی دست میابد که حتی برنامه نویس اولیه هم از آن نتایج بی اطلاع بوده است

    دقیقا جمله بنده را به آقای دکتر منعکس کنید قطعا تایید خواهد کرد

    چون بنده خود بسیار برنامه نوشته ام که درونش خود برنامه الگوریتم مینویسد و اجرا میکند این یک حالت معمول در برنامه نویسی است

    سپاس و بدرود

  • #19537 پاسخ

    shpegah

    اگر تابحال چنین برنامه ای ساخته نشده به این علت است که هیچ برنامه نویسی اونقدر احمق نیست که افسارش را دست مصنوع خودش قرار دهد

  • #19540 پاسخ

    محمد 70

    دوست عزیز shpegah
    راجع به این فرمایش شما : ((فقط بعنوان حسن ختام تاپیک عرض کنم که بنده نیز صددرصد نظر آقای دکتر را تایید میکنم
    ولی دوست عزیز جناب مهندس مقدسی نتیجه ای که شما گرفتید با صحبت آقای دکتر مغایرت دارد.)) ،
    بعرض میرسانم که من نتیجه ای اعلام نکرده بودم که با نظریه آقای دکتر … مغایرت داشته باشد !
    چند سطر زیر (متن بین دو خط)، نظر آقای دکتر بود که من فقط منعکس نموده ام .
    ————————————————————————————————————————————
    سلام آقای مهندس مقدسی.
    اولا سرعت کامپیوترهای دنیا بر حسب mips (milion instruction per second) سنجیده می شود و ابر کامپیوتر ها دراین مقیاس با هم رقابت می کنند نه در بحث هوشمندی.
    ثانیا اگر کامپیوتری قادر است بدون نوشتن برنامه و بدون الگوریتم ، کامپیوتر بسازد ، خوب چرا نمی سازد ؟.
    اولا سخت افزار نیاز به تکنولوژی دارد و ثانیا نرم افزار نیاز به الگوریتم و بانک اطلاعاتی و پایگاه دانش دارد. پایگاه دانش می تواند استنتاجی باشد ولی بدون داده و بدون الگوریتم نرم افزاری تولید نمی شود.
    بنابراین با نظر فوق در مورد ساخت کامپیوتر توانمند و هوشمند بدون الگوریتم جدید و دست ساخت یک کامپیوتر دیگر ممکن نیست و تا به حال هم که بنده حداقل ده ابر کامپیوتر را مشخصاتشان را خوانده ام چنین توانمندی ندیده ام.
    ————————————————————————————————————————————–
    ایشان هم همان نظرات قبلی مرا تایید نموده اند . به اینکه کامپیوترها ، تا برنامه نویس یا کاربر ، جزئیات مسیر حرکت را برایشان مشخص ننمایند قادر به هیچ حرکتی نیستند .
    یعنی نمیشود یه سیستم هوشمند ابداع نمود که از بین ده بیت شعر مختلف ، زیباترین کلام را انتخاب کند . مگر اینکه برنامه نویس ، قبلاً تعریف شعر زیباتر را برای سیستم معرفی کرده باشد . اگر این معیار و الگوریتم به ۲۰ کامپیوتر داده شود ، همه یک بیت مشابه انتخاب می نمایند .

  • #19541 پاسخ

    محمد 70

    شما تصور فرمایید پهبادها را . یک نوع وجود دارد که خودش میرود در مختصاتی که برایش مشخص نموده اند ماموریتش را انجام میدهد و برمیگردد . مثلا بمبی را در آنجا می اندازد .
    ولی یه نوع دوم هم داریم که باید هدایت شونده باشد . مثلاً به یه پهباد جاسوسی ماموریت داده میشود که شخصیتی بنام زید را رصد کند و او را تعقیب نماید. به یه جا که شرائط از جمله شرائط سیاسی مورد نظر مناسب شد ، در آنجا بمبی را بریزد .
    اینگونه پهباد لازم است بایک یا چند اطاق کنترل ، در تماس باشد و اطلاعات رد و بدل شود .
    پهباد با زید حرکت مینماید و تصاویر زید و اطلاعات اطراف زید را برای فرمانده و مشاورین نشسته در اطاقهای کنترل مخابره میکند ، هر وقت وضعیت سیاسی ، مناسب دیده شد و اکثریت تیم به نتیجه واحد رسیدند ، فرمانده ، فرمان انداختن بمب را به پهباد میدهند . شاید آنروز ، شرائط مناسب برای انداختن بمب فراهم نشود و به روزهای دیگر موکول شود .

