این یادداشت شامل 42 پاسخ ، و دارای 3 کاربر است ، و آخرین بار توسط  ص در 2 روز، 16 ساعت پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #17748 پاسخ

    shpegah
    مشارکت کننده

    باعرض سلام و آرزوی سلامتی
    سوالی که ذهن مرا مدتی است به خود مشغول کرده و پس از مطالعات فراوان به نتایج جدیدی رسیدم مطرح میکنم

    اگرروزی روباتی بسازیم که بتواند تفکر کند تعقل کند از کیستی و هستی خود بپرسد(با استفاده از منطق و تحلیل عقلی نه با محفوظات خود)
    تمام تحلیلات ودانش ما از فلسفه را زیر سوال نخواهد برد؟؟

    اگر با استفاده از فرمولهای ریاضی مثلا سری اعداد فیبوناچی به الگوریتم ساخت منطق مغز انسان برسیم و انسانی متفکر خلق کنیم آیا فلسفه ای که سالیان سال پروراندیم کون فیکون نمیشود؟؟؟

    این موضوع دوراز ذهن نیست و حتی غیرممکن هم نیست وشاید بزودی اخبارآن را داشته باشیم در اینمورد چه خواهیم گفت آیا تسلیم مشیت حق تعالی خواهیم شد ویابه فلسفه بافی ادامه خواهیم داد؟
    من خود یک مسلمان حق گرایم وصرفا به دنبال جواب این سوالم ممنون از پاسختون

  • #17749 پاسخ

    علی حق طلب

    تعریفی داریم برای موجود آگاه و خودآگاه

    براساس تعاریف اولیه منطق، همه موجودات آگاه هستند اما به جز انسان هیچ موجودی نمی داند که آگاه است. اگر روباتی که در این فرض مطرح شده، به آگاهی خود آگاه شود و بداند که آگاه است، این موجود دیگر ربات نیست و قطعا انسان است. وقتی انسان شد دیگر آنچه مورد ادعای فرض مسئله هم بوده باطل خواهد شد.

    در مورد فرمولهای ریاضی و سری اعداد فیبوناچی باید دوباره عرض کنم خدمت تون که چه کسی (سری اعداد فیبوناچی) را فهمید و به آن آگاه شد؟ پاسخ: انسان ؛ چه کسی می تواند از هیچی چیزی خلق کند؟ پاسخ: هیچ کس؛ خوب پس تا اینجا یک انسانی هست که (سری اعداد فیبوناچی) را فهمیده و درباره آن تفکر می کند و نمی تواند بدون داشتن هیچی، چیزی را خلق کند. پس برای خلق (هر چیزی) نیاز به چیزی دارد که در این فرض شما همان سری اعداد فیبوناچی است.

    نتیجه این می شود که انسان آگاه، که (سری اعداد فیبوناچی) را فهمیده و تفکر کرده بود، همان را پایه قرار داد برای خلق یک چیز دیگری (حالا هرچیزی) مثل همان کاری علوم امروزه می کنند. پس دوباره احاطه انسان و آگاهی انسان است که این خلق را پایه ریزی کرده و آن خلق هیچ تفاوتی با هر چیزی که در اطراف تان می بینید که انسان آنها را ابداع کرده (مثل ماشین، هواپیما، علوم مدون و طبقه بندی شده و… ) ندارد

  • #17750 پاسخ

    علی حق طلب

    عبارت خیلی جالبی هم در صحبت های شما بود

    آیا تسلیم مشیت حق تعالی خواهیم شد

    تسلیم شدن در برابر مشیت حق برای انسان آگاه مطرح است. انسان آگاه یک موازینی برای تعقل و تفکر خود دارد که این موازین «بافتنی» نیستند. کسی در اصول فلسفه چیزی را «نمی بافد» بلکه این مسائل فرعی و شاخه هایی که مربوط می شوند به فلسفه خود را پروار می کنند. اصول و قواعد فلسفه نه تنها یک امر «بافتنی» نیست بلکه یک امر بدیهی و اثبات شده عقلی و منطقی است.

    به نظرم شما اصلا نمی دانید که فلسفه چیست و صرفا به آنچه در اصطلاح عوام مردم از فلسفه و فلسفه بافی می گویند، اکتفا کرده اید. فلسفه یک دریای عمیق و محکم عقلانیت است که اگر در این دریای مواج چیزی برخلاف عقلانیت باشد، جایی در آن ندارد.

  • #17751 پاسخ

    shpegah

    ممنون از پاسختون

    اما مشکل اینجاست که این اعداد را میتوان تصادفی هم بهش رسید بوسیله یک کامپیوتر یعنی یک راهش این است که با علم به اعداد فیبوناچی میتوان یک هوش یا آگاهی ایجاد کرد که فرمایش شما متین
    ولی یک راه هم با استفاده از کامپیوتر میتوان تمام حالات ترکیب اعداد را خلق کرد تا بالاخره به اعداد فیبوناچی رسید

    حالا نگید پس کامپیوتر را انسان خلق کرد . خیر کامپیوتر خودش چیزی نیست جز ترکیب صفر ویک یعنی انتخاب یکی از دوراه که از راه مثلا الف حرکت کنی یا از راه ب
    حالا اگر هردوراه را انتخاب و پیمایش کنیم میشود بررسی تمام حالات ممکن و درنهایت رسیدن به آگاهی

    همه این حالات توسط نور انجام میشود و این فرضیه من منتهی میشود به اینکه نور خالق هستی است در این شکی نیست
    الله نورالسموات والارض

    ولی میخوام بگم که فلسفه یک علمی است که بشر آنرا ساخته و یک علم الهی نیست و صرفا نتیجه گیریهای انسانی است از دریافتهای طبیعی

  • #17752 پاسخ

    shpegah

    منظور جمله مرا متوجه نشدید

    مفهوم جمله من این بود تسلیم مشیت الهی بشویم و فلسفه را خلق نکنیم

  • #17753 پاسخ

    shpegah

    نه تنها فلسفه بلکه تمام علوم ساخته و زایده آگاهی یا همون شعور انسان است که براساس روابط منطقی از نتیجه بررسی مخلوقات بدست میاورد