  • #20157 پاسخ

    حسن

    دوست عزیز shpegah

    حقیر در حال گذراندن دوره دکتری خود در رشته‌ی هوش مصنوعی هستم و برخی از این سوالات از قدیم مورد علاقه بنده و برخی دیگر از افراد محصل در این رشته بوده است (و یکی از دلایل علاقه افراد به این رشته).
    به صورت کاملا تصادفی این صفحه رو دیدم و جسته گریخته مباحث رو دنبال کردم. علیرغم اینکه این بحث خاتمه یافته است و بنده هم متاسفانه فرصت چندانی ندارم، به نظرم رسید برخی کلیدواژه‌ها را مطرح کنم شاید برای شما و دیگرانی که بعدا میبینند کمکی باشد.

    برخی بحثهایی که مطرج میکنید در کلیت مباحث درستی هستند که مورد توجه جمعی کثیری از متفکرین این حوزه‌ها هستند (کلیت امکان یا عدم امکان ساختن روبات با هوشمندی کاملا غیر قابل تمیز از انسان در تمام کاربردها)، برخی دیگر جنبه‌های درستی دارند ولی وقتی به صورت علمی دقیق وارد جزئیات شوید حرفهای درستی نیستند (مثل برخی از حرفهایتان در مورد جزئیات ساختن الگوریتمهای هوشمند که اگر جدا اقدام کنید متوجه میشوید که برای ساده‌ترین چیزها از قبیل دیدن و شنیدن که برای کودکان هم آسان است، بسیار پیچیده‌تر از چیزی است که توصیف میکنید) و برخی دیگر که به نظرم یا کاملا اشتباه هستند یا به نحوی مساله رو بیان کردید که برداشت اشتباهی منتقل میکنند (مثل جمله «چنین کامپیوتری تا به حال ساخته نشده نه به این دلیل که نمیشود ساخت بلکه به این دلیل که مضراست خطرش به قدر آشکار و ملموس است که هیچ عاقلی چنین نخواهد کرد»…)

    و اما کلید واژه‌ها (عبارات انگلیسی رو مینویسم که بتونید سرچ کنید و اونقدر مشهور هستند که همگی در ویکیپدیا هم برایشان مطلب هست):
    درباره‌ی مقایسه هوشمندی الگوریتمها با انسان به صورت کلاسیک معمولا دو سطح مطرح میشه:
    اولی که احتمالا شنیدید Turing test (و مشابهات آن) است که کلیت ایده اینه «ساخت الگوریتمی که به گونه‌ای به سوالات پاسخ دهد که یک انسان نتواند تشخیص دهد که یک ماشین آن جواب را تولید کرده است یا یک انسان دیگر» هرچند هنوز به صورت کامل این هدف محقق نشده است ولی در جهت آن گامهای خوبی برداشته شده است و از نظر بنده امتناع عقلی ندارد که که در آینده (شاید نزدیک) به صورت کامل محقق شود.
    سطح دوم، که فکر میکنم ندیده باشید و بیشتر با این سایت تناسب موضوع دارد با عنوان Chinese room شناخته میشود و بیان میدارد که حتی اگر یک ماشین بتواند تست تورینگ رو رد بکند، فقط از دید black box شبیه انسانها به نظر میرسد ولی کماکان نباید آن را معادل انسان هوشمند دانست چرا که فهم و خود آگاهی ندارد. (دلیل انتخاب این نام هم به همان بحث دیتابیس که دیدم در خلال بحثها مطرح شده برمیگردد که میگوید پیدا کردن مثلا معنی لغات و عبارات چینی از توی دیکشنری و برگردوندن جواب، به معنی فهمیدن چینی نیست، هرچند یک نفر که ندونه کی داره جوابها رو تولید میکنه به هیچ وجه نتونه تشخیص بده که یک مترجم که واقعا چینی میفهمه داره جواب میده یا یک ماشین بدون فهم که از دیکشنری استفاده میکنه)

    کلیدواژه‌ی بعدی که میتونم معرفی کنم بحث Philosophical zombie است که یک اصطلاح در فلسفه ذهنه که دقیقا همین بحث «عملکرد خارجی کاملا شبیه انسان» و تفاوت اون با داشتن «خودآگاهی» و دیگر کیفیات ذهنی که یک انسان به صورت subjective ادراک میکنه، رو مطرح میکنه.

    و البته تصادفی نیست که مساله به کلیدواژه‌ی خودآگاهی (Consciousness) منتهی میشه که به اذغان دانشمندان تراز اول غربی هم چیزیه که هنوز علیرغم تلاشهایی که شده هیچکدوم از دستاوردهای علم objective (اعم از نظریه کوانتوم و مانند آن) قادر به توصیفش نیستند (به عنوان مثال Roger Penrose (فیلسوف و فیزیکدان برجسته) در این زمینه نظریات و کتابهایی داره که میتونه نقطه شروع خوبی برای مطالعه این موضوع در سطح فلسفه و فیزیک باشه)

  • #20197 پاسخ

    shpegah

    ممنون از توضیحات خوبتون

  • #20249 پاسخ

    مهری

    باسلام
    مطالب نوته شده راجسته گریخته مطالعه کردم به نظربنده جزءممتنعات نیست که زمانی شایددوررباطی ساخته شود که وقتی من نوعی درعرصه حیات اورامشاهده می کنم بایک انسان قابل تمییزنباشدولی به نظربنده این رباط اگاهی که من نسبت به خودم واورادارم رانخواهدداشت .تشبیهی که من میتوانم ارایه بدم قوانین واگاهی که درطبیعت حاکمه طبیعتااین قوانین برای انسان قابل درکه خودطبیعت به این قوانین اگاهی ندارد (خوداگاهی ندارد)خوداین قوانین هست که طبیعت رابرای من ملموس وقابل درک کرده ولی خودامورطبیعی شعوری ازاین قوانین ندارند.هرچه قدراین امورپیچیده ترباشند بازهم شعوروخوداگاهی درحدصفر خواهندداشت .خوداگاهی بشرناشی ازطبیعت وحتی ذهن حسابگراونیست.بیاییداین رباط فرضی راکه پیچیدگی محاسباتی انسان وحتی بیشترازاوراداته باشددرطبیعت فرض کنیم درطبیعت قانون علت ومعلول حاکم است .این رباط هم بااین پیچیدگی معلولهای پیچیده ای رادرپی خواهدداشت .درست .ولی ایامیتوانیم بگوییم چون معلول شگرفی درپی داردخوداگاهی دارد؟علت ومعلول درطبیعت صادرازخداست وعلت ومعلول حاکم براین رباط صادرشده ازانسان است که صددرصدانسان محیط به ان است.منشاخوداگاهی انسان طبیعت وحتی ذهن محاسبه گرانسان نیستبه نظربنده قاءم به خداست همان اختلاف نظری که پوزیتیویست هاباالاهیون دارند