    هرعلمی آن یک منطق خاص را به نفع خود تفسیر میکند بدینوسیله آنرا منطقی و عقلی دانسته وبه آن استناد میکند
    درحالیکه ازیک منطق میشود چندین نتیجه گیری منطقی کرد که هیچ ارتباطی به هم ندارند ولی همه منطقی مینمایانند

  • #17754 پاسخ

    shpegah

    ساختن هرعلمی توسط انسان به قصد بهره و لذت بردن از آن بسیار کارپسندیده ایست ولی علمی که برای اثبات حقانیت خود و نفی سایر علوم ساخته شود با نتیجه گیری که کردم منافات دارد

  • #17755 پاسخ

    shpegah

    درهرصورت پاسخ سوال مرا ندادید

    باتمام مفروضات اگر متوجه شدیم که اشتباه کردیم چه کنیم ؟؟

    شما میفرمایید اشتباه نکردیم خوب من به این فرض کاری ندارم اگر روزی ثابت شد اشتباه کردیم چه ؟

    قطعا نه من و نه شما به تمام علوم به طور کامل اشراف نداریم ولی اگر روزی حقایق آشکار شود و بفهمیم اشتباه کردیم چه میکنیم؟
    آیا تمام عمرمان برفنا رفته؟عمرما و عمر همفکران ما؟

  • #17757 پاسخ

    shpegah

    فکر میکنم همه در این جمله توافق داشته باشیم که فلسفه علم رسیدن به حقیقت است درسته؟

    اگر حقیقتی اصلا وجود نداشت یا
    اصلا همه چیز حقیقت بود چه ؟

    شاعر میگه خلوت دل نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود فرشته درآید

    ولی اگر در دل دیو فرشته در کنار هم جمع بودند چه ؟

    میخوام بگم شاید از ابتدا سوار بر چارچوب غلط شدیم

    آیا فلسفه اثبات حقانیت خود است یا واقعیت محض؟ آیا هرچه باشد میپذیریم؟

  • #18298 پاسخ

    مهتاب شب تاب

    بنام حضرت حق
    چون به دنبال حقیقتیم پس می پذیریم. ما زنده به انیم که ارام نگیرم موجیم که اسودگی ما عدم ماست

  • #18311 پاسخ

    محمد حسین

    سلام دوست عزیز
    شما معلوم است که فلسفه نخوانده این.
    نه فلسفه اسلامی نه فلسفه غرب.
    این مباحثی که شما مطرح کردید، به نوعی، از مهم ترین مسائل بشر است که اتفاقا فلسفه بر اساس همین سوالات شکل گرفته.
    ۱_ آیا حقیقت هست؟
    ۲_ اگر هست قابل شناخت است؟
    ۳_ اگر قابل شناخت است آیا قابل انتقال به غیر است؟
    ۴_ آیا شناخت افراد از حقیقت یکسان است یا متفاوت؟
    و …
    آخرین پژوهش ها در فلسفه اسلامی، به واسطه علامه طباطبایی و شاگردان ایشان انجام شده است.
    اگر طالب این مسائل هستید، میتوانید کتاب بدایه و نهایه علامه طباطبایی را بخوانید. (فایل‌های صوتی تدریس آیت الله فرحانی توصیه می‌شود)
    بعد از درست خواندن فلسفه، به جواب خود میرسید.

  • #18331 پاسخ

    shpegah

    دوست عزیز شما درست متوجه شدید من فلسفه نخوانده ام
    چون عقیده دارم فلسفه را باید یافت نه خواند
    فلسفه ای که از روی فکر دیگران بخوانی که دیگه فلسفه نیست
    فلسفه ای که دیکته فکر دیگران است صرفا مختص خودشان است
    خوبست افکار را به اشتراک گذاشت ولی نباید دیکته کرد و به آن استناد کرد

    آنچه برای درک فلسفه هستی نیاز است خواندن همه چیزاست به جز فلسفه

    به همین دلیل من هم به دنبال همه چیز رفتم و همه چیز خواندم وآنچه یافتم همه چیز بودو آن همه یکتایی بود
    ولی
    ولی آن یکتا به هیچوجه شبیه به هیچیک از یکتاهای سایرفلاسفه نبود

  • #18365 پاسخ

    mamavi
    مشارکت کننده

    اگر به فلسفه به مثابه علم بنگریم علم مجرد است و مبرا از خطا و اشتباه و توسط هیچ عقل سلیمی اعم از انسانی یا ماشینی قابل رد نیست مگر در تحت قوه ی خیال که آن هم اصالت واقیت ندارد.هر چند اگر ماشین به سر حد تعقل و تفکر برسد به نوعی انسان است هر چند از لحاظ عقلی محال است چرا که ماشین مادی است و علم مجرد و موجود مجرد را ظرف مادی نشاید.از سوی دیگر انسان طبق تعریف حیوان ناطق است و خیوان نیز طبق تعریف جسم نامی حساس متحرک.پس مقوله هایی نظیر احساسات و در مراتب بالاتر آن یعنی کشف و شهود قلبی تنها توسط انسان و انواع بالاتر قابل ادراک است . پس ادراک مقوله هایی نظیر فلفه محبت و … توسط ماشین محال است مثلا ماشین هرگز نمیتواند محبت واحساس سازنده اش نسبت به خود را ادراک کند و ادراک آن تنها در قالب جملات شرطی و ادراکی ست.لکن معنای فلسفه حقیقی که ماهیت علم دارد نه چیزی که بافته خیال است .لذا فلسفه علمی است که ماهیتا در ذات هستی جریان و سریان دارد و هستی براساس آن عمل میکند .البته در مراتب مختلف هستی اصول و قوانین خاصی حاکم است.به عقیده حقیر مبحث فلسفه در عالم مادی و مثال و عقل حاکم است و شریف و قابل توجه اما در مراتب بالا تر نظیر عوالم قلبیه و ساحت ربوبی حق اصول فلسفی و حتی منطقی قابل تسری نیست. در خاتمه عرض مینمایم که زیر سوال رفتن هیچ امرعقلی و فلسفییی از شرافت و اعتبار آن کم نمیکند بلکه باعث تقویت و استقوام آن می شود. مهم عبور از مراحل خیال و وصل به مرحله علم و عقل است.

  • #18372 پاسخ

    shpegah

    ممنون که پاسخ دادید

    دوست عزیز اگر فلسفه به قول شما یک علم مبرا از خطا واشتباه باشد(که قطعا چنین نیست چون ساخت انسان است و انسان جایزالخطا)
    اولا قبل از آن باید منطق تعریف شده باشد تا فلسفه مفهوم پیدا کند
    در علم منطق هر نتیجه گیری باید برپایه یک اصل درست شکل بگیرد وگرنه اگر پایه درست نباشد قطعا نتیجه گیری ما مبهم است یعنی میتواند درست یا غلط باشد پس از درجه اعتبار ساقط است

    وحال فرض را بنا به فرمایش شما میگذاریم اگر فلسفه عاری از خطا باشد پس یک راه راست برای رسیدن به حقیقت وجود خواهدداشت

    اگر انسانی این راه را پیدا کرد و طی نمود دیگراز مقام انسانی خارج میشود و تبدیل به ماشین میشود چون دیگر حق انتخاب از اوسلب میشود
    و مقامش تنزل پیدا میکند

    حق انتخاب وقتی معنا پیدا میکند که مردد بین دوراه باشی

    ولی اگر بینهایت راه برای رسیدن به حقیقت وجودداشته باشد (که به نظرمن هست) اون موقع انتخاب راه معنی پیدا میکند
    پس فلسفه هرکس برای یافتن حقیقت مختص خودش است
    پس بینهایت فلسفه برای رسیدن به حقیقت وجود دارد

    مصداق آیه رب العالمین

    • #18408 پاسخ

      محمد

      با سلام
      در پاسخ به shpegah عزیز
      اولا شما هستی را محدود به زمان نمودید که اول باید منطق ایجاد شود یا فلسفه … اگر چنین باشد بفرمایید آیا نمیتوان پرسید پیدایش فلسفه منطقی بوذه یا غیر منطقی؟
      ثانیا کلیه علوم در ذات الهی و علم الهی همیشه موجود بوده ومبدا پیدایش ندارد بلکه مبدا تجلی و ظهور دارد
      ثالثا کثرت راه حق و بی نهایت فلسفه منجر به آنارشیست است و در صورت پذیرش آن باید پذیرفت سفسطه و مغالطه هم راهی برای کمال است
      رابعا اینکه می فرمایید پس فلسفه هرکس برای یافتن حقیقت مختص خودش است خود ایجاد حصر است چرا اولا که من باید فقط و فقط از راه خودم استفاده کنم و حق انتخاب راه بقیه را ندارم چون هرکس با یکسری توانایی و در یکسری شرایط خاص و به تبع آن راهی مختص به خود افریده شده ثانیا اگر من از هر راهی بروم و حتی اگر نروم به سعادت می رسم!!!
      خامسا اگر اینکه فرمودید حق انتخاب وقتی معنا پیدا میکند که مردد بین دوراه باشی

      ولی اگر بینهایت راه برای رسیدن به حقیقت وجودداشته باشد (که به نظرمن هست) اون موقع انتخاب راه معنی پیدا میکند
      پس فلسفه هرکس برای یافتن حقیقت مختص خودش است
      پس بینهایت فلسفه برای رسیدن به حقیقت وجود دارد
      درست باشد آیا این نیز یک فلسفه است یا خیر؟ اگر هست که خودتان نیز این یک فلسفه را منحصر کرده اید و اگر نیست چطور از چیزی که فلسفه نیست برای تبیین فلسفه استفاده می کنید؟
      سادسا علم به ذات معصوم و مبرا از خطاست در هر زمینه و شاخه ای که باید خطا در آن راه ندارد به شرطی که علم باشد و مادر سر حدات خیال و توهم آن را علم ندانیم.پیشنهاد میکنم در خصوص موضوع مجرد بودن علم نیز مطالعه نمایید
      سابعا اینکه فرمودید اگر انسانی این راه را پیدا کرد و طی نمود دیگراز مقام انسانی خارج میشود و تبدیل به ماشین میشود چون دیگر حق انتخاب از اوسلب میشود
      و مقامش تنزل پیدا میکند باید گفت ما در حالتی بین جبر و اختیار هستیم چنانکه ما در دوره زمانی و خانواده ای که به دنیا می آییم هیچ نقشی نداریم (صرف نظر از تجلی عوالم و عوالم مثال و…) در حالیکه این دو مورد تاثیر بسیار زیادی بر نگرش ما دارد ضمنا باید به عرض برسانیم این قبیل سوالات دارای یک نقص اساسی است و آن وجود دور است که باطل است چرا که شما فرمودید: اگرروزی روباتی بسازیم که بتواند تفکر کند تعقل کند از کیستی و هستی خود بپرسد(با استفاده از منطق و تحلیل عقلی نه با محفوظات خود)
      تمام تحلیلات ودانش ما از فلسفه را زیر سوال نخواهد برد؟؟
      و من میپرسم اگر این روبات بتواند رباطی به مراتب کاملتر از خود بسازد آیا آن روبات جدید تفکر سازنده خود را زیر سوال نخواهد برد؟ و اگر آن روبات جدید باز روباتی به مراتب کاملتر از خود بسازد و این روباط جدید تفکرات سازنده خود را زیر سوال ببرد چه؟؟؟ این ساختن روباتها و زیر سوال بردن تفکرات سازنده تا ابد میتواند ادامه یابد
      و من الله التوفیق

  • #18399 پاسخ

    محمد

    با سلام
    در پاسخ به shpegah عزیز
    اولا شما هستی را محدود به زمان نمودید که اول باید منطق ایجاد شود یا فلسفه … اگر چنین باشد بفرمایید آیا پیدایش فلسفه منطقی بوذه یا غیر منطقی؟
    ثانیا کلیه علوم در ذات الهی و علم الهی همیشه موجود بوده ومبدا پیدایش ندارد بلکه مبدا تجلی و ظهور دارد
    ثالثا کثرت راه حق و بی نهایت فلسفه منجر به آنارشیست است و در صورت پذیرش آن باید پذیرفت سفسطه و مغالطه هم راهی برای کمال است
    رابعا اینکه می فرمایید پس فلسفه هرکس برای یافتن حقیقت مختص خودش است خود ایجاد حصر است چرا اولا که من باید فقط و فقط از راه خودم استفاده کنم و حق انتخاب راه بقیه را ندارم چون هرکس با یکسری توانایی و در یکسری شرایط خاص و به تبع آن راهی مختص به خود افریده شده ثانیا اگر من از هر راهی بروم و حتی اگر نروم به سعادت می رسم!!!
    خامسا اگر اینکه فرمودید حق انتخاب وقتی معنا پیدا میکند که مردد بین دوراه باشی