  • #20259 پاسخ

    علی احمدی

    به یک ربات هر چه قدر که داده بدهیم شما فرض کنید که بی نهایت. باز یک تفاوت عمده با مغز آدمی زاد خواهد داشت. که در هیچ یک از نظر هایی که خواندم دیده نشد.
    مغز انسان زنده است و با شرایط زیست محیطی پیرامون خود در حال تکامل نا خواسته و غیر ارادی. اما شما ابر کامپیوتر یا رباتی که می سازید پایش را فراتر داده های مغزی سازنده اثر نخواهد گذاشت. مثالی از گوگل زده شد، اگر سیستم نرم افزاری گوگل می توانست همراه با مغز سازنده خود تکامل پیدا کند احتیاجی به به روز کردن نداشت و خود خود را به روز می کرد. برتری کامپیوتر نسبت به مغز انسان این است که فراموش کار نیست و داده های خود را بدون فراموش کاری آنالیز می کند. به همین دلیل است که یک ماشین حساب سریعتر از مغز عموم مردم توانایی محاسبه مسئله های طول و دراز را داراست. اما این نشان از ناتوانی مغز در این مورد هم نیست. چیزی که به درست یکی از دوستان گفته بود که مغز احتیاج به پرورش دارد. پرورش یعنی استمرار در یک مورد خواص. کاری که همه بزرگ مردان و زنان تاریخ کردن و آن چیزی جز استمرار نبود. و این استمرار باعث تکامل مغزشان شد و این مغزشان را از عموم مردم پیشی انداخت.
    اما از نگاه و تفسیر من از مباحث فلسفی. چه فلسفه مادی و چه فلسفه الهی. چه از نگاه هر انسانی و هر عقیده ای. نمی شود و نباید نگاه هیچ کس را اشتباه شمرد. نظر و نگاه من به حیاط پیرامون خود یک چیز است و نگاه و نظر دیگران متفاوت که هر یک از این نظریات برای خود آن شخص مقدس است و هیچ کس نمی تواند نظر وی را عوض کند مگر خود با مطالعات به نتیجه و نظر دیگری برسد.
    ما ایرانی ها در ابتدای راه فلسفه هستیم و درک درستی از مباحث فلسفی نداریم که اگر داشتیم هنوز بر سر دین و عقیده یکدیگر نظر نمی دادیم و نظر خود رو به دیگری دیکته نمی کردیم. چیزی که کشور های پیشرفته فرهنگی از آن عبور کردند و به این نتیجه رسیدند که هر کس با هر عقیده و تفکری زیر مجموعه قانون آن کشور است که آن قانون مادی و دنیویست و برای زندگی در آرامش انسان ، در آن محیط طراحی شده است و همه با هر تفکر ، عقیده و نظر زیر چتر آن قانون وظیفه دارند به پیشرفت آن کشور کمک کنند. این چیزیست که ما و کشورمان به آن نیاز داریم.
    هر بزرگ انسانی که در زمان خود بحث های فلسفی کرده یا نظریه داده یا عقیده ایی جدید را ابداع کرده هدفش این بوده که آرامش را به انسان هدیه کند ولی چون برداشت های متفاوتی از این سخنان می شود و هر کس می خواهد نطر خود را به اثبات برساند تا به امروز بعد از گذشت سالیان دراز نتیجه درستی گرفته نشده چرا که هر نتیجه گیری انسان نادرست است.
    اگر خیال می کنید که دنیا در دست انسان است بهتر است که به تاریخ بشر بیشتر نگاه کنید. جالب اینجاست که همه عقیده ها چه کسانی که مذهبی هستند و چه کسانی که مادی هستند ادعا دارند که تفکر آنها عین واقعیت است به تعبیر دیگر خیال می کنند که همه چیز را می دانند. هنوز جنگ میان مسیحیان و مسلمانان و یهودیان و … وجود دارد.
    خواهش من از همه این است به عقاید فکری دیگران کاری نداشته باشید. عقیده ها نشانه برتری هیچ کس نیست.
    تو که مسلمانی به غیر مسلمان توهین نکن به تو ربطی ندارد که دیگری مسلمان است یا خیر.
    تو که مسیحی یا یهودی هستی به مسلمان توهین نکن مسلمانی دلیل بر تروریست بودن نیست.
    تو که خدا را قبول نداری به خدای ادیان توهین نکن به تو ربطی ندارد که دیگران چرا خدا را می پرستند.
    و….
    در این دنیا بین ما انسان ها یک چیز مشترک است و آن این است که همه انسانیم. به دنبال تکنولوژِی ، پیشرفت و آرامش انسان های بعد از خود باشیم فارغ از هر نگاه عقیدتی… موفق و پیروز باشید

  • #20260 پاسخ

    ناشناس
    کاربر

    به گوش هوش ، نیوش از من و به عشرت کوش
    که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
    ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع
    به حکم آنکه چو شد اهرمن ، سروش آمد

  • #20262 پاسخ

    مهر

    دوست عزیز ،به نظرم رسیدوشایداشتباه باشدکه جنابعالی ازذکردوکلمه مادیون والهیون دچارسوء تفاهم شدید.چون لفظ درارائه معانی موجوددرذهن بشرقاصراست وبنده نیزدرادای لفظ وبیان قاصرتر.منظوربنده ازادای این جمله مقایسه این دوقشر وبرتریت یکی به دیگری نبودمنظوربنده فقط وفقط ابرازعقیده خودم که الان دارم میباشد یعنی مشارکت دزبحث .منظورمن ابرازبحث حضوربودکه وجه تمایز بین انسان ومخلوقات دیگرمیباشد منظوربنده این بودکه اگرروزی رباطی ساخته شودکه گوی سبقت راازدهن محاسبه گرانسان بگیرد ودرزندگی انسان ودنیانقشش پررنگ ترازانسان باشد.بازدرمقایسه یک انسان ویک رباطانسان درعرش است ورباط درفرش .چرا؟چون انسان حضوردارد واین حضوررامن جلوه خدامعنی می کنم.ودرموردفلسفه ایران بایدبگویم تاانجاکه من می دانم ایران تاریخچه کهنی درفلسفه داردواخلاط رفتارهای غلط اجتماعی(تعصبات دینی)بافلسفه ظلم به فلسفه است.من ادعایی درفلسفه ندارم ولی مطمئنا شماهم علاقه منداین مباحث واقای دکتردینانی هستیدکه به این سایت مراجعه کرده اید.

  • #20268 پاسخ

    مهر

    مطالب ارائه شده رابیشترخواندم وبرعکس شمادوست عزیزبرایم خیلی جذاب بودوازاین مصنوع بشردرحال وساخته بشردرآینده درحیرت شدم وممنون ازاین عزیزکه افکاروایده هایش راسالهاوقت صرف کرده بامابه اشتراک گذاشت.من که خیلی بهره ولذت بردم.منتهامن نفهمیدم که چالش این دوست عزیزاین است که شایدزمانی بشرازاین مصنوع واثرخودومضراتی که درپی داردپشیمان شود؟اگرسوال این باشدمن حرفی ندارم که پشیمانی دربیشترعرصه های تاریخ دیده شده ولی سوال دراین سایت بی معنی است.ولی من ازنوشته هایش این برداشت راکردم که ایشان می خواهندبگویندکه این مخلوق بشربه جایی می رسدکه بالترازانسان می نشیند ومنطقشان این است ومی خواهندبه این برسندکه قدرت استدلال وابداع خواهدداشتکه البته دوستان دیگرمون ثابت کردندعملی نیست.حال اگربه فرض محال یک چنین موجودی خلق شودانسان نیست،انسان یک اثرقابل مشاهده پیچیده واعجاب انگیزنیست وحتی به جرات میتوانم بگویم بدون من درونی هیچ نیست .یعنی اگر این موجودقابل مشاهده بااثرها ومنطق وابداع و…اگرمحاط من درونی نباشدهیچ نیست.عقیده ای که عرفادرموردجهان دارندوتنهاوسیله ای برای رسیدن به خودواقعی خودمی دانند وغیرازاین برای ان هوهویتی دیگرقائل نیستند.این آثاررایک (من)درک می کنداگرآثاربیرون درک نشود باهیچ فرقی نداردانسان معلق ابن سینا فیلسوف بزرگمون رومطالعه کرده اید؟شمااطلاعاتی ازدرک حضوری که بژرگانمون ازان صحبت می کنند وبه ان رسیده انددارید؟بعیدمی دانم.اگرهم شنیده باشیددرحدالفاظ به انهاباوردارید.درک حضوری اصیلت ازدرک حصولی است ومحیط به ان است.خلق مصنوع باحضورغیرممکن است .حصولیات ماتنهابرای رسیدن به درک حضوراست درک حصولی وسیله است برای رسیدن به هدف (درک حضوری )وزمانی باید انسان این وسیله راکناربگذارد.منطق واستدلال و….تنهابرای رسیدن به هدف است .هدفی که سواربروسیله است.هدف رسیدن به خودواقعی است که درمن وجودداشته ومن نمیشناختمش به درستی واین تنهابه دست خودمن امکان پذیرهست ونه هیچ کس وهیچ مصنوع دیگر.رباطدرون نداردکه بشناسدش وبه درون من هم راه ندارد که بخواهدمرابشناسد.

  • #20269 پاسخ

    مهر

    به عبارت بهترعقل انسان یک هویت دیگری داردکه درمرحله مواجهه باجهان خارج به صورت منطق واستدلال وصغری وکبری چیدن جلوه می کند.بابه وجودآوردن تصنعی کلیشه ای ازمنطقهاواستدلالهای انسان عقل انسان ساخته نمیشود . استادیه سخنی دارندمی فرمایندزمان شایددرتصورقابل تقسیم به لحظه هاباشدودردنیای خارج مجبوربه تصوراین ایده میباشد ولی ذاتاازکنارهم قراردادن لحظه هاتشکیل نشده .شایداین یک مثال دیگرباشدولی همانگونه که دردرک زمان مااشتباهاازکنارهم قراردادن لحظات زمان می سازیم همان اشتباه راهم باکنارهم چیدن استدلات ومنطق انسانی مرتکب میشویم وانسان می سازیم

  • #20286 پاسخ

    shpegah

    ممنون ازنظرات تک تک دوستان

    تک تک نظرات رو با دقت میخونم ولی بسیار جای بحث دارد

پاسخ به : اگرروزی متوجه اشتباه خود شویم!
لطفا فارسی و خوانا بنویسید




36 ÷ 12 =

لغو
Secured By miniOrange