    ولی اگر بینهایت راه برای رسیدن به حقیقت وجودداشته باشد (که به نظرمن هست) اون موقع انتخاب راه معنی پیدا میکند
    پس فلسفه هرکس برای یافتن حقیقت مختص خودش است
    پس بینهایت فلسفه برای رسیدن به حقیقت وجود دارد
    درست باشد آیا این نیز یک فلسفه است یا خیر؟ اگر هست که خودتان نیز این یک فلسفه را منحصر کرده اید و اگر نیست چطور از چیزی که فلسفه نیست برای تبیین فلسفه استفاده می کنید؟
    سادسا علم به ذات معصوم و مبرا از خطاست در هر زمینه و شاخه ای که باید خطا در آن راه ندارد به شرطی که علم باشد و مادر سر حدات خیال و توهم آن را علم ندانیم.پیشنهاد میکنم در خصوص موضوع مجرد بودن علم نیز مطالعه نمایید
    سابعا اینکه فرمودید اگر انسانی این راه را پیدا کرد و طی نمود دیگراز مقام انسانی خارج میشود و تبدیل به ماشین میشود چون دیگر حق انتخاب از اوسلب میشود
    و مقامش تنزل پیدا میکند باید گفت ما در حالتی بین جبر و اختیار هستیم چنانکه ما در دوره زمانی و خانواده ای که به دنیا می آییم هیچ نقشی نداریم (صرف نظر از تجلی عوالم و عوالم مثال و…) در حالیکه این دو مورد تاثیر بسیار زیادی بر نگرش ما دارد

  • #18400 پاسخ

    محمد

    ضمنا باید به عرض برسانیم این قبیل سوالات دارای یک نقص اساسی است و آن وجود دور است که باطل است چرا که شما فرمودید: اگرروزی روباتی بسازیم که بتواند تفکر کند تعقل کند از کیستی و هستی خود بپرسد(با استفاده از منطق و تحلیل عقلی نه با محفوظات خود)
    تمام تحلیلات ودانش ما از فلسفه را زیر سوال نخواهد برد؟؟
    و من میپرسم اگر این روبات بتواند رباطی به مراتب کاملتر از خود بسازد آیا آن روبات جدید تفکر سازنده خود را زیر سوال نخواهد برد؟ و اگر آن روبات جدید باز روباتی به مراتب کاملتر از خود بسازد و این روباط جدید تفکرات سازنده خود را زیر سوال ببرد چه؟؟؟ این ساختن روباتها و زیر سوال بردن تفکرات سازنده تا ابد میتواند ادامه یابد
    و من الله التوفیق

  • #18559 پاسخ

    shpegah

    ممنون از پاسختون

    تمام مواردی که فرمودید بریک اساسی نتیجه گیری کردید که اون اساس خود جای بحث دارد و میتواند نقض شود

    ولی در هرحال بنده فرض رو براین میذارم که تمام اساسهادرست باشد

    ولی باز یک راهکاربرای پوشش کلیه جوانب براساس مکانیک کوانتوم دارم که خدمتتون عرض میکنم خواهش میکنم دراین زمینه نیز نظرتان را بفرمایید
    واما راهکار….

  • #18668 پاسخ

    محمد

    با سلام . باتوجه به مقوله تجرد علم راهکار اتحاد وجودی با موجود مجرد عقلی است و با توجه به مقام لایقفی انسان سیر انفسی الی الله و نیل به مقام حضور تام که در آن مقام مبارک انسان به مقام حضور تام می رسد و در مقام اسم شریف اراده به دانستن هرچیز منجر به دانستن ان می شود و در مقامات فنا فی الله از انجا که «خداوند متعال»، علم خدا، ازلی است و عین ذات او است مقام فنا به منزله اتحاد وجودی با ذات الهی و علم الهی است.فیزیک کوانتوم هم اگر به معنای واقعی به مقام علم نائل شود یعنی انسان در مقام واقعیت به آن دست یافته یاشد نه در مقام تئوری و وهم ، علم است و مجرد است و مبرا از خظا و اشتباه . مهم نایل شدن به مقام علم واقعی است. چرا که چند صد سال قبل اندیشمندان بر این گمان بودند زمین مسطح است نه کروی و همچنین معتقد بودند خورشید به دور زمین می چرخد و بر این اساس علوم هیات و نجوم تدوین شده بودند اما گالیله فهمید این فرضیات علم نبوده بلکه وهم بشری بوده. ای موضوع در سایر علوم قابل تسری است. والله العظیم العلیم

  • #18669 پاسخ

    محمد

    در مورد نقض عرایض بنده هم خوشحال می شم مطالبی رو ارائه کنید .چون عرایض بنده از خودم نیست و قطره ای هست که از دریاهای عظیم علم علما به زکات و صدقه گرفته و در کشکول جمع کرده ام

    • #18682 پاسخ

      ص

      اگه رباتی بتونه راجع به هستی خودش تحقیق کنه در نهایت به انسان میرسه و تا وقتی به نتیجه نرسیده احتمالا اعلام نمیکنه که من یک ربات جستوجوگر درستکار هستم.

    • #18687 پاسخ

      محمد

      vبا سلام
      ربات در نهایت به انسان نمی رسد بلکه در ابتدا به انسان می رسد
      مثلا اگر شما از دور بخار آب را ببینید و بعد نزدیکتر روید وببینید یک کتری روی آتش است آیا آتش را دلیل ایجاد بخار آب می دانی یا کسی که آتش را روشن کرده؟ یا کسی که به آب قابلیت تبخیر داده و به آتش قابلیت گرم کردن؟

  • #18706 پاسخ

    shpegah

    ممنون از دوستان

    هدف من از طرح این سوال پاسخگویی باتوجه به محفوظات ذهنی واستفاده از علوم سایر علما نبوده

    هدف اصلی من این بوده که دایره ذهنیمونو خیلی وسیعتر از اینی که هست ببریم و بسطش بدیم واصلا بیایم از اون دایره بیرون
    واز بیرون به قضیه نگاه کنیم
    چهارچوبهای ذهنیمونو رها کنیم(به تعبیری تقوای الهی پیشه کنیم)

    اصلا از نگاه خالق به مخلوق نگاه کنیم

    به این شکل که (راهکاریکه خدمتتون عرض کردم 🙂

    فرض کنیم ما یک انسان تنها در این جهانیم و برای رهایی از تنهایی میخواهیم یک همدم برای خودمان خلق کنیم چکار میکنیم؟؟؟
    شاید اول با چوب برای خودمون یک عروسک بسازیم و با اون حرف بزنیم
    ولی حس واقعی میبینیم که نداره
    بعد یک داستان بسازیم و اونو بعنوان یک شخصیت داستان بذاریم
    ولی باز میبینیم که واقعی نیست
    میایم یک ربات هوشمند میسازیم که دقیقا شبیه به خودمونه ولی افکار و رفتارو صحبتهاش مال خودشه نه دیکته شده توسط خودم
    این موقع است که دیگه قابل اعتماد نیست چون ممکنه سرکشی کنه و برای خودم دردسر ایجاد کنه . حالا باید چکار کرد؟؟؟
    میام اول توی کامپیوتر رفتارشو شبیه سازی میکنم و اونجا تربیتش میکنم که قابل اعتماد باشه و مطمئن بشم هیچوقت به من آسیبی نمیرسونه بعد میکنم همدم و انیس و مونس خودم درسته ؟؟؟

    حالا چطوری اینکار رو میشه کرد؟؟؟

    دیگه الان با پیشرفت علم و تکنولوژی اینکار شدنیه

    یعنی تمام کارها و رفتارها و تمام انتخابهای جلوی راهه اون ربات رو میتونیم بررسی کنیم وایده آل ترین حالت یک ربات رو از اون استخراج کنیم و همدم خودمون بکنیم

    مکانیک کوانتوم هم دقیقا همینو میگه
    یعنی انتخاب همه مسیرها ورفتن همه راهها
    ودرنتیجه به احتمال خیلی زیاد بیش از یک ربات ایده آل خواهیم داشت!!
    آیالازمه فقط یکیشو انتخاب کرد؟؟؟
    بهتروجالبتر نیست که تنوع ربات ایده آل داشته باشیم به جای یک ربات ؟؟؟؟؟

    براین اساس است که من میگم یک دین برتر نداریم بلکه میتوان تنوع دینهای برتر داشته باشیم

    منظورمن از دین آیین ومنش است نه معنی تحت اللفظی آن

    • #19148 پاسخ

      ص

      یک ربات که به هوش مصنوعی و هوش دسته جمعی مجهز هست با فرض بر اینکه از نوع جستوجوگر هست مثل انسانی که پیامبر میشه نه انسانی که کشاورز جز یا … هست. و باور نداره انسان ها اونو به وجود اوردن میخواد تحقیق کنه و به نتیجه برسه .در جهانی که ربات ها با کارکردن هزینه ساخت برای بدست اوردن ی ربات جدید را به دست میارند. و روز به روز دارند پیشرفت میکنند.
      چه کسی به اتش قدرت گرم شدن داده اصلا ربطی به این فضا نداره
      اون ربات ترکیب اکسیژن با مواد سوخت و حرارت رو دلیل گرما و نور میدونه و در انتها دلیل وجود هریک از این چیزا رو تا محدودیت اکتشافات اخیر در نظر میگیره .و نتیجه گیریهاش بر اساس مشاهداتش هست و براش مهم نیست چیز هارو چی کسی به وجود اورده تا اونجا که اون اطلاع داره چیزها با ترکیب چیزها به وجود میان حتی اگر این ربات در حافظه اش وجود خالق انسان ذخیره شده باشه باز با توجه به قدرت تشخیص با علت و دلیل فقط پذیرای حقیقت است.

  • #18707 پاسخ

    shpegah

    حالا درمثال بالا میتوان تناظریک به یک برقرار کرد
    یعنی
    به جای کامپیوتر کره زمین
    به جای انسان تنها حضرت آدم و به جای ربات ایده آل حضرت حوا و سایررباتها را فرزندانشان که دارای تنوع فکری(وآیین) هستند ولی همگی صالحند را فرض کرد

  • #18708 پاسخ

    shpegah

    قطعا خداوند سبحان نیز ادیان غیر اسلام را بیهوده نیافریده حتما حکمتی در طراحی تک تکشان داشته

    پس به ریسمان الهی چنگ زنیم و متفرق نشیم

  • #18709 پاسخ

    shpegah

    نتیجه اینکه
    ازفیلسوفان عزیز خواهش میشه که این اندازه روی افکار خود تعصب نشان ندهند
    و به جهان به مثابه یک الماس هزار وجهی بنگرند

  • #18727 پاسخ

    محمد

    با سلام..علم فلسفه بر مبنای وجود است و شما هر چقدر بخواهید از چارچوبها و دوایر خارج شوید نمیتوانید از دایره وجود خارج شوید.اگر مراد شما بحث علمی است بحث علمی دارای اصول و قواعد است اما اگر قصد رویا پردازی و داستان نویسی دارید بدون چارچوب میتوان این کار را انجام داد. نظیر فلسفیدن با پتک نیچه یا هزارن وهمی که فلسفه مینامند.ااشتباه ما اینجاست که به مقام لایقفی انسان توجهی نداریم و همه چیز را در چارچوب این جهان مادی می بینیم انسان برای نیل به مقام انسان کامل خلق شده است یعنی مقام حضور محض که در آن مقام اذا شائ ان علم علم به محض اراده دانستن هر چیز آن را خواهد دانست از سوی دیگر در مقامات والا ادب مع الله اقتضائاتی دارد که به عبد اجازه نمی دهد در امور دخالت نماید و همه چیز بربای عبد حضور است و هیمان

  • #18728 پاسخ

    shpegah

    دوست من
    اولین پستی که بعداز پست شما قرار دادم دقیقا همین مفهوم رعایت اصول و قواعد بحث علمی بود که شما نقضش کردید
    بنده اصل را رعایت منطق قبل از فلسفه عرض کردم شما فرمودید

    ” شما هستی را محدود به زمان نمودید که اول باید منطق ایجاد شود یا فلسفه … اگر چنین باشد بفرمایید آیا پیدایش فلسفه منطقی بوذه یا غیر منطقی؟”

    کاربرد منطق دراینجادقیقا همین بود که بحث را منطقی و براساس اصول و قواعد موافقت شده توسط دوطرف بحث پیش ببریم ولی شما درهمان ابتدا باشروع یک بحث منطقی مخالفت کردید

    شما دربحثهایتان از اصولی استفاده میکنید که صرفا مورد تایید خودتان است وبرای بنده ثابت نشده است
    چطور ادامه بحثتان مورد استناد باشد وقتی اصولتان مبهم است؟؟؟؟

    اگر من برای تفهیم مطلبم از مثال یا داستان استفاده کردم صرفا به همین دلیل است

    بنده به مقام مافوق انسانی اصلا اشاره ای نکردم که میگویید توجهی ندارم چون هنوز صحبت در داخل همین دایره ای است که شما فرمودید
    بنده میگویم درداخل همین دایره هم همین حضور امکان پذیراست چه برسد به خارج از دایره

    وحالا یک سوال : شما این جمله خود را چطور وبا چه استنادی ثابت میکنید

    در مقامات والا ادب مع الله اقتضائاتی دارد که به عبد اجازه نمی دهد در امور دخالت نماید و همه چیز بربای عبد حضور است و هیمان

    استنادی که برای این جمله دارید لطفا افراد یا اشاره به کتاب افراد نباشد براساس یک استناد علمی دقیق و یا صرفا قرآن کریم باشد

    چون افراد جایزالخطااند ولی قرآن از خارج از دایره هستی است

  • #18729 پاسخ

    shpegah

    اگر بنده داستانی برای تفهیم منظور خودم گفتم و شما مفهوم اصلی داستان را متوجه نشدید و بنده را متهم به خیال بافی نمودید درعوض با صحبتهاتون در پست آخر تمام داستان مرا به طور کامل تایید نمودید

    ممنون

  • #18730 پاسخ

    محمد

    با سلام
    در اینجا که فرمودید ” شما هستی را محدود به زمان نمودید که اول باید منطق ایجاد شود یا فلسفه … اگر چنین باشد بفرمایید آیا پیدایش فلسفه منطقی بوذه یا غیر منطقی؟”
    مراد بنده این است که علم مجرد است و مبدا زمانی ندارد بلکه مبدا کشف یا تجلی دارد
    اینکه فرمودید کاربرد منطق دراینجادقیقا همین بود که بحث را منطقی و براساس اصول و قواعد موافقت شده توسط دوطرف بحث پیش ببریم ولی شما درهمان ابتدا باشروع یک بحث منطقی مخالفت کردید” لطفا در این خصوص مشخص نمایید که با توجه به فرمایش شما که هر کس راهی مختص به خود برای رسیدن به حقیقت دارد آیا توافق رسیدن مفهوم پیدا میکند؟ چون من راهی مختص به خود دارم و شما راهی مختص به خود در حالیکه شما اکنون قائلید میتوان به توافق رسید !!!
    اینکه فرمودید بنده به مقام مافوق انسانی اصلا اشاره ای نکردم که میگویید توجهی ندارم چون هنوز صحبت در داخل همین دایره ای است که شما فرمودید
    بنده میگویم درداخل همین دایره هم همین حضور امکان پذیراست چه برسد به خارج از دایره به عرض می رسانم انسان یک کل است که در انواع و افراد متجلی شده شما وقتی می گویید انسان کل را در نظر دارید یا افراد را؟ مسلما در مفاهیم فلسفی مراد کلیت انسان است نه افراد
    در خصوص در مقامات والا ادب مع الله اقتضائاتی دارد که به عبد اجازه نمی دهد در امور دخالت نماید و همه چیز بربای عبد حضور است و هیمان
    استنادی که برای این جمله دارید لطفا افراد یا اشاره به کتاب افراد نباشد براساس یک استناد علمی دقیق و یا صرفا قرآن کریم باشد عارضم خداوند در سوره ص میفرماید: * قالَ یا إِبْلیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالینَ* ضمن تفاسیر مراد از عالین افرادیست که در حضور محضند.این سر رشته راه برای ماست چرا که انسان در سیر انفسی در مراتب عوالم به مراتبی خواهد رسید
    که بسیار شریفتر و افضل تر از الفاظ است و در قالب مفاهیمی است که لفظ از بیان آن عاجز است و ادراک آن صرفا با اتحاد وجودی حاصل می گردد.مثلا حتی اصطلاحاتی نظیر جنات تجری من تحت الانهار و یا واژه ویل در قران . با انیکه ئر قالب لفظ در آمده حقیقت آن قابل بیان نیست. چراکه در قران کریم بارها از واژه و ما ادراک… استفاده شده وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَهُو وَ ما أَدْراکَ مَا الْحَاقَّه و ما ادراک ما لیله القدر و…
    در پایان اینکه فرمودید چون افراد جایزالخطااند ولی قرآن از خارج از دایره هستی است … خارج از دایره هستی عدم است و عدم وجود ندارد و لفظ آن هم به برکت وجود است چراکه عدم را نبودن وجود تعریف می کنیم. قران از مبدا وجود و هستی است متن و بطن دایره هستی است نه خارج از دایره هستی

  • #18731 پاسخ

    محمد

    در پایان بفرمایید به نظر شما آیا داستان قابل تایید یا رد کردن است؟ مثلا شما میتوانین داستان بینوایان ویکتور هوگو را تایید یا رد کنید؟ یا داستان معروف شنگول و منگول و حبه انگور را؟

  • #18734 پاسخ

    shpegah

    بله من گفتم هرکس راه مختص خودش دارد ولی نگفتم هیچ دو راهی اشتراک ندارند
    توافق در راههای مختلف باعث وسعت نظردوطرف میشه و دامنه نگاه و راه دوطرف رو گسترش میده

    درمورد آیه سوره ص لطفا بیشتر توضیح بدید آیا گفته شده اجازه ورود و دخالت نداریم؟؟؟

    درمورد قرآن بله شما درست میفرماییدازدرون دایره هستی است

    درمورد داستان گفته شده بنده عرض کردم مفهوم داستان رو تایید کردید نه خود داستان را

    بازهم ممنون که پاسخ میدید

  • #18736 پاسخ

    shpegah

    مفهوم داستان چگونگی وعلت خلقت رو مطرح کرده که شمانیزهدف ازخلقت راتکامل انسان فرمودید

    رسیدن به انسان کامل لازمه اش درک همه جانبه وجودی انسان است تاحدی که توانایی خلق انسان کامل دیگری را پیدا کنیم
    (حتی اگر ابتدا از یک ربات شروع کنیم)

    همان بیت
    رسدآدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تاچه حد است مقام آدمیت

    حالا میخواد از راه علم باشه فلسفه اسلامی باشه فلسفه غیراسلامی باشه و اصلا فلسفی نباشه

    البته باز قطعا درپاسخ خواهید گفت بستگی داره تکامل رو چه چیز تعریف کنیم؟

    که من میگم کل صفات الهی که درقرآن هزار رب برای هزار صفت معرفی شده

    که همون الماس هزار وجه منظورمنه

  • #18759 پاسخ

    محمد

    با سلام . انسان ماهیتا نفس و روح است که مجرد است.اما ربات مادی است یعنی در قالب ماده محقق می شود. انسان دائم البقاست اما وجود ربات متکی به جسم است .آیا میتوان رباتی ساخت که متکی به جسم نباشد؟
    انسان وجود مثالی دارد و حیات برزخی آن در قالب جسم مثالی است.آیا میتوان رباتی ساخت که جسم مثالی داشته باشد و در عالم مثال تداوم حیات داشته باشد و به حیات برزخی برسد؟
    انسان میتواند در سیر آفاقی و انفسی به عالم عقول مجرد راه یابد آیا ربات میتواند به عالم مجردات راه یابد؟
    انسان میتواند به مقام فوق عقل راه یابد (معراج پیامبر) آیا ربات همچنین قابلیتی دارد؟
    و شما بحث ربات و انسان را مطرح کردید.این سوال سوالیست که قرنها ذهن فلاسفه را مشغول داشته ولی در ابعادی بسیار بزرگتر.تحت این سوال که اگر خدا (در مثال شما انسان) موجودی کاملتر از خود یا مشابه خود خلق کند(درمثال شما ربات) چه اتفاقی خواهد افتاد؟این امر محال است و اثبات آن به کرات در منابع مختلف اتفاق می افتد با مطالعه آن منابع میتوانید به ابطال نظریه ای که دادید برسید.چرا که انسان دارای مراتب وجودی بی نهایت است ولازمه اینکه بخواهد موجودی مثل خود بسازد این است که تمام مراتب وجودی خود را بشناسد و برای شناخت این موضوع لازم است به مقام فنا برسد و در عینیت وجود در ماسوا جدای از ماسوا و خدا شود .پس اگر بخواهد رباطی کامل بسازد باید خدا بسازد.
    حال فرضا آقای ایکس رباط وای را میسازد که دقیقا مانند خودش است از هر جهت.اگر فرض محال بودن را کنار بگذاریم (چون گفتیم انسان ذیروح و مجرد است) فرض می کنیم آقای ایکس در همان شب طی انجام عبادت به مقام روحانی خاصی میرسد و یا با آزمایشات دیگری به مقام علمی خاصی میرسد و دانسته های جدیدی کشف میکند.حال باید این دانسته ها و مقامات را به رباطش هم بدهد تا رباط دوباره بتواند مانند او شود.آیا این ممکن است؟ این شرایط هرشب مبتواند برای آقای ایکس پیش بیاید

  • #18760 پاسخ

    محمد

    و اما فرمایشات شما:
    ۱)”مفهوم داستان چگونگی وعلت خلقت رو مطرح کرده که شمانیزهدف ازخلقت راتکامل انسان فرمودید”

    ۲(رسیدن به انسان کامل لازمه اش درک همه جانبه وجودی انسان است تاحدی که توانایی خلق انسان کامل دیگری را پیدا کنیم
    (حتی اگر ابتدا از یک ربات شروع کنیم)
    موارد یک و دو شما تناقض دارد چراکه اگر انسان دائما در حال تکامل باشد باید دائما رباط جدید بسازد تا رباتش کامل باشد چون خودش هر روز کاملتر میشود.اگر هم انسان زمانی به کمال مطلق برسد هم دیگر رباتش هم کمال مطلق است و نمیتواند اندیشه انسان
    را زیر سوال ببرد چراکه هردو کمال مطلق هستند. سوال شما هما سوال خلقلت شریک الباری توسط باری است که فقط پوسته اش عوض شده است
    همان بیت
    ۳)رسدآدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تاچه حد است مقام آدمیت
    آیا رباط مادی میتواند به مقام آدمیت که لازم التجرد است برسد؟
    ۴)حالا میخواد از راه علم باشه فلسفه اسلامی باشه فلسفه غیراسلامی باشه و اصلا فلسفی نباشه
    فلسفه یا حکمت اصیل است و اسلامی و غیر اسلامی ندارد.ضمنا آیا موضوعی وجود دارد که فلسفی نباشد؟ لطفا مثالی بزنید چراکه هرچیز موجودی وجود دارد و موضوع فلسفه بحث در خصوص وجود است
    ۵)البته باز قطعا درپاسخ خواهید گفت بستگی داره تکامل رو چه چیز تعریف کنیم؟
    من چنین چیزی نمیگویم چون تکامل تعریف خاص خودش را دارد و مهم نیست ما که تعریفی کنیم.شما برای قبولی در مدرسه باید ۱۰ بگیرید .حالا اگر تعریف من از قبولی یا تکامل نمره ۵ باشد من با نمره ۵قبول نمی شوم.
    ۶)که من میگم کل صفات الهی که درقرآن هزار رب برای هزار صفت معرفی شده
    هزار رب و هزار صفت نهایتا در وجود حضرت هو نماینده است و هو هم برای اشاره است و مقام ایشان بی نام است چون شریفتر از نام است(که تو در لفظ نگنجی و تو در وهم نگنجی).مثلا آقای ایکس شوهر خانم وای هست و کارمند آقای زد و پدر خانم اچ و برادر آقای سی همه اینها آقای ایکس است که هر کدام از افراد در کثرات نامی خاص به او اطلاق داده اند و آقای ایکس در مقام وجودی فوق تجرد خود نفس است و بینام ونشان
    ۷)که همون الماس هزار وجه منظورمنه
    الماس هزار وجه درست است که هزار وجه دارداما الماس است و هرکدام از وجه های آن متعلق به ذات الماس است. آیا وجود وجه ها بدون وجود الماس محقق است؟ اگر الماس بجای هزار وجه یک وجه داشت الماس نبود؟ اگر ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ وجه داشت چه؟ الماس نبود؟

  • #18764 پاسخ

    shpegah

    ممنون که پیگیرسوال هستید

    ببینید دقیقا تمام مواردی را که در موردربات فرمودید امکان پذیر نیست امکان پذیر هست

    رباتی میتوان ساخت دارای جسم و روح باشد
    رباتی میتوان ساخت که خیلی جلوتر و فلسفی تر از سازنده اش صحبت کند بیندیشدو حتی دنیای قبل و پس از مرگ داشته باشد
    دنیایی برای ربات بسازیم که اگر درآن دنیا ازقوانینمان تخطی کرد دردنیایی دیگر همان ربات با همان حسهایی که در دنیای اول داشت در دنیای دومی و در جسمی دقیقا مشابه جسم دنیایی مجازاتش نمود

    بنده خود درحال طراحی هوشی هستم که کلمه را بفهمد وخودش بااختیار خودش صحبت کند وحرف از علومی بزند که خودمن هم هنوز آن علوم را نخوانده ام واز آنها بی اطلاعم
    بعنوان مثال خودش بفهمد چطور بادستکاری ژنهای انسان میتوان انسانی بال دار ساخت
    مطلبی که بنده چیزی از آن نمیدانم وشاید هیچ کس دیگر هم نداند که به او آموزش دهد

    اینکار غیر ممکن نیست ولی شاید مجبوربه صرف وقت بسیارزیادی برایش بشوم

  • #18765 پاسخ

    محمد

    سلام.طبق فرمایشات شما:
    ۱)رباتی میتوان ساخت دارای جسم و روح باشد
    چطور جسم و روح را میسازید؟ بر فرض جسم را بسازید (آن هم با مواد طبیعت) روح را نمیتوان ساخت چون مجرد است (روح انسان هم روح خداست نفخت من روحی )
    ۲)رباتی میتوان ساخت که خیلی جلوتر و فلسفی تر از سازنده اش صحبت کند
    ملاک شما برای فلسفی تر چیست؟ باید مبنایی باشد که بگویید مقوله ۱ از مقوله ۲ فلسفی تر است
    ۳)حتی دنیای قبل و پس از مرگ داشته باشد
    لازمه این امر این است که ربات در هر سه جهان وجود داشته باشد.ضمنا ربات چگونه میتواند بمیرد؟
    ضمنا چگونه در درون این دنیا دنیای دیگری میسازید؟
    ۴)بنده خود درحال طراحی هوشی هستم که کلمه را بفهمد وخودش بااختیار خودش صحبت کند وحرف از علومی بزند که خودمن هم هنوز آن علوم را نخوانده ام واز آنها بی اطلاعم
    چنین هوشی در چارچوب طراحی شما عمل میکند.متاسفانه شما به یک نکته توجه ندارید و آن این است که طراح انسان خداست و خدا علیم است یعنی تمام علوم را می داند .ربات شما برای حرف زدن از علومی که شما از آن اطلاع ندارید باید از منبع دیگری استفاده کند
    ۵)بعنوان مثال خودش بفهمد چطور بادستکاری ژنهای انسان میتوان انسانی بال دار ساخت
    ربات این کار را با آزمون و خطا در ژنها انجام میدهد اما ساخت انسان بالدار با استفاده از قوه خیال و اتصال با عالم مثال منفصل ممکن است چون هر چیزی که تصورش را بکنید در عالم مثال موجودیت دارد و فقط منتظر این است تا اسباب و علل آن فراهم شود تا به عادم ماده بیاید

  • #18766 پاسخ

    shpegah

    سلام
    ببینید اگر ادعایی میکنم ختما به همه جوانب آن هم فکر کردم
    چرا دائم میفرمایید که نمیشود
    کسیکه همه چیزرادر یک محدوده بسته میبینند و فکر میکنید که همه چیزدرهمان محدوده است ولی وقتی از یک سطح بالاتر به آن محدوده مینگرد میبیند که اشتباها خود را محدود کرده بود میتوان فراتراز آن هم فکرکردحالاشاید شرایط رفتن به آنجارانداشته باشد ولی میتواند تصورش کند
    اشکال اینجاست که شما فرمودید

    “ربات شما برای حرف زدن از علومی که شما از آن اطلاع ندارید باید از منبع دیگری استفاده کند”

    بنده میگویم خیرربات مدنظرمن خودش استدلال و استنتاج میکند درست مثل خودمن نه اینکه از دیکته شده کسی استفاده کند

    کمی به عرایض بنده توجه کنید بنده بسیار زمان، مطالعه وتحقیق و آزمایش دراین زمینه انجام داده ام و فهمیدم که اینکار انجام شدنیست وتا الان به نتیجه خلاف آن هنوز نرسیدم و دائما دارم دراین زمینه نتیجه میگیرم
    چرا میفرمایید که غیر ممکن است

  • #18767 پاسخ

    shpegah

    اینکه میفرماییدخداوند علیم است بله کاملا حق باشماست من هم بااستفاده از آموزه های او تنوانستم راهی برای طراحی فوق هوشمند پیدا کنم
    ولی
    الان با بندگان خدا بیشتر به مشکل خوردم که نمیتوانند بپذیرند که اینکار شدنیست

  • #18770 پاسخ

    shpegah

    پیشنهاد میکنم کلیپ اولین برخورد ربات سوفیا با خالقش را ببینید

  • #18830 پاسخ

    محمد

    متاسفانه به نظر می رسد شما با مفاهیم مادی و مجرد و همچنین وحدت و کثرت و انواع وحدت و کثرت آشنایی ندارید. تعاریف شما از ایجاد روح برای ربات برپایه ایجاد دیتا بیس هست که اون هم صرفا مبنای مادی دارد نه مجرد.تفسیر نفخت من روحی هم صرفا تحت اللفظی نیست که خدا از روح خود در انسان دمید بلکه همان تجرد نفس در مرتبه سقع ذاتیست. به هرحال برایتان آرزوی توفیق دارم

  • #18959 پاسخ

    shpegah

    ممنون از دعای خوبتون

    شاید حق باشما باشه

پاسخ به : اگرروزی متوجه اشتباه خود شویم!
لطفا فارسی و خوانا بنویسید




+ 79 = 85

لغو
Secured By miniOrange